كاهش درد دندان درآوردن کودکان

براي آنكه كودك‌تان به راحتي دندان درآورد و دچار درد و ناراحتي نشود، بهتر است روش‌هاي زير را امتحان كنيد.
نوشته دكتر سارا كاشانچي جراح - دندانپزشك


كاهش درد دندان درآوردن کودکان كاهش درد دندان درآوردن کودکان
-->

از كمپرس سرد استفاده كنيد
كمپرس سرد فقط براي رگ‌ به رگ شدن پا و كاهش تورم و درد مناسب نيست، بلكه مي‌توان از آن براي كاهش دردهاي دهان و دندان نيز استفاده كرد. يك تكه پارچه تميز و خيس را داخل يك كيسه نايلوني بگذاريد و به مدت يك ساعت داخل فريزر قرار دهيد. براي نرم‌تر شدن آن مي‌توانيد پارچه را در ظرف حاوي چاي بابونه غوطه‌ور كنيد. چاي بابونه هم به آرام شدن كودك كمك مي‌كند و هم باعث مي‌شود تا راحت‌تر بخوابد. وقتي كه پارچه را از داخل كيسه درآورديد، كودك‌تان از جويدن آن و فشار دادنش در بين لثه‌ها لذت مي‌برد، چرا كه پارچه را به اطراف لثه‌هايش ماساژ مي‌دهد و سردي آن باعث كرختي لثه و كاهش احساس درد مي‌شود.

استفاده از دندان‌گير
مي‌‌توانيد يك دندان‌گير يا پستانك را نيز در يخچال بگذاريد تا كاملاً خنك شود؛ اما دندان گير را اصلا در فريزر نگذاريد، چرا كه به شدت سفت و سخت مي‌شود و مي‌تواند به دهان كودك آسيب برساند. اگر كودك‌تان شروع به خوردن مواد غذايي جامد نموده است، مي‌‌توانيد برخي ميوه‌هاي فريز شده را به اشكال مختلف و متنوع درآوريد و به دست كودك خود بدهيد. مثلا يك تكه بزرگ هويج فريز شده انتخاب خوبي است، زيرا كودكتان هم مي‌‌تواند به راحتي آن را در دست بگيرد و هم سردي هويج به كاهش درد لثه‌هايش كمك مي‌كند.

فشار
كودكان خردسال و نوزادان به هنگام دندان در آوردن دوست دارند چيزي را روي لثه‌هاي‌شان فشار دهند. اين كار باعث مي‌شود ذهن‌شان مشغول احساس درد دندان درآوردن نشود. اگر كودك كوچك شما هيچ چيز سرد و خنكي را قبول نمي‌‌كند تا روي لثه‌اش بكشد، يك دندان‌گير معمولي به او بدهيد تا آن را بر روي لثه‌اش بكشد. دندان‌گيرها معمولا حالت موجي دارند. بهتر است يا اين دندان‌گيرها را امتحان كنيد يا آنكه دستان خود را بشوييد و با انگشت تميز روي لثه او بكشيد. احساس فشار روي لثه‌اش به او حس خوشايندي مي‌دهد و از صدايي كه با كشيدن انگشت روي لثه‌اش به وجود مي‌آيد لذت مي‌برد.

اغلب والدين سعي مي‌كنند در اينگونه مواقع از داروهاي بي‌حس كننده (ژل‌ بي‌حسي يا كرم بي‌حسي) استفاده كنند تا درد دندان درآوردن تقليل يابد. هنگام خريد اين داروها دقت كنيد انواع بدون بنزوكائين را تهيه نماييد، زيرا وجود بنزوكائين در اين محصولات بي‌حس كننده مي‌تواند براي كودك خطرناك باشد. بنزوكائين باعث ايجاد شرايطي مي‌شود كه در آن ميزان اكسيژن خون به شدت كاهش مي‌يابد. بنزوكائين را نبايد به هيچ‌وجه براي كودكان زير دو سال استفاده كرد. يك خطر ديگر در مورد مصرف اين نوع داروها اين است كه شما نمي‌توانيد دارو را درست در محل مورد نظر بماليد و حتماً به ساير بخش‌ها نيز ماليده مي‌شود. حتي نوزاد بخشي از آن را قورت مي‌دهد (از طريق بزاق دهان) و از اين راه گلوي او بي‌حس مي‌شود و سخت‌تر مي‌تواند شير بنوشد، آب دهانش را قورت بدهد و حتي غذا بخورد.

مسكن‌ها
اگر هيچ يك از اين موارد در مورد كودك شما كارساز نبود، نياز به يك كاهش دهنده درد (مسكن) داريد. معمولاً پزشكان مصرف داروهايي مثل استامينوفن را توصيه مي‌كنند، اما دقت داشته باشيد كه هيچ‌گاه به شيرخواران زير سه ماه بدون تجويز پزشك هيچ دارويي ندهيد. در مورد نوزادان شش ماهه، مي‌توانيد با نظر پزشك مسكن‌ ديگري استفاده كنيد. به خاطر داشته باشيد كه اين داروها مي‌‌توانند معده را تحريك كنند و مشكلاتي را به وجود آورد؛ مثل بالا آوردن غذا و شيري كه نوزاد خورده است. آسپرين يكي ديگر از مسكن‌هاست، اما نبايد كودكان، نوجوانان و جوانان زير 19 سال به طور سرخود از آن استفاده كنند. آسپيرين را به كودك خود ندهيد و آن را روي لثه‌اش نماليد، چرا كه ممكن است باعث بروز يك بيماري خطرناك (سندرم ري) شود و زندگي‌اش را تهديد كند.

درمان‌هاي دارويي
برخي روش‌هاي درماني خانگي تاثير زيادي دركاهش التهاب و درد ناشي از دندان درآوردن در كودكان مي‌شوند، اما بيشتر متخصصان معتقدند اين روش‌هاي درماني علاوه بر تمام مزايايي كه دارند، گاهي اوقات خطراتي نيز خواهند داشت. اين داروها بايد در بسته‌بندي‌هاي سالم و مطمئن نگهداري شوند و كاملاً سالم و بي‌خطر باشند. قبل از آنكه مصرف دارو را شروع كنيد، موضوع را با پزشك در ميان بگذاريد.

علائم و نشانه‌هاي دندان درآوردن
نوزادان و كودكان با علائم متفاوتي دندان درمي‌آورند. ميزان درد دندان درآوردن نيز در آنها متفاوت است. اين علائم چند روز ادامه دارند. برخي كودكان خوش‌شانس هستند كه به هنگام دندان درآوردن رنج و عذاب زيادي متحمل نمي‌شوند. يك‌سوم از كودكان آب دهان‌شان سرازير مي‌شود، يك‌سوم ديگر از كودكان كج‌خلق و تندمزاج مي‌شوند و يك‌سوم مابقي نيز دچار مشكلات مربوط به خواب مي‌شوند.

براي آنكه كودك‌تان به راحتي دندان درآورد و دچار درد و ناراحتي نشود، بهتر است روش‌هاي زير را امتحان كنيد:
بيرون زدن نوك دندان از زير لثه
تورم لثه
تلاش كودك براي جويدن و مكيدن هر چيزي كه در دست دارد
سرازير شدن آب دهان
كج‌خلقي
ماليدن صورت
مشكلات مربوط به خواب (بدخوابي)
امتناع از غذا خوردن
ماليدن گوش‌ها
اگر متوجه چند نشانه از نشان‌هاي فوق در كودك‌تان شديد، احتمالاً به زودي متوجه دندان درآوردن او نيز خواهيد شد. اگر كودك‌تان طي اين روزها دچار اسهال، تب و آبريزش بيني شده است، آن را نشانه خاص دندان درآوردن قلمداد نكنيد؛‌ به‌خصوص اگر اين موارد بيشتر از 24 ساعت ادامه يابد؛ ‌چرا كه دندان درآوردن باعث اسهال و تب نمي‌شود. با اين وجود اغلب والدين مي‌گويند كه دندان درآوردن كودك‌شان به صورت مستقيم با اين نشانه همراه بوده است؛ ولي هنوز هيچ‌گونه دليل علمي اين ادعا را اثبات نكرده است. در صورت بروز اين علائم، كودك خود را نزد پزشك ببريد.

چه زماني دير دندان درآوردن بايد باعث نگراني والدين شود؟
معمولاً نخستين دندان سفيد و شيري كودك در 10-4 ماهگي بيرون مي‌زند، اما اگر كمي هم ديرتر شد، جاي هيچ‌گونه نگراني نيست. اگر دندان‌هاي كودك‌تان بسيار كند و دير به دير ظاهر مي‌شوند، اما رشد استخواني، پوستي و موهاي او كاملا طبيعي است، باز هم جاي نگراني نيست. اگر كودك‌تان تولد يكسالگي‌اش را پشت سر گذاشته اما هنوز دنداني درنياورده است، او را نزد پزشك ببريد. حتي گاهي اوقات دندان‌هاي دائمي كودكان 9-8 ساله نيز مي‌افتد. در چنين مواقعي بهترين كار اين است كه به يك متخصص دندانپزشك و يا يك اُرتودنتيست مراجعه كنيد. دير دندان درآوردن در كودكاني كه سير طبيعي رشد خود را سپري مي‌كنند، نشانه خطر نيست. در ضمن دندان‌هايي كه ديرتر درمي‌آيند، ديرتر پوسيده و خراب مي‌شوند. بهترين كار مراجعه دندانپزشك از زمان رويش اولين دندان شيري يا يكسالگي است

دندان‌های نیش دندان‌هایی نسبتاً کشیده و نوک تیز اند. در برخی جانداران گاهی نوک این دندان‌ها کمی صاف است و مانند دندان‌های پیش دیده می‌شوند. این دندان برای محکم گرفتن غذا برای پاره کردن آن از هم و گاهی به عنوان سلاح دفاعی کاربرد دارند. دندان نیش در پستانداران معمولاً بزرگترین دندان است. بیشتر گونه‌های پستانداران چهار دندان نیش دارند (دوتا در هر فک) که در دو سوی دندان پیش جای گرفته‌اند. برای نمونه انسان این چنین است. در بیشتر پستانداران، دندان نیش از همه بیشتر جلب توجه می‌کند.

نگارخانه

وقتي که دراز مي کشيم فشار رگ ها مقداري افزايش پيدا مي کند همين امر باعث مي شود که عروقي هم که در ناحيه اتاق پالپ وجود دارد فشارشان افزايش پيدا کرده و فشار داخلي پالپ دندان باز هم افزايش پيدا کرده و دندان درد هم به همان نسبت افزايش پيدا کند.

دندان درد از آن دردهايي است که واقعاً تحملش سخت است؛ به خصوص که شب ها خواب و آرامش را از انسان سلب کند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، در واقع شايد بشود گفت درد دندان جزء بدترین دردهای غير قابل تحملراست كه وقتي گريبانگيرمان شود، حاضر هستيم هر كاري برای خلاصی از آن کنیم.

چه بسا در اين مواقع دسترسي به پزشك هم امكان پذير نباشد يا اگر به پزشك كشيك شب دسترسی داشته باشیم نهایت آن به دست آوردن چند مسکن است که بدون دکتر هم می توان آنرا از داروخانه خرید.

به نظر شما چه کارهای دیگری برای تسکین دندان درد می توان کرد؟ در ابتدا به این سوال پاسخ می دهیم که:

چرا دندان درد در شب ها بيشتر است؟

 شب ها با توجه به اين که معمولاً در حالت دراز کش هستيم، فشار ناحيه سر افزايش پيدا مي کند. يعني وقتي در حالت ايستاده هستيم فشاري در رگ ها وجود دارد و وقتي که دراز مي کشيم فشار رگ ها مقداري افزايش پيدا مي کند همين امر باعث مي شود که عروقي هم که در ناحيه اتاق پالپ وجود دارد فشارشان افزايش پيدا کرده و فشار داخلي پالپ دندان باز هم افزايش پيدا کرده و دندان درد هم به همان نسبت افزايش پيدا کند.



براي همين است که بيماري که دندان درد دارد شب ها بلند مي شود و براي خودش قدم مي زند تاصبح شود. چون تا قصد خواب کند دردها تشديد مي شود و وقتي قدم مي زند چون سرپا می ایستد درد کاهش پيدا مي کند.

در این زمینه به سراغ دکتر ميترا برادران، جراح دندانپزشك رفتیم. وی در مود دندان درد و راهکارهای ساده برای رهایی از این درد می گوید اگر دندان هنگام خواب به شدت درد بگيرد، نشانه اين است كه دندان از قبل پوسيدگي داشته و عصب باز شده.

وي در ادامه تاکید می کند که آرام كردن اين درد تنها با مراجعه به پزشك و عصب كشي كامل امكان پذير است ولي با رعايت نكات زير مي توان درد را كاهش داد.

1- از خوردن غذا يا نوشيدن مايعات گرم جدا پرهيز كنيد.

2- با استفاده از كمپرس سرد از روي صورت و در ناحيه درد، درد دندان كمتر مي شود و هر چه كمپرس بيشتر باشد، نتيجه بهتري دارد.

3-شست و شوي داخل دهان با آب نمك سرد .

4- استفاده از قطره هاي گياهي مثل عصاره گياه ميخك كه بايد به طور مستقيم روي حفره پوسيدگي دندان ريخته شود.

5-استفاده از مسكن هاي ضد التهاب مانند: ژلوفن يا مسكن هاي قوي مانند استامينوفن كدئين.
 
یادمان باشد در هنگام خواب بايد حتما زير سر بلند باشد، اگر بالشت كاملا تخت باشد، خونرساني در سر بيشتر مي شود و درد دندان افزايش مي يابد.

دندان عقل

دندان عقل به آخرین دندان در هر قوس فکی گفته می‌شود که معمولاً بین ۱۷ تا ۲۵ سالگی در دهان می‌روید و دندانپزشکان اصطلاحا آن را "آسیای سوم" می‌نامند.

شیوع

معمولا هر فردی دارای ۲ دندان عقل در فک بالا ،۲ دندان عقل در فک پایین و در مجموع دارای ۴ دندان عقل است. گاهی به دلایلی از جمله دلایل ارثی، بیماری‌های دوران کودکی(کم خونی، راشیتیسم )، عدم هماهنگی رشد استخوان فک با اندازه دندان‌ها و … این دندان‌ها در داخل فک نهفته می‌مانند. همچنین ممکن است قسمتی از تاج آن‌ها به طور ناقص در دهان ظاهر می‌شود، که در این صورت به آن دندان عقل نیمه نهفته گفته می‌شود.عدم وجود دندان عقل یک یا چند نمونه از hypodontia است.

مشکلات دندان عقل

اغلب افراد جامعه مشکلاتی با دندان عقل دارند. از جمله دردسرهایی که دندان‌های عقل روییده، نهفته و نیمه نهفته می‌توانند ایجاد کنند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف. اثر فشاری محدودیت فضا در قوس فکی یا رشد دندان عقل در جهات نادرست موجب مشکلاتی مانند این موارد می‌شود:

۱. تحلیل ریشه دندان مجاور توسط دندان عقل نهفته

۲. تشکیل کیست‌ها و تومورهای با منشا دندانی در اطراف دندان عقل نهفته که بسته به نوع ضایعه ممکن است خوش خیم و یا بد خیم باشند.

۳. تضعیف استخوان فک توسط یک دندان نهفته و عدم استحکام مکانیکی استخوان فک در برابر ضربه

۴. نامرتب شدن و درهم ریختگی بقیه دندان‌های فک

ب. به علت عدم دسترسی کافی در حین مسواک زدن و گیر غذایی:

۱. عفونت در لثه و بافت‌های نرم اطراف دندان عقل (پری کورونیت)، ایجاد عفونت در استخوان و بافت‌های نگه دارنده دندان عقل و همچنین دندان مجاور آن (بیماری پریودنتال)

۲. پوسیدگی دندان عقل.

خارج کردن دندان عقل

دندان عقل، خارج شده از فک


این دندانها نقش چندانی در جویدن غذا ندارند و با توجه به مشکلاتی که ذکر شد، این دندان ممکن است توسط دندانپزشک از فک خارج شوند. البته خارج کردن بدون دلیل آن به خاطر احتمال آسیب به اعصاب توصیه نمی‌شود. بهترین سن برای خارج کردن دندان عقل از دهان، زیر ۲۰ سالگی است. البته در سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی هم امکان خارج کردن آن‌ها وجود دارد، ولی پس از ۴۰ سالگی کشیدن دندان عقل دشوارتر می‌شود.

خارج کردن این دندان ممکن است عوارضی مانند خونریزی، درای ساکت، آسیب به اعصاب و ... داشته باشد.

دندان پزشکی

عده معدودی از سلمانی‌ها، شاگرد زرگرها و عطارها را می‌توان اولین افرادی دانست که با استفاده از روش‌های گوناگون، مبادرت به کشیدن دندان، گذاشتن روکش، ساختن دندان مصنوعی و یا برای تسکین دردها و ورم‌های دهانی آن هم با وسایل بسیار اولیه مبادرت به انجام امور دندانپزشکی می‌کردند.

بعدها مسئله آموزش دندانپزشکی مطرح شد که پیشگامان این حرکت را می‌توان کتر میلچارسکی، دکتر سیاح و برخی دیگر از دندانپزشکان آن زمان دانست. دندانپزشکی که شاخه‌ای از طب است تنها کلاس طب تا سال ۱۲۹۷ در مدرسه دارالفنون بود.

درآبان ماه آن سال کلاس طب به مدرسه طب تغییر کرد و در نتیجه این مدرسه دارای اتاق و رییس جداگانه‌ای گشت که محل آن در حیاط بزرگ دارالفنون قرارداشت. با گذشت زمان وبا جدا شدن مدرسه طب از دارالفنون چند اتاق در حیاط وزارت معارف به آن اختصاص داده شد.

در سال ۱۳۰۰ که دکتر سیاح تحصیلات خود را دراروپا به پایان رسانید، به ایران مراجعت و با افرادی نظیر دکتر میلچارسکی، دکتر اشتومپ و دکتر استپانیان آشنا شد. اکثر آن‌ها پزشکان ویژهٔ دربار بودند. در آن زمان به پیشنهاد دکتر میلچارسکی و دکتر سیاح و تصویب مسوؤلین وقت دستور راه‌اندازی مدرسه دندانسازی داده شد. این مدرسه در سال تحصیلی ۱۳۰۹-۱۳۱۰ وابسته به مدرسه عالی طب و مدیریت آن به عهده دکتر میلچارسکی و بعد به دکتر سیاح واگذارگردید. در آن زمان مدرسه دندانسازی دارای دو اتاق و یک زیر زمین بود که امور درمانی، لابراتوری و اداری در آن انجام می‌گرفت.

تجهیزات و برخی از مواد عبارت بودند از چند صندلی با سلفدان‌های حلبی، چهار عدد چرخ پائی دندانپزشکی جهت کلینیک، یک میز چوبی، سه عدد چهارپایه، یک ولکانیزاتور و گچ ساختمانی که توسط محمدخان اولین مستخدم مدرسه دندانسازی کوبیده می‌شد و الک می‌گردید.

آموزش‌های نظری و عملی در این مقطع توسط دکتر آشوت هاروطونیان و شهریار سلامت انجام می‌شد.

پایه دانشگاه به سبک دانشگاه‌های اروپایی در سال ۱۳۱۳ ریخته شد. در مهرماه آن سال دکتر سیاح رئیس دانشکده و دکتر محسن لک عهده‌دار تدریس کلینیکی شدند. دوره آن پنج سال بود که چهارسال آن صرف آموزش‌های عملی ونظری می‌گردیدو یکسال جهت تهیه وتدوین پایان نامه.

کار روان پزشک

تا همین چند سال پیش، تا از بیماری‌های اعصاب و روان حرفی به میان می‌آمد، مهم‌ترین وظیفه اصحاب رسانه، «تغییر و اصلاح نگرش مردم به بیماری‌های اعصاب و روان» تلقی می‌شد. خدا را شکر، این روزها قدری از این فرهنگ‌‌سازی‌ها کارگر افتاده و مردم بیش از گذشته باور کرده‌اند که بیماری‌های روانی هم مانند بیماری‌های دیگرند و برای درمان آنها باید به روان‌پزشک، روان‌شناس یا مشاور مراجعه کنند؛ اما مساله‌ای که این هفته قصد داریم درباره‌اش به شما اطلاعاتی عرضه کنیم، تفاوت‌های روان‌شناسی و روان‌پزشکی است و اینکه هر کدام از روان شناسان و روان‌پزشکان چه خدماتی را می‌توانند به شما عرضه کنند. گفتگوهای ما را با دکتر غلامرضا میرسپاسی، نایب‌رئیس انجمن روانپزشکان ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه علوم پزشکی ایران در همین رابطه بخوانید...

گفتگویی با دکتر غلامرضا میرسپاسی و دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم درباره «تفاوت از دست رفته» - دکتر مجید سلطانی
فرق روا‌نشناسان و روانپزشکان


تا همین چند سال پیش، تا از بیماری‌های اعصاب و روان حرفی به میان می‌آمد، مهم‌ترین وظیفه اصحاب رسانه، «تغییر و اصلاح نگرش مردم به بیماری‌های اعصاب و روان» تلقی می‌شد. خدا را شکر، این روزها قدری از این فرهنگ‌‌سازی‌ها کارگر افتاده و مردم بیش از گذشته باور کرده‌اند که بیماری‌های روانی هم مانند بیماری‌های دیگرند و برای درمان آنها باید به روان‌پزشک، روان‌شناس یا مشاور مراجعه کنند؛ اما مساله‌ای که این هفته قصد داریم درباره‌اش به شما اطلاعاتی عرضه کنیم، تفاوت‌های روان‌شناسی و روان‌پزشکی است و اینکه هر کدام از روان شناسان و روان‌پزشکان چه خدماتی را می‌توانند به شما عرضه کنند. گفتگوهای ما را با دکتر غلامرضا میرسپاسی، نایب‌رئیس انجمن روانپزشکان ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه علوم پزشکی ایران در همین رابطه بخوانید...

سلامت : در حوزه بیماری‌های اعصاب و روان، متخصصان زیادی فعالیت می‌کنند: مشاوران، روان‌شناسان،‌ روان‌پزشکان و متخصصان مغز و اعصاب. لطفا به زبان ساده بفرمایید تفاوت این تخصص‌ها در چیست؟
بگذارید با یک مثال به‌تان جواب بدهم. چندسال پیش،یک دستگاه الکترونیکی خریدم و به محل کارم بردم تا از آن استفاده کنم. فکر می‌کردم که خیلی ساده، آن را به برق می‌زنم و روشن می‌شود. اما وقتی می‌خواستم اجزایش را به هم وصل کنم، دچار مشکل شدم. تصمیم گرفتم از یک دوستم که او هم این وسیله را داشت، کمک بگیرم. به او زنگ زدم و او هم البته اطلاعات خوبی داشت ولی چیزهایی که می‌گفت با مدل دستگاه من جور درنمی‌آمد. تصمیم گرفتم به شرکت سازنده دستگاه زنگ بزنم و راهنمایی بخواهم. متصدی مربوطه هم تلفنی راه‌حل‌هایی ارایه داد که خیلی کلی بود و خیلی سریع گفته شد و من نتوانستم بعضی نکات را یادداشت کنم. حتی اینکه طرف مقابلم را نمی‌دیدم این حس را به وجود آورد که شاید کاملا حرف‌هایم را نمی‌گیرد. درخواست کردم برایم یک دفترچه راهنما بفرستد که فرستاد و خیلی هم به من کمک کرد ولی روح کنجکاو من می‌خواست بیشتر سر دربیاورد. اینجا بود که تصمیم گرفتم نزد یک متخصص بروم. او هم با دقت به حرف‌هایم گوش کرد و یکی‌یکی همه عیب‌ها و ایرادهای احتمالی و طرز کار صحیح دستگاه را به من آموزش داد. حالا سال‌هاست با این دستگاه‌ کار می‌کنم و شکر خدا تاکنون مشکلی برایم پیش نیامده و البته هر وقت مشکل کوچکی پیش می‌آید با همان متخصص تماس می‌گیرم.
سلامت : به نظرتان خوانندگان ما با خواندن این خاطره، تفاوت‌های مشاور تلفنی و روان‌شناس و روان‌پزشک و متخصص مغز و اعصاب را می‌فهمند؟
بله، ولی اگر بخواهم واضح‌تر بگویم، جوابتان این می شود که وقتی یک فرد با مشکلی برخورد می‌کند (مثلا یک مشکل تربیتی با فرزندش) ابتدا از یک دوست یا بزرگ‌تر نظرخواهی می‌کند و آن دوست بر اساس تجربه‌های محدودش نقطه نظراتی را مطرح می‌کند که می‌تواند مفید باشد یا نباشد. پس از آن، اگر فرد از آگاهی و بینش بهتری برخوردار باشد، به جای رفتن سراغ اعمال مضحک (مثل کف‌بینی و طالع‌بینی) سراغ اهل‌ فن می‌رود و مثلا سعی می‌کند با خواندن کتاب یا مقاله، مشکلاتش را حل کند. به طور مثال، در زمینه تربیت کودکان کتابی مطالعه می‌کند؛ مثل همان کاتالوگ یا دفترچه راهنمایی که مثال زدم و البته معمولا آن دفترچه، کامل نیست و به طور اختصاصی برای ما تدوین نشده. در گام بعدی، فرد با یک مشاور تماس می‌گیرد؛ البته مشاوره تلفنی می‌تواند راهکار مفیدی باشد ولی چون تماس چهره به چهره وجود ندارد، احساس خوبی نیز تجربه نمی‌شود و معمولا کلی‌گویی‌هایی صورت می‌گیرد. از این‌رو فرد، قدم بعدی را برای رفتن نزد یک مشاور برخواهد داشت. مشاور هم سعی می‌کند راهکارهایی ارایه دهد و...
سلامت : و حالا اگر مشکل به طور دایمی و ریشه‌ای حل نشود، چه؟
در این صورت، شما باید از یک روان‌شناس بهره بگیرید تا با بررسی مسایل و مشکلات و توانایی‌های منحصر به فردتان کاری ‌کند که بتوانید راه‌ ساده‌‌ای را در زندگی‌ انتخاب کنید.
سلامت : حالا فرض کنید پس از بررسی‌های همه‌جانبه روان‌شناسی و ارایه راهکار‌های مناسب متوجه شویم که جایی از مغز دچار مشکل شده‌ (مثلا هورمون خاصی کم یا زیاد شده)؛ حالا چه کار کنیم؟
حالا باید نزد روان‌پزشک بروید تا با دریافت داروهای خاصی تنظیم هورمونی خود را به دست آورید و یا از یک متخصص مغز و اعصاب بخواهید شما را بررسی می‌کند و در صورت لزوم، عمل جراحی انجام دهید تا فرد بتواند دوباره به روان‌شناس خود مراجعه کند. حالا که تا حدی با فرآیندهای درمانی آشنا شدید، حتما متوجه شده‌اید که عمده کسانی که نزد روان‌پزشکان یا متخصصان مغز و اعصاب می‌روند، می‌توانسته‌اند قبل از مصرف دارو نزد یک روان‌شناس رفته و بدون دریافت دارو، بسیاری از مشکلات‌شان را حل کنند و البته پر واضح است که در صورت نیاز به درمان‌های دارویی، روان‌شناس فرد را به روان‌پزشک ارجاع خواهد داد.
سلامت : درباره روان‌شناسان بالینی و تفاوت آنها با روان‌شناسان مشاوره هم توضیح می‌دهید؟
بله، روان‌شناسان بالینی به مردم کمک می‌کنند تا با خواسته‌های زندگی سازگار شوند؛ مشکلاتی را از قبیل اضطراب و افسردگی مورد بررسی قرار می‌دهند و به مراجعان کمک می‌کنند تا مسایل خود را حل کرده و رفتارهایی را که به ناکام کردن خودشان منجر می‌شود، تغییر دهند اما مشکلات مراجعان به روان‌شناسان مشاوره بیشتر به مشکلات‌ سازگاری مربوط است (نه اختلالات روان‌شناسی)؛ به طور مثال: مشکلات تحصیلی، شغلی و دوست‌یابی در حیطه کاری این افراد است.
سلامت : و مدارک تحصیلی این افراد چیست؟
روان‌شناس باید لیسانس روان‌شناسی، بعد فوق‌لیسانس و بعدش دکترای روان‌شناسی گرفته باشد ولی یک روان‌پزشک ابتدا دوره پزشکی عمومی را به پایان می‌رساند و بعد از گذراندن دوره تخصصی در زمینه بیماری‌های اعصاب و روان، به اخذ مدرک روان‌پزشکی نایل می‌شود.

سلامت : روان‌پزشکان چه کمک‌هایی می‌توانند به بیماران اعصاب و روان ارائه دهند؟
روان‌پزشکی یکی از رشته‌‌های تخصصی پزشکی است که به تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری‌های روانی می‌پردازد. برای روان‌پزشک بودن ابتدا باید پزشک بود و سپس بر اساس قوانین رایج کشور که از طریق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین می‌شود که در گذشته این رشته سه ساله بود اما اکنون دانشجویان تخصصی چهار سال در این رشته تحصیل می‌کنند. چنین افرادی پس از گذراندن دروس تئوری و عملی و کار در بیمارستان در امتحان نهایی تخصص شرکت می‌کنند و پس از قبولی در این امتحان به کار روان‌پزشکی می‌پردازند.
سلامت : روان‌پزشکان از چه درمان‌هایی برای مداوای بیماران استفاده می‌کنند؟
روان‌پزشکان برای درمان بیماری‌ها از روش‌های دارویی، غیردارویی و الکتروشوک استفاده می‌کنند.
سلامت : منظورتان از شیوه‌های غیردارویی چه شیوه‌هایی است؟
رفتاردرمانی، روان‌درمانی، شناخت درمان از روش‌های غیردارویی در علم روان‌پزشکی است.
سلامت : چه زمان باید به روان‌پزشک مراجعه کنیم؟
ببینید قبل از اینکه به روان‌پزشک مراجعه کنید، توصیه می‌کنم یک پزشک خانواده داشته باشید. پزشک خانواده و معتمد شما اگر کوچک‌ترین مشکلی مانند دلشوره، غمگینی و یا افسردگی ملاحظه کند شما را به روان‌پزشک ارجاع خواهد داد. روان‌پزشکان نیز در برخی موارد ممکن است از همکاران روان‌شناس بالینی برای تشخیص و درمان کمک بگیرند و بیماران را به آنها ارجاع دهند. در واقع روان‌شناس بالینی می‌تواند در کنار روان‌پزشک به بیماران کمک کند البته توجه داشته باشید روان‌شناس بالینی دست کم باید فوق لیسانس روان‌شناسی بالینی داشته باشند.
سلامت : روان‌شناسان بالینی از چه شیوه‌هایی برای درمان استفاده می‌کنند؟
آنها نیز از راه‌های غیردارویی مانند رفتاردرمانی، شناخت درمانی و حمایتی به بیماران کمک می‌کنند.

از طرف دیگر روان‌شناسان بالینی در تشخیص بیماران نیز در موارد لزوم به روان‌پزشکان کمک می‌کنند. البته به یاد داشته باشید که این کارها در حیطه تخصصی روان‌پزشکان است و آنها از این راه‌ها برای درمان بیماران نیز به طور گسترده استفاده می‌کنند. در اینجا لازم به تاکید است که فقط روان‌پزشکان می‌توانند به تجویز دارو اقدام کنند. و روان‌شناسان چون دوره‌های پزشکی را ندیده‌اند نمی‌توانند نسخه دارویی برای بیماران بنویسند.
سلامت : باور رایجی که بین افراد وجود دارد، این است که اغلب روان‌پزشکان با متخصصان اعصاب اشتباه ‌گرفته می‌شوند. در این باره چه نظر می‌دارید؟
متخصصان اعصاب به مشکلات داخلی اعصاب می‌پردازند و دوره‌های تخصصی آنها در همین زمینه است. به طور مثال این افراد به بیماران مبتلا ام.اس، بیماران با مشکل اختلالات عضلانی، تومورها و فلج‌ها کمک می‌کنند.
سلامت : مشاوره هم این روزها به یکی از رشته‌های پرطرفدار علوم روان‌شناسی تبدیل شده است. این افراد چه کمک‌هایی به افراد می‌کنند؟
دروس دانشگاهی کارشناسان مشاوره درباره بیماری‌ها نیست و چنین افرادی در زمینه مشاوره یا کانسلینگ به فعالیت می‌پردازند. این افراد نیز برای ارایه مشاوره مناسب باید فوق لیسانس این رشته را داشته باشند.


دستگاه عصبی

 

دستگاه عصبی
TE-Nervous system diagram.svg
The Human Nervous System.
لاتین systema nervosum
دستگاه عصبی

دستگاه عصبی یا سیستم عصبی یا سامانهٔ عصبی (Nervous System) در بدن جانوران به هماهنگی فعالیت‌های ماهیچه‌ها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، و ایجاد و توقّف ورودی‌های مربوط به حواس مختلف را باعث می‌شود. وظیفه کنترل اعمال بدن بر عهدهٔ دو سامانهٔ عصبی و غده‌ای درونی می‌باشد، که از این میان، سامانهٔ عصبی، از یاخته‌های عصبی و یاخته‌های کمکی تشکیل شده‌است.

به این ترتیب دستگاه عصبی، با ساختار و کار ویژه‌ای که دارد، در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال سلول‌ها و اندام‌های مختلف بدن تمایز و تکامل یافته‌است. خواص ویژهٔ آن عبارت اند از تأثیرپذیری نسبت به محرک‌های خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطهٔ دستگاه به نقطهٔ دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به یک واحد دیگر.[۱]

محتویات

 [نهفتن] 

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی معمولاً بر دو مبنای کالبدشناختی (آناتومیک) و کارکردی صورت می‌گیرد.

دیدگاه کالبدشناختی

دستگاه عصبی را از دیدگاه کالبدشناختی به دو بخش تقسیم می‌نمایند، که عبارت‌اند از:

  • دستگاه عصبی مرکزی[۲]: از مغز و نخاع تشکیل گردیده‌است.
  • دستگاه عصبی محیطی[۳]: از۱۲ جفت رشته‌های عصبی مغزی و ۳۱ جفت رشته‌های عصبی نخاع تشکیل گردیده‌است که مغز و نخاع را به سایر قسمت‌های بدن ارتباط می‌دهند. دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش اصلی حسی و حرکتی است. بخش حسی اطلاعات اندام‌های حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت می‌کند (حس پیکری و حس احشایی)، و بخش حرکتی ارسال پیام عصبی را به اندام‌های حرکتی بر عهده دارد و خود شامل دو دستگاه مستقل می‌شود: دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار.[۱]

دیدگاه کارکردی

از دیدگاه کارکردی سامانهٔ عصبی را به دو بخش تقسیم می‌نمایند:

وظیفه دستگاه عصبی

سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. این فعالیت‌های عصبی به طور کلی در دو جهت انجام می‌گیرند: تنظیم فعالیت‌های درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار می‌کنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق می‌افتد که بدن از راه نورون‌ها، گلیا و سیناپس‌ها به گردآوری اطلاعات و داده‌ها می‌پردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپس‌هایی پایه ریزی می‌گردد که سلول‌ها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل می‌کنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است. روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها می‌باشد.

رشته‌های عصبی آوران محرک‌های عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت می‌کنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و فقط درمغز صورت می‌پذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمان‌های عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و اندامها هدایت می‌شوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته می‌شود. سلول‌های گلیا داخل بافت عصبی یافت می‌شوند و قابل تحریک نیستند.

جنین‌شناسی دستگاه عصبی

در هفته سوم پس از لقاح، در ناحیه پشتی جنین، نوار طولی از اکتودرم ظاهر شده که دارای دو پایانه سری و دمی می‌باشد، این صفحه، صفحه عصبی گفته می‌شود، از آنجایی که رشد اطراف صفحه بیش از نواحی مرکزی آن می‌باشد پس از مدتی صفحه بصورت ناودان مانند موسوم به ناودان عصبی و با ادامه روند رشد، سرانجام بصورت لوله در امده که به آن لوله عصبی گفته می‌شود.

دستگاه عصبی مرکزی

نمایی کلی از دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع

دستگاه عصبی مرکزی با از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شده‌است. مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت می‌شود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهره‌ها حمایت می‌شود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶].

دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری تشکیل یافته‌است. ماده خاکستری حاوی سلول‌های عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است.

مغز

نوشتار اصلی: مغز


مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل می‌شود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل می‌شود را بنام ساقه مغز (Brain Stem) می‌شناسند و قسمت جلویی مغز را جلومغز (پروزانسفالون) (Prosencephalon) می‌نامند[۶].

در رویان ۵ هفته‌ای جلومغز از دو قسمت تشکیل شده‌است: تلانسفال (Telencephalon) و دیانسفال(Diencephalon). تلانسفال که نیمکره‌های مغزی را می‌سازد و دیانسفال که چشم‌ها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را می‌سازد[۷].

ساقه مغز از دو تشکیل شده‌است: مغز میانی (مزانسفالون Mesencephalon) و مغز پسین (رومبانسفالون Rhombencephalon).

نمای از تمایز دستکاه عصبی مرکزی در دوران جنینی

رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شده‌است: متانسفالون (Metencephalon) که در آینده پل مغز (Pons) و مخچه (Cerebellum) از آن منشا می‌گیرد و میلانسفالون (Myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (Medulla oblongata) را می‌سازد[۷].

  • وزن مغز: وزن مغز در انسان‌ها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم می‌باشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری می‌باشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم می‌باشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود می‌رسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن کاهش می‌یابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶].
برش عرضی از نخاع

نخاع


نخاع درون ستون مهره‌ها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل می‌کند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیام‌های عصبی به ماهیچه‌ها، مرکز برخی از انعکاس‌های بدن است. انعکاس، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچه‌ها در پاسخ به محرک‌هاست.

۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشه‌های پشتی محتوی نورون‌های حسی‌اند که اطلاعات را از گیرنده‌های حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال می‌دهند. ریشه‌های شکمی محتوی نورون‌های حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچه‌ها و غده‌ها منتقل می‌کنند.

در برش عرضی نخاع دو بخش دیده می‌شود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل جسم سلولی نورون‌هاست، و بخشی از جنس مادهٔ سفید که محتوی آکسون و دندریت نورون‌هاست و بخش خاکستری را دربر گرفته‌است. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورون‌های رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون‌ها با یک‌دیگر می‌شوند.[۱]

محافظت از دستگاه عصبی مرکزی

لایه‌های مننژ

دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت می‌شود. نخستین عامل، استخوان‌های جمجمه و ستون مهره‌ها هستند که جعبه‌ای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود می‌آورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پرده‌ای سه‌لایه‌ای به نام مننژ می‌پوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سخت‌شامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرم‌شامه است که دارای مویرگ‌های خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه می‌کند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرم‌شامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شده‌است و نقش ضربه‌گیر را دارد.

هم‌چنین، سلول‌های پوششی دیوارهٔ مویرگ‌های مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافت‌ها دیده می‌شود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول‌های مغز نقشی ندارند و نیز میکروب‌ها معمولاً نمی‌توانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظت‌کننده سد خونی مغزی می‌گویند[۱].نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلول‌های غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده می‌شوند حمایت می‌شوند[۸].

نوروگلی

نوشتار اصلی: نوروگلی


این دسته از سلول‌ها وظیفه حمایت از سلول‌های عصبی یا همان نورون‌ها را بر عهده دارند و غیر عصبی هستند. گرچه این سلول‌ها کوچکتر از نورون‌ها هستند ولی از لحاظ تعداد ۵ تا ۱۰ برابر نورون‌ها هستند به طوری که نصف حجم مغز و نخاع را شامل می‌شوند. این سلول‌ها به ۴ دسته کلی تقسیم می‌شوند[۸]:

دستگاه عصبی محیطی

نوشتار اصلی: دستگاه عصبی محیطی


دستگاه اعصاب محیطی از اعصاب مغزی (Cranial nerves)، اعصاب نخاعی (Spinal nerves) و عقدههای مربوط به آنها تشکیل شده‌است.

اعصاب مغزی

ساقه مغز جایی است که اکثر اعصاب مغزی از آنجا منشا می‌گیرد و عددهای یونانی نشان دهنده شماره زوج‌های جدا شده‌است

اعصاب مغزی ۱۲ جفت می‌باشند. اگرچه دو جفت اول را نمی‌توان واقعاً جزئی از دستگاه اعصاب محیطی به‌شمار آورد. تا هفته چهارم تکامل جنینی هسته‌های همه ۱۲ عصب مغزی تشکیل شده‌اند. همه اعصاب مغزی بجز عصب بویایی و عصب بینایی از ساقه مغز منشا می‌گیرند[۷]. لیست اعصاب مغزی به شرح زیر می‌باشد[۶]:

اعصاب نخاعی

در انسان ها ۳۱ جفت عصب نخاعی وجود دارد که از راه سوراخ‌های بین مهره ای ستون مهره‌ها بیرون می‌آیند. اعصاب نخاعی به صورت زیر تقسیم بندی و نامگذاری می‌کنند:

  • اعصاب گردنی (cervical nerves): این اعصاب ۸ جفت هستند که از C۱ تا C۸ نامگذاری شده‌اند. اولین زوج از بین استخوان پس‌سری (occipital bone) و مهره اطلس خارج می‌شود[۶].
  • اعصاب سینه‌ای (thoracic nerves): این اعصاب ۱۲ جفت می‌باشند که از T۱ تا T۱۲ نامگذاری شده‌اند.
  • اعصاب کمری (lumbar nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از L۱ شماره تا L۵ نامگذاری شده‌اند.
  • اعصاب خاجی (sacral nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از S۱ تا S۵ نامگذاری می‌شوند.
  • یک جفت عصب دنبالچه‌ای (کوکسیژیال، Coccygeal) که از بین مهره اول و دوم دنبالچه‌ای خارج می‌شود.

هر عصب نخاعی توسط دو ریشه به نخاع متصل است: ریشه پیشین (Anterior root) و ریشه پسین (Posterior root). ریشه‌های پیشین و پسین پس از خروج از طناب نخاعی به طرف سوراخ بین مهره‌ای خود رفته و به هم متصل می‌شوند و تشکیل عصب نخاعی را می‌دهند. ریشه پیشین حاوی الیاف وابران (Efferent fibers) است در حالی که ریشه پسین حاوی الیاف آوران (Afferent fibers) است. ازآنجا که الیاف آوران، اطلاعاتی از قبیل حس لامسه، درد، حرارت و ارتعاش را منتقل می‌کنند به آنها الیاف حسی (Sensory fibers) هم می‌گویند. عصب نخاعی پس از گذشتن از سوراخ بین مهره‌ای به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه بزرگ پیشین (Anterior ramus) و شاخه بزرگ پسین (Posterior ramus). این شاخه‌ها هم الیاف حسی و هم الیاف حرکتی دارند. شاخه‌های پیشین در ابتدای اندام مربوطه به هم می‌پیوندند و شبکه عصبی را در همان طرف اندام ایجاد می‌کنند. شبکه گردنی و شبکه بازویی در ابتدای اندام فوقانی شکل می‌گیرند و شبکه کمری و شبکه خاجی یا شبکه ساکرال (Sacral Plexus) در ابتدای اندام تحتانی ایجاد می‌شوند.

تأثیر محیط بر روح و روان انسان!

آثار محیط بر روح و روان  انسان


به طور قطع یکی از اموری که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطی سالم و امن است، که انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یکی از وظائف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم و زیبا امکان پذیر نیست. بدین سبب شرط اولیه داشتن روحی سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانی حاصل می شود که انسان از محیط زیست طبیعی سالم و دلگشا بهره مند باشد.


محیط زیست طبیعی سالم تأثیر شگرفی بر روح و روان آدمی دارد. محیط پاک و آراسته و خرّم، زندگی را شاداب و معطر می سازد. شنیدن آواز روح بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلربای چشمه ساران، صفای سبز سبزه زاران، نسیم لطیف کوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایی شهر و دیار، همه و همه تأثیر اعجاب انگیزی بر زندگی و حیات انسان دارند. هر کسی از تماشای چنین منظره های زیبایی احساس آرامش و نشاط کرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس می کند. بر عکس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودی طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیان های جبران ناپذیری به بشریت می شود.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) درباره نحوه زندگى عرب جاهلى و تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى بر اخلاق و رفتار انسان سخنى روشنگر دارد، چنانکه فرموده است :

«ان الله بعث محمدا - صلى الله علیه و آله و سلم - نذیرا للعالمین و اءمینا على التنزیل ، و اءنتم معشر العرب على شر دین ، و فى شر دار، منیخون بین حجاره خشن ، و حیّات صم ، تشربون الکدر، و تاءکلون الجشب ، و تسفکون دماءکم ، و تقطعون اءرحامکم ، الاصنام فیکم منصوبه ، و الاثام بکم معصوبه»1؛ همانا خداوند محمد (ص ) را برانگیخت ، تا مردمان را انذار کند و فرمان خدا را چنان که باید برساند. آن هنگام شما اى مردم عرب ! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سراى خزیده بودید. منزلگاهتان سنگستان هاى ناهموار، همنشینتان گرزه مارهاى زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان ، از خویشاوند بریده و گریزان ، بتهایتان همه جا برپا و پاى تا سر آلوده به خطا.

بى گمان زندگى در محیطى خشن و همراه با درگیرى و جنگ ، روحیه فرد را به سوى خشونت و جمود و خودمحورى مى کشاند،2 چنانکه عرب جاهلى به هیچ وجه خود را پایبند قانون و مقررات نمى دید و به زندگى مدنى و آداب و مقررات آن به دیده بى اعتنایى و حتى ریشخند مى نگریست. 3

امیرمؤ منان على (علیه السلام) محیط جغرافیایى و طبیعى عرب جاهلى را بدترین محیط معرفى کرده است . آنان در میان سنگستان هاى سخت و بیابان هاى بى آب و علف و در کنار مارهاى گزنده اى مى زیستند که زهرشان را علاجى نبود. آب آشامیدنى آنان چنان تیره و بدرنگ بود که حتى انسان تشنه رغبتى به نوشیدن آن نداشت ، مگر آنجا که بیم مرگش مى رفت ؛ و این به دلیل عدم سکونت عرب هاى بادیه نشین در محلى خاص بود که سبب مى شد چاهى حفر نکنند و آبى جز به اندازه نیاز فورى خود فراهم نسازند. بى ثباتى زندگى خود در روحیه و رفتار آنان تأثیر مى گذاشت . همچنین سختى و ناگوارى خوراکشان در روحیات و خلقیاتشان نقشى بسزا داشت . بیشتر آنان هر جنبنده و موجودى را مى خوردند.

قرآن کریم درباره اثر محیط زیست می فرماید: «و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذی خبث لایخرج الاّ نکدا...؛سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بدطینت و شوره زار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید»

امیرمؤمنان على (علیه السلام) تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى را درباره مردم "بصره " نیز مطرح نموده است و اینکه چگونه تن دادن به ناگواری هاى محیط جغرافیایى و طبیعى و عوامل ناشى از آن ، بر تربیت انسان تأثیر مى گذارد. آن حضرت در نکوهش مردم بصره فرمود: أرضکم قریبه من الماء، بعیده من السماء؛ خفت عقولکم ، و سفهت حلومکم ، فاءنتم غرض لنابل ، و أکله لآکل ، و فریسه لصائل .4

آثار محیط بر روح و روان  انسان

سرزمین شما به آب نزدیک است ، و دور از آسمان ، خردهایتان اندک است و سفاهت در شما نمایان ؛ نشانه تیر بلایید و طعمه لقمه ربایان و شکار حمله کنندگان .

پستى زمین و آلودگى منطقه زندگى و گندیدگى آب در آن محیط و عدم تلاش مردمان براى تغییر محیط جغرافیایى و طبیعى خویش ، تأثیرات خود را در اخلاقیات و روحیات مردمان به جا مى گذاشت . همچنین امام على (علیه السلام) در این باره فرموده است: بلادکم أنتن بلاد الله تربة : أقربها من الماء، و أءبعدها من السماء؛ و بها تسعه أعشار الشر، المحتبس فیها بذنبه ، و الخارج بعفو الله .5

خاک شهر شما گندترین خاک است  و زمین آن مغاک. نزدیکترین به آب و دورترین شهرها به آسمان ؛ و نُه دهم شر و فساد و نهفته در آن . آن که درون شهر است زندانى گناه ، و آن که برون است ، عفو خدایش پناه .

اخلاقکم دقاق ، و عهدکم شقاق ، و دینکم نفاق ، و ماؤ کم زعاق ، و المقیم بین اظهرکم مرتهن بذنبه ، و الشاخص عنکم متدارک برحمته من ربه. 6

خوى شما پست است و پیمانتان دستخوش شکست . دورویى تان شعار است ، و آبتان تلخ و ناگوار. آن که میان شما به سر برد، به کیفر گناهش ‍ گرفتار، و آن که شما را ترک گوید مشمول آمرزش پروردگار. 

 

نقش آب بر روحیات افراد:

قرآن کریم درباره اثر محیط زیست می فرماید: «ووَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا ...؛7 سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بدطینت و شوره زار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید.»

از این آیه شریفه استفاده می شود همان طور که طبیعت و سرزمین پاک در رشد و پرورش بهینه گیاهان مؤثر است، در رشد و تکامل انسان نیز مؤثر می باشد، و همان گونه که از زمینهای شوره زار، جز گیاهان بی ارزش نمی روید، محیط آلوده نیز تأثیر منفی و اثرات زیانباری بر تربیت انسان دارد.

براین اساس، امام علی(ع) در مذمت اهل بصره می فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان های شما سست، سیره و روشتان دورویی و آب شهرتان شور(بدطعم) است.»8 و در بیانی دیگر فرمود: خاک سرزمین شما بدبوترین خاکهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیکتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) که 9دهم بدیها در محیط شماست.9

آب تأثیر شگرفی بر جسم و روح انسان دارد، به تعبیر قرآن کریم «مایه حیات» همه چیز آب است.10 و به بیان امام صادق (ع) طعم آب، طعم زندگی است: از امام صادق (ع) در باره طعم آب پرسیدند، حضرت فرمود: «برای یادگرفتن بپرس، نه برای به دشواری انداختن؛ طعم آب، طعم زندگی است.»11

علامه مجلسی (ره) در تشریح این حدیث می نویسد: «مراد از (طعم زندگی) این است که طعم آب با سایر مزه ها قابل مقایسه نیست و از بالاترین وسایل برای ایجاد و بقای حیات است؛ پس مزه آب، مزه حیات است.»12

نگاه مسلمانان به آب، نگاهی سرشار از قداست و پاکیزگی و عظمت است، آب وسیله ای است که زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم می سازد. در شریعت اسلام هیچ کس نمی تواند به راز و نیاز با خدا بپردازد و در آستان مقدس او به نماز ایستد، مگر این که با آب خود را شستشو دهد8 و این شستشو با آب دارای خصوصیات ویژگی ه ای است که اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود می گیرد.

امام علی(ع) در مذمت اهل بصره می فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان های شما سست، سیره و روشتان دورویی و آب شهرتان شور(بدطعم) است.» و در بیانی دیگر فرمود: خاک سرزمین شما بدبوترین خاکهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیکتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) که 9دهم بدیها در محیط شماست

به او تقدس می بخشد.14 و زمینه ساز راه یافتن به حریم مقدسات دینی می شود.

بصره

قرآن کریم می فرماید: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا ؛15 ما از آسمان، آبی طهور فرو فرستادیم.»

مفسران در تشریح طهور گفته اند: طهور یعنی، بسیار پاکیزه که خود به خود پاک است و غیر خود را پاکیزه می کند، چرک را از جسم شستشو می دهد و پلیدی های روحی را از روان می زداید.»16

در روایات اسلامی به مسلمانان توصیه شده است که هرگاه برای تطهیر یا وضو نگاهشان به آب افتاد بگویند: «الحمدلله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا؛17 سپاس خدای را که آب را (طهور) قرار داد (پاک و پاک کننده) و آن را پلید قرار نداده است.» بدین سان، آب با وصف پاک کنندگی، چهره ای مقدس به خود می گیرد که رفتن به حضور خالق یکتا بدون آن میسر نمی شود و (و آن گاه که آب یافت نشود و یا به دلیلی برای شخص مضر باشد، باید به جای آن بر خاک پاک تیمم کرد.)18 و تماشای آب، شکر و سپاس الهی را می طلبد. افزون بر این، در روایات نگاه به آب جاری توصیه شده و آن را سبب جلای چشم و افزودن روشنایی آن دانسته اند. چنان که از امام صادق (ع) نقل شده است: «چهار چیز چهره را روشن و نورانی می کند که یکی از آنها نگاه کردن به آب جاری است.»19 و نیز امام کاظم (ع) فرمود: نگاه به آب جاری چشم را جلا داده و به روشنایی آن می افزاید.20 بر اساس این روایات نگاه کردن به آب جاری، خود نقشی به سزا در شادی و انبساط روحی داشته و علاوه بر روشن کردن چشم دل و افزایش بصیرت انسان، دارای تأثیر قابل توجهی در تقویت نور چشم ظاهری است.

 

تأثیر هوا بر روح و روان : 

امام علی (ع) درباره اثر هوای هر فصل بر انسان فرموده است: «از سرما در آغاز آن (فصل خزان) پرهیز کنید و در پایان آن (فصل بهار) به اسقبال آن بشتابید (در پاییز خود را بپوشانید و در آغاز بهار از لباس های خود کم کنید)؛ زیرا تأثیر سرما بر بدنها و درختان یکسان است. اوّل سرما درختان را می سوزاند (باعث ریزش برگها و خشکاندن درختان می شود و پایان آن می رویاند درختان را به برگ و بار می آورد).»

پارگی تاندون آشیل
یکشنبه, 12.04.2009, 04:50pm (GMT3.5)

پارگی این تاندون از شایعترین آسیبهای تاندونهای بدن است. ممکن است این پارگی کامل یا ناقص باشد و در ورزشهایی از قبیل فوتبال ، والیبال ، هندبال ، بسکتبال ، تنیس ، اسکواش بدمینتون و پرش اتفاق می افتد

پارگی کامل تاندون آشیل
علائم دژنرسانس بین سنین 25 تا 30 سالگی در تاندون ظاهر می شود البته این حالت ، ضعفی در تاندون به وجود می آورد ولی با انجام تمرینات فعال می توان حتی الامکان از ضعیف شدن رباط جلوگیری به عمل آورد. معمولا پارگی در رباطی صورت می گیرد که دچار دژنرسانس و فشار بیش از حد شود . این عارضه در اغلب ورزشکارانی که به عللی مدتها ورزش را ترک ، ولی مجددا فعالیت خود را شروع کرده اند، دیده می شوند.


علائم و تشخیص
1- در مرحله حاد درد شدیدی در ناحیه پارگی تاندون حس می شود. احساس شخص این است که گلوله به پای او اصابت کرده است یا اینکه از پشت محکم به او لگد زده اند. البته درد به تدریج تسکین پیدا می کند همچنین باید به اختلال در کار تاندون توجه شود.
2- ورزشکار آسیب دیده نمی تواند به طور طبیعی یا روی نوک پنجه راه برود.
3- به تدریج به علت خونریزی موضعی ، تورمی در ساق پا دیده می شود.
4- شخص در ناحیه 5/2 سانتیمتری بالای استخوان پاشنه ، احساس درد می کند.
5- گاهی در تاندون پریدگی حس می شود.
6- مصدوم قادر نیست پا را به پایین خم کند.
7- تست تامپسون مثبت است. اجرای این آزمایش بدین صورت است که بیمار به شکم می خوابد و زانوی طرف صدمه دیده را کمی خم می کند. وقتی که عضلات ساق طرف معیوب فشار داده شود ، اگر تاندون آشیل سالم باشد ، پای مربوطه به طرف پایین خم می شود و اگر تاندون پاره باشد ، وضع
یت پا تغییری نمی کند.


معالجه
وظیفه پزشک :
عمل جراحی و دوختن انتهای تاندون ضروری است . در این صورت 6 هفته باید پا در گچ باشد و گاهی در افراد مسن و کم فعالیت گچ گیری به تنهایی کافی است ولی در آن شرایط توان بخشی دقیق ، ضروری است.
بهبودی و عوارض
دوران نقاهت به اندازه دوران گچ گیری است و مدت 6 تا 8 هفته طول می کشد. پس از برداشتن گچ ، پزشک ، تمرینات حرکتی مچ را توصیه می کند. پس از اینکه حرکات به طور کامل برگشت نمود ، تمرینات قدرتی توصیه می شود. اگر تاندون فقط با گچ گیری معالجه شود ، احتمال پارگی مجدد آن زیاد است . اگر با عمل جراحی رباط ترمیم شود ، 6 تا 8 ماه وقت لازم است تا به صورت جدی ورزش شروع شود و این زمان بعد از معالجه پارگی تاندون با گچ گیری تنها 9 تا 12 ماه است

پارگی ناقص تاندون آشیل
پارگی ناقص تاندون آشیل در ورزشهای زیر اتفاق می افتد :
دو ، پرش ، ورزشهای پرتابی ، و ورزشهای با راکت
این عارضه سبب پیدایش اسکار می شود و ممکن است التهاب نیز به وجود آورد. این عارضه اگر مزمن شود مشکلات طولانی به بار می آورد.

علائم و تشخیص
1- اغلب مصدومین هنگام پارگی تاندون درد شدیدی حس می کنند . بعضی ها این احساس را ندارند ولی پس از پایان یافتن ورزش احساس درد می کنند.
2- وقتی که مجددا فعالیت آغاز شود ، دردی شبیه به چاقو خردگی ، یا اصابت گلوله حس می شود.
3- گاهی با خوب گرم کردن ، علائم بیماری از بین می رود ولی معمولا پس از پایان تمرین به صورت شدیدتری عود می نماید و نتیجه آن پیدایش چرخه دردناک است که به تدریج بدتر و معالجه آن نیز مشکل تر می گردد.
4- سختی حرکات مفصل در صبح و قبل و بعد از ورزش اتفاق می افتد.
5- در مراحل حاد ، نوعی فرورفتگی در تاندون حس می شود ( گاهی حتی به اندازه بند آخر انگشت کوچک ) که در آن نقطه ، درد خیلی شدید است.
6- پس از شروع ترمیم یک تورم موضعی کوچک به وجود می آید که اگر از طرفین به آن فشار وارد آید، فوق العاده دردناک است این تورم اغلب کوچک است. ولی ممکن است فرم تاندون را تغییر یافته نشان دهد . اگر نقطه متورم شده تاندون در مجروحی که در مرحله حاد درد باشد ، از ناحیه پشت لمس شود ، فوق العاده دردناک خواهد بود.
7- اگر علائم خیلی طول بکشد ، اندازه و قدرت عضلات ساق کم می شود ( آتروفی )
8- انجام الکترومیوگرافی ( ثبت الکتریکی فعالیت عضله ) به تشخیص بیماری کمک می کند.
9- رادیوگرافی نسوج نرم ، تورم موضعی را در ناحیه پارگی نشان می دهد.
10- اگر پارگی در محل چسبیدن رباط به استخوان پاشنه باشد ، رادیوگرافی با ماده حاجب ( بورسوگرافی ) به تشخیص کمک می کند.

معالجه
وظایف ورزشکار:

1- استراحت و گذاشتن یخ در مرحله حاد ناراحتی.
2- استفاده از چوب زیر بغل ، اگر درد خیلی شدید است.
3-استفاده از کفشی که دارای یک سانتیمتر پاشنه است.
4- مراجعه به پزشک

وظایف پزشک :
1- اگر پارگی کوچک است ، باید پا را در وضعیت قدری خم به طرف کف به مدت 4 تا 6 هفته گچ گرفته شود.
2- اگر علائم به مدت طولانی وجود داشته باشد ، باید بیمار را جراحی کرد ، نسوج اسکار را برداشت . باید 5 تا 6 هفته عضو در گچ باشد ، بعد از آن یک برنامه صحیح توان بخشی ضروری است.
معالجه باید هرچه سریع تر شروع شود ، در غیر این صورت مشکلتر می گردد.

بهبود و عوارض
دوران نقاهت معمولا 10 تا 12 هفته و برابر زمان گچ گیری طول می کشد و ورزشکار نباید قبل از 4 تا 6 ماه فعالیت ورزشی خود را شروع نماید.

 

زانو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
زانو
Knee.agr.jpg
Right knee
زبان لاتین articulatio genus
در گری subject #93 839
دستگاه عصبی femoral, obturator, sciatic
سرعنوان‌های موضوعی پزشکی Knee
الزویر Knee
زانوی انسان

زانو مفصلی‌است که سه استخوان ران، درشت نی و کشکک در ساختمان آن شرکت دارند.مفصل زانو به وسیله یک کپسول مفصلی، غشاء سینوویال(حاوی مایع سینوویال) و رباط ها احاطه می شود.مایع سینوویال باعث کاهش اصطکاک می گردد و همچنین در تغذیه غضروف های مفصل نقش دارد. در مفصل زانو، انتهای استخوان ران با سر استخوان درشت نی (استخوان بزرگ تر ساق پا) کنار هم قرار می گیرند.دو برجستگی استخوانی در دو طرف انتهای استخوان ران وجود دارند که به آن‌ها "کندیل" می گویند. این کندیل‌ها روی سطح فوقانی استخوان درشت نی قرار می گیرند.این سطح را "کفه درشت‌نی" می گویند. این کفه به دو قسمت بیرونی و درونی تقسیم می شود. درشت نی در شیار خاصی میان دو کندیل استخوان ران، می لغزد.

استخوان کوچک تر ساق پا (نازک نی)، وارد مفصل زانو نمی شود. این استخوان، مفصل کوچکی را تشکیل می دهد که آن را به یک طرف درشت نی وصل می کند. این مفصل چندان حرکتی ندارد. غضروف مفصلی، ماده‌ای است که انتهای استخوان‌ها در هر مفصل را می پوشانند. این ماده در اغلب مفاصل بزرگ تر حدود ۲/۵سانتی متر ضخامت دارد. این ماده، سفید و درخشان است و قوامی لاستیکی دارد. غضروف مفصلی یک ماده لغزنده است که اجازه می دهد سطوح استخوانی بدون آسیب دیدن، روی هم بلغزند. کارکرد غضروف مفصلی این است که ضربات وارده را جذب و یک سطح کاملا صاف ایجاد کند تا حرکت استخوان‌ها آسان شود. تقریبا در هر نقطه ای از بدن که دو سطح استخوانی در مقابل هم حرکت می کنند، این غضروف مفصلی وجود دارد. در زانو غضروف مفصلی، انتهای استخوان ران، سر استخوان درشت نی و پشت استخوان کشکک را می پوشاند.

محتویات

 [نهفتن] 

رباط‌های زانو [ویرایش]

رباط‌ها (لیگمان‌ها) نوارهای محکم بافتی هستند که انتهاهای استخوان‌ها را به یکدیگر متصل می کنند. دو رباط مهم(جانبی یا کولترال) در هر طرف زانو قرار دارد:

  • رباط جانبی داخلی (MCL)
  • رباط جانبی خارجی (LCL).

داخل مفصل زانو، دو رباط مهم دیگر قرار دارد که بین استخوان ران و درشت نی قرار دارند:

  • رباط متقاطع جلویی که رباط صلیبی قدامی (ACL)نیز نامیده می شود.
  • رباط متقاطع پشتی که همان رباط صلیبی خلفی (PCL)است.

رباط‌های کولترال داخلی و خارجی، مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین می شوند. رباط‌های صلیبی قدامی و خلفی، حرکت جلو به عقب زانو را مهار می کنند. رباط صلیبی قدامی مانع از لغزیدن بیش از حد درشت نی، روی استخوان ران به سمت جلو می شود. رباط صلیبی خلفی مانع از حرکت بیش از حد درشت نی، روی استخوان ران به سمت عقب می شود. این دو رباط همراه با هم مهم‌ترین رباط هایی هستند که پایداری زانو را حفظ می کنند.

منیسک‌ها (menisci) [ویرایش]

دو نوع بافت اختصاصی به نام "منیسک" میان ران و درشت نی قرار دارند. این ساختارها را گاهی "غضروف زانو" هم می گویند، ولی در واقع منیسک‌ها با غضروف مفصلی که سطح مفصل را می پوشاند، متفاوت هستند. منیسک‌های زانو به دو دلیل اهمیت دارند:

۱- مانند یک ضربه گیر عمل می کنند و نیروی وارده از طرف وزن بدن را در سطح بزرگ تری پخش می کنند.

۲- به رباط‌های اطراف زانو کمک می کنند تا زانو را پایدار نگه دارند.

یک توپ را تصور کنید که روی یک سطح صاف قرار گرفته است. این توپ انتهای استخوان ران است و آن سطح صاف سر استخوان درشت نی. منیسک‌ها در واقع به دور انتهای گرد استخوان ران می پیچند و فضای میان آن و کف استخوان درشت نی را پُر می کنند. منیسک‌ها با این ساختار، به توزیع وزن استخوان ران روی استخوان درشت نی هم کمک می کنند. اگر منیسک‌ها وجود نداشتند، هر وزنی که روی استخوان ران وارد می شد، روی یک نقطه از استخوان درشت نی منتقل می شد. اما با وجود این منیسک ها، وزن روی تمام سطح کفه بالایی استخوان درشت نی توزیع می شود. این توزیع وزن به وسیله منیسک‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا از وارد آمدن فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی در انتهاهای استخوان‌ها جلوگیری می کند. فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی می تواند به سطح آن آسیب برساند و باعث تحلیل آن در طی زمان شود. منیسک‌ها علاوه بر محافظت از غضروف مفصلی، به رباط‌ها کمک کنند تا زانو را پایدار نگه دارند. منیسک‌ها مانند یک دیلم که زیر یک چرخ ماشین پارک شده قرار می گیرد، مفصل زانو را پایدارتر می کنند. منیسک‌ها در لبه بیرونی شان ضخیم تر هستند و این ضخامت کمک می‌کند تا مانع از تکان خوردن انتهای استخوان ران روی کفه استخوان درشت نی شود. در مجموع همه رباط‌های زانو از جمله مهم‌ترین ساختارهایی هستند که به پایداری زانو کمک می کنند. رباط‌ها استخوان‌ها را به استخوان‌ها متصل می کنند. بدون رباط‌های محکم و قوی، برای اتصال ران به درشت نی، مفصل زانو بیش از حد، شل و درنتیجه بی ثبات(unstable) می شد.

تاندون‌ها و عضلات زانو [ویرایش]

تاندون‌ها (زردپی‌ها) مانند رباط‌ها هستند، با این تفاوت که عضلات را به استخوان‌ها متصل می کنند. بزرگ‌ترین تاندون بدن، "تاندون کشککی" است که در اطراف زانو قرار دارد.

حرکت زانو و راه رفتن ما به یک ساختار حرکتی وابسته است، که "ساختار راست کننده زانو" نامیده می شود. این ساختار که در جلوی زانو قرار دارد، شامل استخوان کشکک، تاندون کشککی، تاندون چهارسر و عضلات چهارسر است. عضلات چهارسر که در جلوی ران قرار دارند، عضلاتی هستند که به تاندون چهارسر متصل می شوند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو را راست می کنند، مثل زمانی که ما از وضعیت نشسته بلند می شویم. کشکک مانند یک تکیه گاه عمل می‌کند و نیروی ایجاد شده به وسیله عضلات چهارسر را هنگام راست شدن زانو تشدید می کند. هنگامی که عضلات چهارسر منقبض می شوند، زانو راست می شود. عضلات هامسترینگ در پشت ساق پا و ران قرار می گیرند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو خم می شود.

همچنین ببینید: [ویرایش]

منبع [ویرایش]

جستجو در ویکی‌واژه معنای واژهٔ «knee» را در ویکی‌واژه ببینید.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ زانو موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ زانو موجود است.

تاريخ ارسال : 28شهريور1386 نسخه قابل چاپ
تاندون «آشيل» بيش از ساير تاندون‌هاي پا دچار ضايعه مي‌شود
تاندون‌ها ممکن است دچار ضايعاتي شوند که از كشيدگي تا پارگي جزئي يا كامل آنها را شامل مي‌شود که در تمام اين حالات بايد تاندون را در وضعيت استراحت قرار داد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،محمود جليلي، كارشناس ارشد كاردرماني از دانشكده توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهران در پژوهشي آورده است: در صورتي که تاندون دچار پارگي جزئي شود، استفاده از يك اسپيلنت بلند گچي لازم است و در صورت قطع آن بايد تاندون را با عمل جراحي، ترميم کرده و سپس پاي آسيب ديده را گچ گرفت.


كاردرماني بعد از برداشتن گچ شامل ورزش ملايم مچ پا به منظور افزايش تحرك در مفاصل و افزايش حجم عضلات خلف ساق است. اين تمرينات را بايد به تدريج و با دقت افزايش داد تا به آسيب بيشتر تاندون منجر نشوند.


به منظور درمان تاندون آسيب ديده، بهتر است اندام مبتلا براي مدتي كوتاه تنها قسمتي از وزن بدن را تحمل كند. همچنين استفاده از بالابر پاشنه در مراحل اوليه ضروري است که بايد همراه با كسب بهبودي، استفاده از آن کاهش يابد.

 

تاثیر مغز

Stress: Your brain and body

What is stress and can it be good for you? Does it kill off your brain cells and can it cause depression? How does your brain perceive a terrifying situation and prepare your body for survival?

Your body’s stress response kicks in when you perceive you are under threat.
Mammals have evolved this superb mechanism to ensure we have the best possible chance of survival when faced with a life-threatening situation.

Imagine you are in the jungle and you hear movement behind you. You stop still, heart pounding and turn your head to orientate your eyes and ears to the sound. You see the undergrowth trampled as you hear an animal pounding towards you – then you hear the lions roar.

At times like this you’d want every muscle in your body to work to the peak of its ability – and your brain to be super-alert.
Evolution has obliged, and given you the stress response.


What happens in your body?
Putting energy into digesting your lunch, optimising your immune system or ensuring you are fertile all become rather unimportant in life-threatening situations. All these non-essential body functions cease and you divert all energy to your muscles and brain.

Your heart beats faster, your blood pressure increases and you breathe faster pumping maximum oxygen and energy-rich blood to your muscles. Your liver releases more sugar into your blood ready for action.
 
In evolutionary terms, this is a remarkable system that has helped our species survive.

Perceiving threats?
Encounters with lions, muggers in dark alleys or the loss of a loved one are fairly universal in eliciting the stress response.
 
Most other situations are subjective. Life-events, exams or types of work can be hugely stressful to one person yet easier to cope with by others.

As with many forms of perception, scientists don’t know the actual neural mechanisms that allow you to combine your prior experience with information coming in through your senses, and produce your brains judgement that a situation is dangerous.

There are three main parts of you that control your stress response – your hypothalamus and your pituitary (both in your brain), and your adrenal glands by your kidneys.


What happens in your brain?
Once your brain has decided there’s a danger, it sends immediate nerve signals down your spinal cord to your adrenal glands telling them to release the hormone adrenaline. Once released, adrenaline increases the amount of sugar in your blood, increases your heart rate and raises your blood pressure (and has many other actions).

Your brain’s remarkable hypothalamus also sends signals to your pituitary gland at the bottom of your brain, telling it to release factors that within a few minutes have travelled through your blood stream and stimulated your adrenal cortex to produce a stress hormone – cortisol.

Cortisol is very important in your stress response - keeping your blood sugar and blood pressure up to help you escape from danger.


Long-term effects of stress
Your body’s stress response is perfect in the short-term, but damaging if it goes on for weeks or years. Raised levels of cortisol for prolonged periods can damp down your immune system and decrease the number of brain cells so impairing your memory. It can also affect your blood pressure and the fats in your blood making it more likely you will have a heart attack or stroke.

Cortisol levels in people under prolonged stress

So, does stress kill brain cells?
The answer seems to be yes.
Stress causes the release of a hormone called cortisol.

Giving rats daily injections of corticosterone (rat cortisol) for several weeks kills certain brain cells. Stressing the rats each day for the same amount of time has an identical effect.

Cortisol has been shown to damage and kill cells in the hippocampus (the brain area responsible for your episodic memory) and there is robust evidence that chronic stress causes premature brain aging.

Without cortisol you would die – but too much of it is not a good thing. It seems it makes your brain more vulnerable to damage such as strokes, ageing and stressful events.

Stress excites brain cells to death
The cortisol released in stress travels into the brain and binds to the receptors inside many neurons (in the cytoplasm). Through a cascade of reactions, this causes neurons to admit more calcium through channels in their membrane.

In the short-term cortisol presumably helps the brain to cope with the life-threatening situation. However, if neurons become over-loaded with calcium they fire too frequently and die – they are literally excited to death.
 
Stress and depression
It's quite clear that chronic stress is related to depression.
A common feature of depression is an excess release of cortisol into the blood. Some neuroscientists and psychiatrists are now suggesting that the major changes in serotonin and other neurotransmitters seen in depression are not the cause of depression, but secondary to changes in the stress response.
 
Growing new brain cells
Contrary to traditional ideas, the adult brain does make new neurons, but only in very restricted areas. For example, the hippocampus of an adult rat makes between 5000-10 000 new neurons each day.

Joe Herbert’s lab in Cambridge has showed that cortisol dramatically decreases the rate new brain cells are made. So perhaps some of the adverse effects of stress are related to fewer brain cells being created in the hippocampus.

Along the same lines, anti-depressant drugs that increase serotonin (eg SSRI’s including Prozac) boost the rate new neurons are made. Perhaps depression or recovery from it may be related to the formation of new neurons.

For advice and information, go to the MIND website.

reference:At Bristol

مغزانسان-شبکه ی رشد

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.



img/daneshnameh_up/e/e5/b.zoo.1.jpg

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

  • پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
  • پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
  • پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.
در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.



img/daneshnameh_up/d/d4/b.16.JPG

مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.



img/daneshnameh_up/7/77/b.13.JPG

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد.

مباحث مرتبط با عنوان

مغز-روان گاه

the Brain­The physiological study of laughter has its own name -- gelotology. And we know that ce­rtain parts of the brain are responsible for certain human functions. For example, emotional responses are the function of the brain's largest region, the frontal lobe. But researchers have learned that the production of laughter is involved with various regions of the brain. While the relationship between laughter and the brain is not fully understood, researchers are making some progress.
For example, Derks traced the pattern of brainwave activity in subjects responding to humorous material. Subjects were hooked up to an electroencephalograph (EEG) and their brain activity was measured when they laughed. In each case, the brain produced a regular electrical pattern. Within four-tenths of a second of exposure to something potentially funny, an electrical wave moved through the cerebral cortex, the largest part of the brain. If the wave took a negative charge, laughter resulted. If it maintained a positive charge, no response was given, researchers said.
During the experiment, researchers observed the following specific activities:
  • The left side of the cortex (the layer of cells that covers the entire surface of the forebrain) analyzed the words and structure of the joke.
  • The brain's large frontal lobe, which is involved in social emotional responses, became very active.
  • The right hemisphere of the cortex carried out the intellectual analysis required to "get" the joke.
  • Brainwave activity then spread to the sensory processing area of the occipital lobe (the area on the back of the head that contains the cells that process visual signals).
  • Stimulation of the motor sections evoked physical responses to the joke.
This is different from what happens with emotional responses. Emotional responses appear to be confined to specific areas of the brain, while laughter seems to be produced via a circuit that runs through many regions of the brain. (This means that damage to any of these regions can impair one's sense of humor and response to humor, experts say.)
Read on to learn more about how the brain and laughter are connected.

The Limbic System

­When we look more closely at the areas of the brain involved with laughter, the limbic system seems to be central. The limbic system is a network of structures lo­cated beneath the cerebral cortex. This system is important because it controls some behaviors that are essential to the life of all mammals (finding food, self-preservation).
Interestingly, the same structures found in the human limbic system can also be found in the brains of evolutionary ancient animals such as the alligator. In the alligator, the limbic system is heavily involved in smell and plays an important role in defending territory, hunting and eating prey. In humans, the limbic system is more involved in motivation and emotional behaviors.

Photo courtesy
-->Structures in the brain's limbic system, which controls many essential human behaviors, also contribute to the production of laughter.

While the structures in this highly developed part of the brain interconnect, research has shown that the amygdala, a small almond-shaped structure deep inside the brain, and the hippocampus, a tiny, seahorse-shaped structure, seem to be the main areas involved with emotions. The amygdala connects with the hippocampus as well as the medial dorsal nucleus of the thalamus. These connections enable it to play an important role in the mediation and control of major activities like friendship, love and affection and on the expression of mood. The hypothalamus, particularly its median part, has been identified as a major contributor to the production of loud, uncontrollable laughter.
In the next section, we'll discuss what makes us laugh

مغز

مغز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
مغز یک شامپانزه

مغز یکی از اعضا بدن انسان است که ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می‌دهد اما تا بیش از ۳۰ درصد کالری (انرژی) روزانه را مصرف می‌کند و بیشتر انرژی خود را از هیدراتهای کربن (گلوکز خون) جذب می‌کند و این سوخت را سریع می‌سوزاند حتی زمانیکه در خواب هستیم. مغز بیشتر از هر عضوی از بدن اکسیژن مصرف می‌کند.

 

ساختار

مغز مهمترین بخش دستگاه عصبی مرکزی است و در انسان از بخشهای مختلفی مانند مخ، تالاموس، هیپوتالاموس، پل مغزی، بطنهای مغز، ساقه مغز، بادامه مغز، عقده‌های قاعده‌ای، هیپوکمپوس، هیپوفیز و ... تشکیل شده است.

سیستم بطنی

بطن‌های مغزی (خاکستری تیره)

درون مغز چهار بطن وجود دارد که به نام‌های بطن چپ٬ بطن راست (هردو جانبی) و بطن‌های سوم و چهارم شناخته می‌شوند.

دو بطن راست و چپ از راه سوراخ بین بطنی(Monro foramen) به داخل بطن سوم مرتبط بوده و بطن‌های سوم و چهارم هم توسط مجرای سیلویوس(Aqueduct of Sylvius) به هم راه دارند.

آسیب‌شناسی

مغز نسبت به آسیبها بسیار حساس است ونورونها نمی توانند بیش از پنج دقیقه در برابر ایسکمی مقاومت کنند. نورونها در انسان بالغ قادر به تکثیر سلولی نیستند.جراحی مغز و اعصاب یک عمل فوق تخصصی جراحی است که با اعمال جراحی روی دستگاه عصبی بدن پاره‌ای از آسیب‌های مغز و اعصاب را می‌تواند بهبود بخشیده و یا از ادامه روند آسیب جلوگیری نماید.

از بین رفتن بافت میلین، بیماریهای مادرزادی و ضربه از دیگر آسیبهای مختلف مغز هستند.

دندان‌پزشکی

جراحی دندان
دندان‌پزشکی در چندصد سال اخیر پیشرفت زیادی کرده‌است.

دندان‌پزشکی از رشته‌های پزشکی مرتبط با سلامت دهان و دندان است.

تاریخچه دندانپزشکی در ایران [ویرایش]

عده معدودی از سلمانی‌ها، شاگرد زرگرها و عطارها را می‌توان اولین افرادی دانست که با استفاده از روش‌های گوناگون، مبادرت به کشیدن دندان، گذاشتن روکش، ساختن دندان مصنوعی و یا برای تسکین دردها و ورم‌های دهانی آن هم با وسایل بسیار اولیه مبادرت به انجام امور دندانپزشکی می‌کردند.

بعدها مسئله آموزش دندانپزشکی مطرح شد که پیشگامان این حرکت را می‌توان کتر میلچارسکی، دکتر سیاح و برخی دیگر از دندانپزشکان آن زمان دانست. دندانپزشکی که شاخه‌ای از طب است تنها کلاس طب تا سال ۱۲۹۷ در مدرسه دارالفنون بود.

درآبان ماه آن سال کلاس طب به مدرسه طب تغییر کرد و در نتیجه این مدرسه دارای اتاق و رییس جداگانه‌ای گشت که محل آن در حیاط بزرگ دارالفنون قرارداشت. با گذشت زمان وبا جدا شدن مدرسه طب از دارالفنون چند اتاق در حیاط وزارت معارف به آن اختصاص داده شد.

در سال ۱۳۰۰ که دکتر سیاح تحصیلات خود را دراروپا به پایان رسانید، به ایران مراجعت و با افرادی نظیر دکتر میلچارسکی، دکتر اشتومپ و دکتر استپانیان آشنا شد. اکثر آن‌ها پزشکان ویژهٔ دربار بودند. در آن زمان به پیشنهاد دکتر میلچارسکی و دکتر سیاح و تصویب مسوؤلین وقت دستور راه‌اندازی مدرسه دندانسازی داده شد. این مدرسه در سال تحصیلی ۱۳۰۹-۱۳۱۰ وابسته به مدرسه عالی طب و مدیریت آن به عهده دکتر میلچارسکی و بعد به دکتر سیاح واگذارگردید. در آن زمان مدرسه دندانسازی دارای دو اتاق و یک زیر زمین بود که امور درمانی، لابراتوری و اداری در آن انجام می‌گرفت.

تجهیزات و برخی از مواد عبارت بودند از چند صندلی با سلفدان‌های حلبی، چهار عدد چرخ پائی دندانپزشکی جهت کلینیک، یک میز چوبی، سه عدد چهارپایه، یک ولکانیزاتور و گچ ساختمانی که توسط محمدخان اولین مستخدم مدرسه دندانسازی کوبیده می‌شد و الک می‌گردید.

آموزش‌های نظری و عملی در این مقطع توسط دکتر آشوت هاروطونیان و شهریار سلامت انجام می‌شد.

پایه دانشگاه به سبک دانشگاه‌های اروپایی در سال ۱۳۱۳ ریخته شد. در مهرماه آن سال دکتر سیاح رئیس دانشکده و دکتر محسن لک عهده‌دار تدریس کلینیکی شدند. دوره آن پنج سال بود که چهارسال آن صرف آموزش‌های عملی ونظری می‌گردیدو یکسال جهت تهیه وتدوین پایان نامه.

 

پوكي استخوان حالتي است كه در آن استخوان شكننده شده و احتمال شكستگي با ضربات كوچك افزايش مي‌يابد. پوكي استخوان از گرفتاري‌هاي بسيار شايع جوامع بشري است كه بعد از سن 35 سالگي روند آن در انسان آغاز مي‌شود. حدود نيمي‌از زنان مسن‌تر از 45 سال و 90 درصد زنان مسن‌تر از 75 سال به بيماري پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند. مردان مسن نيز به پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند كه البته ميزان ابتلاي آنان كمتر از زنان است. به طور تقريبي از هر سه زن يك نفر و از هر دوازده مرد يك نفر به پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند و اين امر در سال منجر به ده هزار شكستگي ناتوان كننده در مبتلايان مي‌شود كه متاسفانه تعداد اندكي از مبتلايان به پوكي استخوان مورد بررسي و ارزيابي قرار مي‌گيرند.

پوكي استخوان عارضه‌اي است كه با بالارفتن سن بوجود مي‌آيد. در نتيجه از استحكام بافت و املاح استخواني كم شده و از مقاومت آن كاسته مي‌شود. استخوان انسان در سن كودكي خاصيت ارتجاعي و تحمل فشار زيادتري را دارد و به تدريج سفت و محكم شده و از مقاومت آن كاسته مي‌شود و اين مسئله در سن 20 سالگي به اوج خود مي‌رسد و بين سن 20 تا 35 سالگي استحكام استخوان به همان قوت باقي مي‌ماند. به همين دليل در افراد جوان ضربات بسيار شديد مثل تصادفات مي‌تواند منجر به شكستگي استخوان شود، اما از اين سن به بعد بتدريج و با سرعتي كم از تراكم استخوان كاسته مي‌شود و استخوان‌ها با بالا رفتن سن پوك مي‌شوند. در زنان بعد از يائسگي به علت توقف ترشح هورمون‌هاي زنانه و نقش مهم اين هورمون‌ها در استحكام استخوان ها، شيوع پوكي استخوان زيادتر مي‌شود

چه كساني در معرض پوكي استخوان قرار دارند؟

به طور تقريبي و با احتمال بسيار زياد همه ما در معرض پديده ناخوشايند پوكي استخوان قرار داريم.

ـ افراد مسن در معرض ابتلاي بيشتري قرار دارند.

ـ عارضه پوكي استخوان در نزد خانم‌ها بعد از سن يائسگي بسيار شايع است به ويژه اگر يائسگي زودرس در خانم‌ها ايجاد شده باشد.

ـ تحريك بدني و ورزش باعث استحكام استخوان‌ها در هر سني مي‌شود. عدم تحرك و استراحت زياد باعث تحليل استخوان‌ها و پوكي آن مي‌شود و دردهاي استخواني را بيشتر مي‌كند.

ـ گاه پوكي استخوان در برخي از خانواده‌ها بيشتر ديده مي‌شود.  همچنين در بعضي نژادها مثل بعضي از نژادهاي آسيايي اين پوكي بيش‌تر است.

ـ تغذيه نقش مهمي ‌در پوكي استخوان به عهده دارد. افرادي كه كلسيم كافي در رژيم غذايي آنها وجود ندارد و يا ويتامين د كافي دريافت نمي‌كنند، در معرض ابتلاي بالاتري هستند.

ـ همچنين اثر مصرف سيگار، الكل و قهوه زياد هم در پوكي استخوان ثابت شده است.

ـ كساني كه خود سيگار مي‌كشند يا همنشين سيگاري‌ها هستند، در معرض پوكي استخوان زودرس قرار دارند و زناني كه سيگار مي‌كشند دچار پوكي استخوان شديدتري مي‌باشند.

ـ استفاده طولاني از كورتون‌ها و يا داروهاي ادرارآور مي‌تواند باعث پوكي استخوان شود. البته بايد دانست كه مصرف يك يا چند آمپول كورتون در سال چنين اختلالي ايجاد نمي‌كند.

ـ افرادي كه از بعضي اختلالات هورموني مشخص رنج مي‌برند مثل پركاري تيروئيد و پاراتيروييد كم‌كاري غدد جنسي و بيماري كوشينگ در معرض ابتلاي بالاتري براي پوكي استخوان هستند.

آيا پوكي استخوان علامتي دارد؟

متاسفانه بايد گفت به طور معمول پوكي استخوان قبل از بروز عوارض آن علامتي ندارد. علايم هنگامي ‌ايجاد مي‌شود كه شكستگي اتفاق افتاده باشد. درد ناگهاني و شديد در ستون فقرات مي‌تواند از علايم شكستگي‌هاي ستون فقرات باشد. ممكن است شكستگي مهره بدون درد اتفاق افتد و به صورت خميدگي ستون فقرات و كاهش قد بيمار ديده شود. اگر چه عكس برداري با اشعه ايكس به تشخيص شكستگي كمك مي‌كند، ‌ولي براي تشخيص زودرس آن روش مناسبي نيست. پس بهتر است كليه افراد كه در معرض خطر پوكي استخوان قرار دارند قبل از شروع عوارض، مورد ارزيابي قرارگيرند و در صورت مبتلا بودن اقدامات پيش‌گيرانه اعمال شود.

بهترين روش براي تشخيص پوكي استخوان، سنجش تراكم استخوان يا دانسيتومتري است. خوشبختانه امروزه براي سنجش تراكم استخوان دستگاه‌هاي جديدي ساخته شده‌اند كه مي‌توانند با دقت نسبتا زيادي تراكم استخواني و نسبت آن با استخوان سالم و سن مناسب را اندازه‌گيري كنند. آزمايش سنجش تراكم استخواني بدون درد است و تنها چند دقيقه طول ميكشد، همچنين احتياج به آمادگي قبلي ندارد و در طي آن دارويي مصرف نمي‌شود. اين سنجش پزشك را قادر مي‌سازد تا شدت پوكي استخوان را ارزيابي كند و در نتيجه استحكام استخوان را بسنجد.

بنابراين بهترين روش پيش‌گيري از پوكي استخوان و عوارض آن رعايت رژيم غذايي مناسب، فعاليت ورزشي مناسب و دوري از عوامل كمك كننده در افزايش پوكي استخوان مانند مصرف سيگار (به ويژه تمام موارد ذكر شده تا قبل از سن 35 سالگي) و ارزيابي‌هاي لازم براي تعيين ميزان تراكم استخواني است.

جلوگيري از پوكي استخوان

مي‌توان با روش‌هاي بسيار ساده‌اي خطر پوكي استخوان را كاهش داد:

با اطلاع از وضعيت استخوان به ويژه در خانم‌ها در دوران نزديك به يائسگي، بوسيله مشورت با پزشك، بكار بردن روش‌هاي تشخيص مناسب و در صورت نياز تجويز داروهاي ويژه مي‌توان از پيشرفت بيماري و عوارض حاصل آن پيشگيري كرد.

تغذيه مناسب از روش‌هاي بسيار مؤثر براي پيش‌گيري از پوكي استخوان است. غذاي انسان بايد محتوي پروتئين‌ها و املاح كافي و ويتامين‌هاي لازم باشد تا روند پوكي استخوان كندتر شود. بهترين منبع كلسيم و پروتئين: شير، پنير، ماست و غذاهاي دريايي به ويژه ماهي است.

كلسيم يكي از اجزاي سازنده استخوان است و غذاي روزانه هر فرد بالغ بايد حداقل حاوي 1000 تا 1200 ميلي‌گرم كلسيم باشد. البته اين مقدار نياز در زنان باردار، شيرده، يائسه، افراد مسن و بچه‌ها بيشتر بوده و بين 1500 تا 2000 ميلي‌گرم است. همانطوريكه گفته شد فرآورده‌هاي لبني مانند شير ماست پنير، كشك و قره‌قوروت از منابع بسيار خوب و مهم كلسيم‌اند. ساير منابع حاوي كلسيم عبارتند از: سبزيجات برگ سبز، كلم پيچ، شلغم، هويج، پرتقال، انگور و توت فرنگي، خرمالو، زيتون، جعفري، اسفناج، كرفس، كشمش، بادام، پسته، گردو، حبوبات و غذاهاي دريايي مانند ماهي به ويژه ماهي تن، كيلكا و ساردين.

پوكي استخوان يكي از مهم‌ترين عوارض كاهش مصرف كلسيم است و در صورت همراهي با عواملي مانند‌ كمبود ويتامين ث  ،كمبود ويتامين د ، درمان با استروئيدها (كورتون)، بي‌حركتي، مصرف الكل و … بر شدت آن افزوده مي‌شود. پس بياييم با رعايت نكات زير حافظ سلامتي استخوان‌ها و جلوگيري از پوكي استخوان خود در سن ميان‌سالي و پيري باشيم

ـ هم اكنون كه مقدار نياز روزانه كلسيم خود را مي‌دانيد، سعي كنيد به ميزان لازم از مواد حاوي كلسيم در روز استفاده كنيد تا دچار كمبود ميزان كلسيم نشويد. اين ذخيره‌سازي به ويژه در دهه دوم و سوم زندگي بسيار پراهميت است. در صورتي كه نمي‌توانيد مقدار لازم كلسيم را از فرآورده‌هاي غذايي طبيعي تهيه كنيد، براي جلوگيري از اين بيماري ناخوشايند سفارش مي‌شود به مصرف تركيبات مكمل موجود در بازار بپردازيد.

 ـ ويتامين د  براي سلامتي استخوان‌ها و جذب كلسيم لازم و ضروري است. بنابراين زماني را در بيرون از خانه بگذرانيد تا آفتاب بتواند پوست شما را براي ساختن ويتامين  د  تحريك كند.

ـ به طور منظم ورزش كنيد. استخوان‌هاي اطفال با ورزش كردن محكم مي‌شوند و رشد طبيعي خواهند داشت. البته افراد بالغ هم بايد تحرك كافي داشته باشند. استراحت و عدم تحرك باعث تحليل بافت استخواني مي‌شود. بهترين، مفيدترين و بي‌خرج‌ترين ورزش براي انسان‌هاي بالغ و به ويژه افراد مسن پياده‌روي است. توجه داشته باشيد كه ورزش‌هاي تحمل وزن، مثل پياده روي نقش مهمي ‌در رسوب كلسيم در استخوان‌ها دارند. ورزش‌هايي كه فشار و تحمل استخواني ندارند كم‌تر از ورزش‌هاي تحمل وزن در اين مسئله اثر مثبت دارند.

ـ از مصرف مواد افزايش دهنده پوكي استخوان مانند الكل، سيگار، قهوه فراوان و … خودداري كنيد.

ـ جايگزيني هورمون‌هاي زنانه در خانم‌هاي يائسه زير نظر پزشك مي‌تواند مانع پوكي استخوان زودرس شود.

درمان پوكي استخوان

اگر پس از سنجش تراكم استخوان، معلوم شد كه مبتلا به پوكي استخوان هستيد با نظر پزشك خود مي‌توانيد تحت درمان‌هاي زير قرار بگيريد.

درمان‌هاي متفاوتي هم اكنون براي پوكي استخوان وجود دارد كه هر كدام با توجه به شرايط بيمار براي وي انجام مي‌گيرد. از جمله تجويز تركيبات حاوي كلسيم و ويتامين  د  ، تجويز تركيبات فلورايد و داروهاي كاهنده سرعت پوكي استخوان مانند Alendronate , Etidronate و … كه تمام موارد ذكر شده بسيار پرخرج و گران هستند و تنها مورد اول يعني كلسيم و ويتامين د  قابل دسترس‌تر، كم هزينه‌تر و براي عموم قابل استفاده‌تر است.

در نهايت در نظر داشته باشيد كه تغذيه مناسب سرشار از كلسيم و پروتئين، فعاليت و دوري از عدم تحرك و انجام ورزش‌هاي مناسب از زمان كودكي و نوجواني، بهترين و كم‌خرج‌ترين توشه و روش پيشگيري براي جلوگيري از پوكي استخوان است

داروهاي مسهل - يبوست - سفتي مدفوع - دير كاركردن شكم - اجابت مزاج سفت

Purgative

داروهاي  ملين - لينت مزاج  - برطرف كردن يبوست همراه با درد - يبوستهاي عصبي

Laxative
داروهاي ضد دل درد - ضد قولنج  - و باد شكن و ضد نفخ - داروهاي ضد گاستريت و نفخ و ورم معده و زخم معده و مشكلات و بيماريهاي معده  و گوارش Carminative- sedative & colic & gastric pain
داروهاي محرك معده- مقوي و اشتها آور -

Appetizer& Tonic

داروهای ضد کرم و انگل

Anti - helmintic Drugs

داروهای مدر صفرا و ضد بیماریهای صفرایی - يرقان

Drugs recommended for Cholagogue  choleretic

داروهای معرق و ضد تعرق Diaphoretic and Antidiaphoretic Drugs
داروهای مدر  و زياد كننده ادرار Diuretic Drugs
داروهای معالج بیماریهای کلیه و مثانه Drugs used to treat Urinary diseases
داروهای ضد سرفه  ، ضد برونشیت ، ضد آسم و ضد بیماریهای دیگر اندام تنفسی و سرمخوردگي Drugs Used to treat Cough , Cold and Asthma
داروهای ضد تهوع و استفراغ Drugs used to treat Vomiting and Nausea
داروهای معالج بیماریهای دهان ، حلق ، لثه و دندانها Drugs recommended for disorders of mouth : Aphtha , Pyorrhea , toothache
دارو جهت بخور دادن ( درمان سینوزیت ، آنژین ها ، سرما خوردگي   و زکام )

Common cold &influenza & sinusitis

داروي  محرک متابولیسم  و اضافه كردن سوخت وساز  بدن Anabolic
دارو جهت واریس Varies
دارو جهت رفع چاقی و چربی زیاد Fat burner 
دارو جهت رفع کم خونی Anemia
دارو جهت بیماری ارتریو اسکلروز - تصلب شرايين - و گرفتگي رگها Arteriosclerosis
دارو جهت بی اختیاری ادرار Incontinence
دارو جهت بازكردن انسداد های کبد  و طحال و  بيماريهاي كبد و تقويت كبد

Hepatic&Spleen obstruction

داروهای مخصوص عوارض زنان Drugs used to treat Uterine disorders or diseases of the female
داروهای صاف کننده خون Drugs recommended for Blood purifier
داروهای ضد تب و تب بر Anti-fever  Drugs
داروهای آرام بخش ، مقوی قلب و اعصاب Drugs recommended for Heart diseases and Nerviness
داروهای معالج بیماریهای عصبی ، آرام بخش و ضد درد Drugs recommended for Sedative and Nerviness 
داروهای معالج بواسیر - هموروييد Drugs used to treat Hemorrhoids
داروهای ضد رماتیسم و نقرس Drugs used to treat  rheumatic and gout
داروهای بیماریهای پوست و مو Drugs Used to treat Skin & Hear diseases
داروهای ضد اسهال - قابض ِDrugs Used to treat Diarrhea
داروهاي ضد ديابت - مرض قند Anti Diabetic drugs
داروهاي بيماريهاي قلبي Heart disease
داروهاي ضد فشارخون بالا Anti hypertensive drugs
داروهاي ضد التهاب و درد Anti  inflammatory
داروهاي معالج بيماريهاي كليه و مثانه و مجاري درار

Kidney & urinary tract disease

داروهاي معالج بيماريهاي چشم Ophthalmic  disease
داروهاي معالج زخم و سوختگي ِDrug promote  healing of wound and ulcer
داروهاي معالج  استسقا و آب آوردن نسوج و اندامها - ورم Dropsy & Edema
داورهاي بند آورنده خونريزي  يا ضد خونريزي Anti hemorrhage or Haemostatic 
داروهاي ضد عفوني كننده و ضد باكتري - آنتي بيوتيك - َAntibiotic & Antiseptic
داروهاي استفراغ آور Emetic drugs
داروهاي تقويتي Tonic - Alterative
داروهاي زياد كننده شير مادران Milk productive
داروهاي ضد سرطان Anticancer
داروهاي مقوي  قوه باء - محرك جنسي Aphrodisiacs
داروهاي كم كننده ميل جنسي Anaphrodisiacs

 

نام فارسي

English name

نام علمي

يونجه

Alfalfa

  Medicago sativa

بادام   

Almond

Amygdolus
صبرزرد

Aloe

 Aloe vera    

سيب Apple  Nigella Sativa
زردآلو Apricot Armeniaca bulgar
آرتیشو ( کنگر فرنگی ) Artichoke Cynara scolymus
مارچوبه Asparagus Asparagus officinalis
  آووکادو  Avocado Persea americana
موز Banana  Musa sapientum
زرشك Barberry  Berberis
جو Barley   Hordeum vulgare
ريحان Basil Ocimum basilicum
چغندر BEETS  Beta vulgaris
سنبل الطيب (علف گربه) Valerian  valeriana Officinalis
گاوزبان Borage  Borage officinalis
بابا آدم Burdock Arctium lappa
 هل Cardamom  Elettaria cardamomum
هويج Carrot Daucus carota
فلوس Cassia  ‍Cassia Fistula
بابونه Chamomile  Chamaemelum nobile
نخود Chickpea  Cicer arietinum
درچين Cinnamon Cinnamomum zelanicum
ميخك Clove caryophillium  aromaticus
نارگيل Coconut Cocos nucifera
قهوه Coffee Coffea arabica
گشنيز Coriander  Coriangrum sativum
ذرت Corn   Zea mays
خيار Cucumber  Cucumis sativus
زيره سبز   Cumin Seed  Cuminum cyminum
قاصدك Dandelion Taraxacum officinale
خرما   Date  Phoenix dactylitera
شويد Dill Aniethum graveolens  
بادمجان    Eggplant Solanum Melongena
آقطی سیاه ( انگو کولی ) Elderberry   Sambucus nigra
باقلا      Faba bean Faba vulgaris
رازيانه  FENNEL     Foeniculum vulgare
شنبليله          Fenugreek   Trigonella gracum 
انجير     Fig  Ficus carica
تخم كتان FLAX SEED    Linum usitatissimum
خاكشير FLixweld  Descurainia sophia
سير Garlic   Allium sativum
كوشاد (ژانسيان) Gantian    Gentiana Lutea
زنجبيل          Ginger      Zingibar officinale
انگور   ( Grape (Vine Vitis
گريپ فروت Grapefruit    Citrus paradisi
ماميران كبير             Greater celandine   Chelidonium majus
فندق           Hazelnut   Corylus avellana   
گياه دم اسب Horsetail   Equisetum Arvense
گياه زوفا Hyssop  Hyssopus Officinalis
عناب   Jujube Tree   Zizyphus jujuba Mill

لوبيا

  Kidney bean  Phasaeolous vulgaris
علف هفت بند Knotgrass Polygonum aviculare
اسطوخودوس ( لاواندر ) Lavander Lavandula
ليمو ترش Lemon  ‍Citrus limon
عدس Lentil Lens culinaris medic
كاهو Lettuce  lactuca sativa
شيرين بيان Licorice Glycyrrhiza globra
روناس Madder    Rubia Tinctorum
انبه Mango  Mangifera indica
ختمي Marshmallow   Althaea officinalis
گزنه Nettle  Urtica dioica
بلوط - گزعلفي(شيره بلوط) Oak Quercus
جودوسر (يولاف) Oat  Avena sativa
زيتون Olive  Olea europaea
پياز Onion  Allium cepa
پرتقال Orange  Citrus sinensis
جعفري Parslery  Petroselinum sativum
هلو  Peach  Amygdalus persica
بادام زميني Peanut  Arachid
گلابي Pear Pirus communis
نعناع Peppermint  Mentha Piperita
پسته Pistachio Pistaca
انار Pomegranate Punica
سيب زميني POTATO Solanum tuberosum
به Quince Cydonia
ترب و تربچه Radish   Raphanus sativus
شبدر قرمز   Red Clover Trifolium Pratenes
برنج RICE Oryza
زعفران Saffron   Crocus sativus
كنجد Sesame  Sesamus indicum
لوبياي سويا Soy bean  Soja hispida Moench 
اسفناج Spinach  Spinacia oleracea
كدو Squash Lagenaria vulgaris
چاي كوهي  St.johns Wort  Hypericum perfratum
آفتاب گردان SUNFLOWER Helianthus annus
تمبر هندي Tamarind   Tamarindus indica
گوجه فرنگي Tomato    Lycopersicum esculentum
زرد چوبه Turmeric    Curcuma longa
شلغم TURNIP  Brassica Napus
شاه پسند وحشي Vervain   verbena Officinallis
گردو WALNUT  Juglans regia
هندوانه Watermelon   Citrullus vulgaris
توس (غان)   White Birch  Betula  alba

نام داروي گياهي

شركت سازنده

آليكوم 

ALICOM نياك

آليوم اس  

ALLIUM-S دينه  ايران

 آلتادين    

ALTHADIN دينه ايران

آلتيب  

ALTIB گل دارو

آنتوم   

ANETHUM ايران داروك

آنتي ديابتيك  

 ANTI-DIABETIC ايران داروك

آنتي ميگرن 

ANTIMIGRAINE گل دارو

آفروديت  

APHRODIT گل  دارو

آوي پكت   

AVIPECT دينه ايران

بابونه  

BABOONEH شيمي دارويي امين

برن 

BRAN دينه ايران

دليسان  

DELISUN باريج اسانس

برونكوتيدي

 BRONCHO T.D توليدارو

سي لاكس     

C_LAX  دينه ايران

كالاندولا   

CALENDULA دينه ايران

كارامين        

CARAMIN گل دارو

كارواي ميكسچر        

 CARWAY MIXTURE ايران داروك

كارميناتيف     

CARMINATIF دينه ايران

كارمينت     

CARMINAT پور سينا

كراتاگوس    

CRATAGUS ايران داروك

د- رگليس     

D-REGLIS ايران داروك

بخور اوكاليپتوس دينه

DINEH  EUCALYPTUS INHALER

دينه ايران

بخور  دينه (پودر)

DINEH   INHALER  POWDER

دينه ايران

ديورتيك   

DIURETIC  ايران داروك

انوكسولون  

ENOXOLONE داروپخش

گارلت  

GARLET كوثر

گارليك   

GARLIC ايران داروك

گارلي كپ    

GARLICAP هربي دارو

گارسين    

GARSIN گل دارو

جنرال تونيك  

GENERAL  TONIC  دينه ايران

جن جي تون  

GINGITON  هربي دارو

گل گريپ  

 GOL _ GRIPE گل دارو

بخور اوكاليپتوس گل دارو

GOLDARU EUCALYPTUS INHALER

گل دارو

گرايپ واتر   

GRIPE WATER دينه ايران

هربي لاكس     

HERBILAX  هربي دارو

هايپيران     

HYPIRAN پور سينا

بخور اوكاليپتوس ايران داروك-محلول غير خوراكي

IRAN DARUK LIQUID  EUCALYPTUS INHALER ايران داروك

بخور اوكاليپتوس ايران داروك (پودر)

IRAN DARUK POWER EUCALYPTUS INHALER

ايران داروك

كاميل   

CAMIL نياك

لاگزاريسين    

LAXARICIN دينه ايران

ليكوفار   

LICOPHAR گل دارو

منتول مايع    

LIQUID MENTHOL پور سينا

ماسومنت    

MASUMINT ابن ماسويه

مليسان   

MELLISAN گل دارو

منتا  

MENTHA دينه ايران

منتازين   

MENTHAZIN ابن ماسويه

موسيليوم   

MUSYLIUM ايران داروك

ميرتكس   

MYRTEX باريج اسانس

ميرتوپلكس    

MYRTOPLEX داروپخش

اولئاكرات  

OLEA-CRAT ايران داروك

پاسي پي   

PASIPAY ايران داروك

پرفوران    

PERFORAN  ايران داروك

پرسيكا   

PERSICA پور سينا

فيتو كلد       

PHYTOCOLD گل دارو

پلانتاژل   

PLANTAGEL  دينه ايران

پروستاتان   

PROSTATAN  گل دارو

پسيليوم موسيلوئيد  

 PSYLLIUM  MUCSILOID نياك

پسيليوم  

PSYLLIUM  هربي دارو

رازين    

RASIN   ابن ماسويه

رگليس معطر

REGLIS MOATTAR  ايران داروك

رگليسيدين    

REGLISIDIN  دينه ايران

سامي لاكس 

SAMILAX  سامي ساز

سنكل      

SANKOL گل دارو

سدامين  

SEDAMIN  گل دارو

سنامد     

SENA_MED ايران داروك 

سناگل 

SENAGOL  گل دارو

سنالين  7.5     

SENALIN  7.5 گل دارو

سنالين 

SENALIN  گل دارو

شير ينوش        

SHIRINOOSH گل دارو

شير افزا       

SHIRAFZA گل دارو

سوپر مينت       

SUPERMINT باريج اسانس

تانا ميگرن  

TANAMIGRAIN   زهراوي

تيم آرتا   

THYMARTA  ايران داروك

تيمكس  

THYMEX  ايران داروك

تيميان  

THYMIAN  مينا

توسيان   

TUSSIAN  گل دارو

توسيگل    

 TUSSI-GOL گل دارو

توسيوين    

TUSSIVIN  باريج اسانس

اورتان   

URTAN پور سينا

اورتيدين   

URTIDIN باريج اسانس

والريك   

VALERIC مينا

والرين   

VALERIAN هربي دارو

والي فلور    

VALIFLURE نياك

ويتاگنوس    

VITAGNUS پور سينا

زينتوما   

ZINTOMA  گل دارو

پيجيوم آفريكانوم

 Pygeum Africanum توليد فورنيه فرانسه          بسته بندي زهراوي
ماسومنت Masoument ابن ماسويه
چاي كيسه اي بابونه Matricaria Chammomilla گلچاي
چاي كيسه اي رازيانه Foeniculum vulgare گلچاي
چاي كيسه اي گاوزبان Echium Amoenum گلچاي
چاي كيسه اي چاي سبز Camellia Thea گلچاي
چاي كيسه اي شيرين بيان Liquorice گلچاي
چاي كيسه اي قرقات Vaccinium Arctostaphylos گلچاي
چاي كيسه اي مليس Melissa Officinalis گلچاي
چاي كيسه اي لاكسان Cassia Angustifolia گلچاي

آنچه راجع به آنفلوآنزاي مرغي بايد بدانيم

 جهان با سرعت بيشتري به سوي اپيدمي آنفلوآنزاي مرغي پيش مي‌رود

سفر غير منتظره وزير بهداشت به شمال كشور در پي شيوع اين بيماري

 شمار قربانيان آنفلوانزاي مرغي در اندونزي به ‪ ۴۲‬تن رسيد  

تب دانگ

آنچه راجع به تب دانگ  بايد بدانيم

 تب خونريزي دهنده كريمه گنگو (CCHF)

آنچه راجع به تب خونريزي دهنده كريمه گنگو (CCHF)  بايد بدانيم

English Resources - 1 - 2 - 3

 

   سارس

 - آنچه راجع به سارس بايد بدانيم

- نقشه جغرافيايي اپيدمولوژي بيماري درجهان

-  آمار  بيماران مبتلا  در سرتاسر جهان

ايدز

- آنچه راجع به ايدز بايد بدانيم

- ايدز در ايران

- سازمان بهداشت جهاني  و ايدز

- ايدز و نوجوانان

- واكسن و داروی ايدز

- پاسخ به پرسشهاي پيرامون ايدز

- اعتياد - ايدز و هپاتيت در زندانها

 

وبا

- آنچه راجع به وبا بايد بدانيم

- وبا در عراق

- وبا در افغانستان

- وبا در ايران

بیماری های شدید

۱) بیماری های شدید روانی در واقع اختلال در عملکرد سیستم شیمیایی مغز است . ماهیت دقیق بیماری مغز در حال حاضر شناخته شده نیست اما گمان می رود که عدم تعادل در ناقلین عصبی یا پیام رسان های شیمیایی که میلیاردها سلول را در مغز به هم مربوط می کنند سبب این مسئله می شود.
۲) بیماری شدید روانی به علت تربیت غلط کودکی یا وقایع ناگوار به وجود نمی آید. علت آنها اختلال در ساختار و عملکرد مغز است ولی فشارهای زندگی می تواند بیماری را شدیدتر کند .
۳) مصرف دارو، علائم بیماری را در بیشتر افرادی که دچار بیماری شدید روانی هستند به مقدار بسیار ، کاهش می دهد ، گرچه بیماری را به طور کامل درمان نمی کند .
بیشتر افراد مبتلا به بیماری شدید روانی باید برای مدت های طولانی هر روز دارو مصرف کنند و از این لحاظ درست مانند کسی هستند که دچار بیماری دیابت یا فشار خون می باشد .
۴) افراد مبتلا به بیماری های شدید روانی نسبت به فشارهای روانی بسیار حساس هستند. پایین نگهداشتن میزان فشار روانی ممکن است علائم بیماری را تخفیف دهد .
۵) اغلب این بیماری ها دارای سیر دوره ای هستند ، و دوره های تشدید بیماری کوتاه و نیز دوره های طولانی تر زندگی عادی دارند .
۶) مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدرغالباً عامل بیماری های روانی را تشدید نموده و به وخامت حال بیمار منجر می شود.
۷) نتایج درازمدت در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا از سایر بیماری های روانی بدتر است . در اختلال دو قطبی (Biopolar disorder) کمی بهتر ، و در افسردگی شدید بهتر است . تحقیقات نشان می دهد که در اسکیزوفرنیا با افزایش سن ، علائم کاهش می یابند و توانایی فرد برای زندگی مستقل بیشتر می شود. بسیاری از مبتلایان به اسکیزوفرنیا درحدود ۵۰ ، ۶۰ سالگی به طور مستقل زندگی رضایت بخشی دارند و علائم بیماری در آنها خیلی کم وجود دارد . به نظر می رسد که بیماری با گذشت زمان فروکش می کند .
با درمان مناسب ۵۰% بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا می توانند ظرف ده سال بهبود یابند. هر چه درمان زودتر شروع شود نتیجه بهتر است . اسکیزوفرنیا در تمام دنیا در نژادها در فرهنگ ها و طبقات اجتماعی دیده می شود . این بیماری یک نفر از هر ۱۰۰ نفر را در سراسر جهان مبتلا می کند . یک شکل کودکی این بیماری نیز وجود دارد که نادر است . هزینه هایی که جامعه بابت بستری شدن ، از کار افتادگی و مخارج توانبخشی این بیماری متحمل می شود ، سالیانه میلیاردها تومان برآورد شده و بهای درد و رنجی که خانواده می پردازند غیر قابل اندازه گیری است .
● علائم اسکیزوفرنیا
مشخصه این بیماری تغییرات برجسته در شخصیت است . این تغییرات گاهی با مشکلات سازگاری در نوجوانی اشتباه شده و باعث عصبانیت خانواده می شود . کناره گیری اجتماعی ، نوسانات خُلقی و رفتار انزواطلبانه ، افسردگی ، تفکر مختل ، عدم تمرکز و افکار آشفته از علائم بیماری است. سایر علائم عبارت اند :
▪ از ناتوانی در مقابله با مشکلات جزئی
▪ حساسیت به صدای بلند و رنگ های کمرنگ
▪ بدبینی همراه با فکر تحت تعقیب قرار داشتن یا تحت نظر پلیس بودن
▪ خوردن غذاهای مسموم شده و دریافت پیام هایی از رادیو
▪ بشقاب پرنده و تلویزیون از دیگرعلائم رایج آن می باشد .
گاهی بیماران فکر می کنند که پیام های الهام دهنده از افراد مشهور، دریافت می دارند. بسیاری از اوقات حالت خصمانه نسبت به خانواده نشان می دهند که درک آن غالباً برای آنها دشوار است. این حالات صدمه زننده و تهدید کننده هستند. نمرات مدرسه افت می کند ، فعالیت های خارج از مدرسه و ارتباط با دوستان کنار گذاشته می شود و بیمار از دست دادن اراده ، احساس تزلزل و عدم وجود را تجربه میکند . فرد بیمار برای فرار از این احساسات ویرانگر ، اغلب کوشش می کند که فرار کند، با این امید که یک تغییر جغرافیایی ، اوضاع را برای او بهتر خواهد کرد . با پیشرفت بیماری ، تغییرات ادراکی روی می دهد و آنها چیزهایی می بینند و صداهایی می شنوند که واقعی نیستند . حالات بدنی غیر عادی به خود گرفتن و پوشیدن لباس های عجیب و غریب نیز برحسب موقعیت دیده شده است. مصرف مواد الکلی نیز ممکن است وجود داشته باشد . وقتی برای اولین بار اسکیزوفرنیا ظهور می کند ، فرد سعی می کند همه چیز را به صورت یک راز نگه دارد. بنابراین همه ی آنچه را که اتفاق می افتد انکار می کند . این بیماران وحشتزده ، و مملو از اضطراب و بیقراری هستند. با ادامه روند اسکیزوفرنیا یک حالت آشفتگی درونی و آشوب نیز تجربه می شود .
● علت بیماری اسکیزوفرنیا
اسکیزوفرنیا یک بیماری مغزی است که در آن انتقال دهنده های عصبی شیمیایی مغز دچار عدم تعادل میشوند . نام یکی از این انتقال دهنده ها که نقش مهمی در بیماری دارد " دوپامین " ( Dopamine) است . معمولا فرض شده که علت نهایی باید ارثی باشد ، مانند یک اختلال ارثی سوخت و ساز مغز که منجر به نقص زیستی ، شیمیایی می شود .
● نظریه تغذیه ای یا نظریه مولکولی
در اوایل دهه ۱۹۵۰ شروع به درمان بیماران اسکیزوفرنیک با دوزهای بالای نیاسین (ویتامین۳ B) نمود. این درمان اولیه توسعه پیدا کرد و سایر ویتامین ها مانند تیامین ( B۱) ، پیریدوکسین (B۶) ، اسیدفولیک ، E، C، ۱۲B، و مواد معدنی مانند روی و منگنز را نیز شامل شد . از دیگر اقدامات ، کنترل رژیم غذایی ، محدود کردن مصرف مواد قندی ، کافئین ، الکل و تنباکو بوده است . افراد مجبور بودند به طور منظم ورزش کنند . ابتدا ادعا می شد که این رویکرد درمانی موفقیت آمیز باشد ، معهذا هنوز توسط استانداردهای علمی تأیید نشده است .
● نظریه ویروسی
ویروس ها می توانند عملکرد سلولهای مغزی را بدون تغییر شکل ساختمان مغز ، تغییر دهند و کماکان به حیات خود ادامه دهند . ویروس ها می توانند سال ها مخفی بمانند . لازم به ذکر است بعضی از ویروس ها تغییراتی در انتقال دهندگان عصبی مغز ایجاد می کنند . این موضوع میتواند علت بعضی از تغییرات زیستی ، شیمیایی را که در اسکیزوفرنیا توصیف شده است ، توجیه کند .
● نظریه فشار محیطی
فشار روانی می تواند یک علت اصلی بیماری هایی چون زخم معده باشد . بنابراین گمان وجود آن در اسکیزوفرنیا منطقی به نظر می رسد . مشاهده شده در صورتی که افراد را در معرض میزان های بسیار بالای فشار روانی قرار دهند ، رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهند که می تواند شبیه اسکیزوفرنیا باشند


آفتاب‌زدگي‌ (حساسيت‌ به‌ نور آفتاب‌)

sun poisoning

 
 
 
  داروها
  فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
  رژيم‌ غذايي‌
  درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
   شرح بيماري
آفتاب‌زدگي‌ عبارت‌ است‌ از واكنش‌ به‌ مواجهه‌ بيش‌ از حد با آفتاب‌. پوست‌ در بخش‌هايي‌ كه‌ بيشتر در معرض‌ آفتاب‌ است‌، درگير مي‌شود.
   علايم‌ شايع‌
بثور قرمز پوست‌، گاهي‌ همراه‌ با تاول‌هاي‌ كوچك‌، در نواحي‌ مواجهه‌ يافته‌ با آفتاب‌
لكه‌هاي‌ پوسته‌ريزي‌كننده‌
تب‌
خستگي‌ يا گيجي‌
قرمزي‌ پوست‌
    علل‌
آفتاب‌ زدگي‌ بيشتر در فصول‌ گرم‌ كه‌ اشعه‌ فرابنفش‌ قوي‌تر است‌، رخ‌ مي‌دهد. مواجهه‌ با آفتاب‌ محرك‌ آن‌ است‌ و معمولاً همراه‌ با آفتاب‌ سوختگي‌ است‌.
در افرادي‌ كه‌ داروهايي‌ مصرف‌ مي‌كنند كه‌ باعث‌ حساسيت‌ به‌ نور مي‌شوند (افزايش‌ حساسيت‌ به‌ اشعه‌ فرابنفش‌)، به‌ ويژه‌ محتمل‌ است‌. شايع‌ترين‌ داروها عبارتند از آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ تتراسايكلين‌، مدرهاي‌ تيازيدي‌، داروهاي‌ گوگرددار و قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌ خوراكي‌. داروهاي‌ موضعي‌ و مواد شيميايي‌ نيز مي‌توانند واكنش‌ ايجاد كنند (فنوتيازين‌ها، سولفوناميدها، قطران‌ زغال‌، پسورالن‌ها).
برخي‌ از مواد آرايشي‌ از جمله‌ رژ لب‌، عطر و صابون‌ها نيز مي‌توانند يك‌ واكنش‌ حساس‌ به‌ نور ايجاد كنند.
   عوامل تشديد كننده بيماري
عفونت‌ زمينه‌اي‌
سابقه‌ آفتاب‌ زدگي‌
اختلالات‌ متابوليك‌ مثل‌ ديابت‌ شيرين‌ يا بيماري‌ تيروييد
استفاده‌ از داروهاي‌ سركوبگر ايمني‌ با داروهاي‌ ذكر شده‌ در فهرست‌ «علل‌»
اختلالات‌ طبي‌ مثل‌ لوپوس‌ اريتماتوي‌ ديسكوييد، لوپوس‌ اريتماتوي‌ سيستميك‌ و يا پورفيري‌
    پيشگيري‌
اگر سابقه‌ آفتاب‌زدگي‌ داريد، در صورت‌ امكان‌ دور از آفتاب‌ بمانيد.
در صورت‌ مواجهه‌ با آفتاب‌ از لوسيون‌هاي‌ ضد آفتاب‌ با قدرت‌ محافظتي‌ 15 يا بالاتر استفاده‌ كنيد و لباس‌هاي‌ محافظ‌ بپوشيد.
   عواقب‌ مورد انتظار
در صورتي‌ كه‌ دور از آفتاب‌ بمانيد، علايم‌ را مي‌توان‌ با درمان‌ كنترل‌ كرد. بهبودي‌ تا يك‌ هفته‌ طول‌ مي‌كشد.
    عوارض‌ احتمالي‌
عود بثور و ساير علايم‌ در صورت‌ مواجهه‌ با آفتاب‌ حتي‌ به‌ مدت‌ كوتاه‌ به‌ ويژه‌ در بهار و تابستان‌.
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
هرگونه‌ علت‌ زمينه‌اي‌ مثل‌ داروها، مواد آرايشي‌ يا اختلالات‌ طبي‌ را معلوم‌ كنيد. آزمون‌ لكه‌ نوري‌ را مي‌توان‌ براي‌ شناسايي‌ علل‌ آلرژي‌ به‌ نور به‌ كار برد.
در طول‌ ساعات‌ اوج‌ اشعه‌ فرابنفش‌ (10 صبح‌ تا 2 بعد از ظهر) از آفتاب‌ دور بمانيد.
اگر بايد به‌ در اوج‌ آفتاق‌ به‌ فضاي‌ باز برويد، لباس‌هاي‌ محافظ‌ بپوشيد و از كرم‌هاي‌ ضد آفتاب‌ در دسترس‌ استفاده‌ كنيد.
    داروها
كلروكين‌ قبل‌ از مواجهه‌ با آفتاب‌ براي‌ پيشگيري‌ عود علايم‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ گردد.
استروئيدهاي‌ التهابي‌ ممكن‌ است‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌ تجويز شوند.
    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
جز براي‌ اجتناب‌ از مواجهه‌ طولاني‌ مدت‌ با آفتاب‌، محدوديتي‌ لازم‌ نيست‌.
    رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد. براي‌ پيشگيري‌ از دهيدراتاسيون‌ (كم‌ آبي‌)، مايعات‌ فراوان‌ بنوشيد.
    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علامت‌ آفتاب‌ زدگي‌ را داشته‌ باشيد.
اگر دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ داشته‌ باشند.

گروه‏ خون

سَرَطان یا چَنگار بیماری‌ای است که در آن سلول‌های بدن در یک تومور بدخیم به طور غیر عادی تقسیم و تکثیر می‌شوند و بافت‌های سالم را نابود می‌کنند. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا عوامل بیرونی هم‌چون ویروس و مواد سرطانزا موثر باشد در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

سرطان شامل همه انواع تومورهای بدخیم می‌شود که در پزشکی آنها را بیشتر با نام نئوپلاسم می‌شناسند.

احتمال بروز سرطان در سنین مختلف وجود دارد ولی احتمال بروز سرطان با افزایش سن زیاد می‌شود سرطان باعث ۱۳٪ مرگ‌ها است بر طبق گزارش انجمن بهداشت آمریکا ۷٫۶ میلیون نفر بر اثر سرطان و در سال ۲۰۰۷ مرده‌اند  سرطان تنها ویژه انسان نیست و همه جانوران و گیاهان پرسلولی نیز ممکن است به سرطان دچار شوند.

mohammad-a

سرنوشت سلول‌ها کاملاً کنترل شده‌است و براساس نیازهای بدن می‌باشد. در جنین میزان تکثیر سلول‌ها بیشتر از مرگ سلولی است اما در جاندار بالغ میزان مرگ سلولی و تقسیم سلولی به تعادل می‌رسد. سرنوشت سلول در هر زمان، به طور کاملاً دقیق، بوسیله فاکتورهای رشد، پیام‌های محیطی و برخی پروتئین‌ها و پیامبرهای سلولی، کنترل می‌شود. جهش‌هایی که منجر به تغییر هر یک از فاکتورهای موثر در سرنوشت سلول، می‌شوند باعث بهم خوردن نظم دقیقی که در تنظیم رشد و تکثیر و تمایز سلول هاوجود دارد می‌شود و می‌تواند منجر به بروز سرطان شود. سلول‌های سرطانی کنترل خود را بر چرخه سلولی از دست داده و به طور مداوم و بدون توجه به پیام‌های سلولی و فاکتورهای رشد، به تکثیر ادامه می‌دهند. در سلول‌های سرطانی بیان پروتئین‌های سلولی تغییر کرده و برخی از آنها که نباید بیان شوند بیان شده و یا بیان برخی دیگر از ژن‌ها متوقف می‌شوند. به طور کلی فاکتورهایی که نقص در آنها منجر به از دست رفتن کنترل رشد و تکثیر سلول‌ها و بروز سرطان می‌شوند به دو دسته تقسیم می‌شوند: انکوپروتئین‌ها و پروتئین‌های سرکوبگر تومور.

mohammad-a

عوامل ژنتیکی

وجود سابقه سرطان بین اعضای نزدیک خانواده احتمال دچار شدن به سرطان را افزایش می‌دهد. وجود جهش در برخی ژن‌ها (که به آنها آنکوژن و ژن‌های سرکوبگر تومور می‌گویند، باعث بروز سرطان می‌شود

گروه‏ خون

سَرَطان یا چَنگار بیماری‌ای است که در آن سلول‌های بدن در یک تومور بدخیم به طور غیر عادی تقسیم و تکثیر می‌شوند و بافت‌های سالم را نابود می‌کنند. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا عوامل بیرونی هم‌چون ویروس و مواد سرطانزا موثر باشد در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

سرطان شامل همه انواع تومورهای بدخیم می‌شود که در پزشکی آنها را بیشتر با نام نئوپلاسم می‌شناسند.

احتمال بروز سرطان در سنین مختلف وجود دارد ولی احتمال بروز سرطان با افزایش سن زیاد می‌شود سرطان باعث ۱۳٪ مرگ‌ها است بر طبق گزارش انجمن بهداشت آمریکا ۷٫۶ میلیون نفر بر اثر سرطان و در سال ۲۰۰۷ مرده‌اند  سرطان تنها ویژه انسان نیست و همه جانوران و گیاهان پرسلولی نیز ممکن است به سرطان دچار شوند.

mohammad-a

سرنوشت سلول‌ها کاملاً کنترل شده‌است و براساس نیازهای بدن می‌باشد. در جنین میزان تکثیر سلول‌ها بیشتر از مرگ سلولی است اما در جاندار بالغ میزان مرگ سلولی و تقسیم سلولی به تعادل می‌رسد. سرنوشت سلول در هر زمان، به طور کاملاً دقیق، بوسیله فاکتورهای رشد، پیام‌های محیطی و برخی پروتئین‌ها و پیامبرهای سلولی، کنترل می‌شود. جهش‌هایی که منجر به تغییر هر یک از فاکتورهای موثر در سرنوشت سلول، می‌شوند باعث بهم خوردن نظم دقیقی که در تنظیم رشد و تکثیر و تمایز سلول هاوجود دارد می‌شود و می‌تواند منجر به بروز سرطان شود. سلول‌های سرطانی کنترل خود را بر چرخه سلولی از دست داده و به طور مداوم و بدون توجه به پیام‌های سلولی و فاکتورهای رشد، به تکثیر ادامه می‌دهند. در سلول‌های سرطانی بیان پروتئین‌های سلولی تغییر کرده و برخی از آنها که نباید بیان شوند بیان شده و یا بیان برخی دیگر از ژن‌ها متوقف می‌شوند. به طور کلی فاکتورهایی که نقص در آنها منجر به از دست رفتن کنترل رشد و تکثیر سلول‌ها و بروز سرطان می‌شوند به دو دسته تقسیم می‌شوند: انکوپروتئین‌ها و پروتئین‌های سرکوبگر تومور.

mohammad-a

عوامل ژنتیکی

وجود سابقه سرطان بین اعضای نزدیک خانواده احتمال دچار شدن به سرطان را افزایش می‌دهد. وجود جهش در برخی ژن‌ها (که به آنها آنکوژن و ژن‌های سرکوبگر تومور می‌گویند، باعث بروز سرطان می‌شود

سنگ کلیه و روش های درمان آن

سنگ کلیه
سنگ کلیه ذرات کوچک و سخت که در یک یا هر دو کلیه تشکیل شده و گاهی به داخل حالب ها (لوله های عضلانی باریکی که ادرار را از کلیه ها به مثانه منتقل می کنند) انتقال یابند. سنگ کلیه از نظر اندازه از یک دانه شن تا حدود یک توپ گلف متغیر بوده و ممکن است منفرد یا متعدد باشد. سنگ کلیه معمولاً بزرگسالان بالای ۳۰ سال از هر دو جنس را مبتلا می سازد ولی در مردان شایع تر است .

علایم شایع
دوره های درد شدید و پیچشی (متناوب ) به فاصله هر چند دقیقه . درد معمولاً ابتدا در ناحیه پشت ، درست پایین دنده ها، ظاهر می گردد. در طی چند ساعت یا چند روز، ناحیه درد از مسیر حرکتی سنگ از حالب به طرف کشاله ران پیروی می کند. با دفع سنگ درد بیمار متوقف می گردد.

تهوع مکرر
دفع مقادیر اندک خون در ادرار. ادرار ممکن است کدر یا تیره به نظر برسد.

علل
دفع مقادیر بیش از حد کلسیم از ادرار در اثر اختلال غده پاراتیرویید ـ که تنظیم متابولیسم کلسیم را به عهده دارد ـ یا در اثر مصرف بیش از حد کلسیم و ویتامین ـ د
نقرس (در مورد سنگ های اسیداوریکی )
انسداد ادراری به هر دلیل
عوامل افزایش دهنده خطر
کاهش حجم ادار ناشی از بی آبی یا آب وهوای گرم و خشک
رژیم غذایی نامتناسب (مصرف بیش از حد کلسیم )
سابقه خانوادگی سنگ کلیه
پرکاری پاراتیرویید
در بستر افتادن طولانی مدت به هر دلیل
سوء مصرف الکل

پیشگیری
مصرف روزانه حدود ۳ لیتر مایعات و عمدتاً آب خالص
اجتناب از مصرف شیر و فرآورده های لبنی در صورتی که سنگ کلیه از نوع کلسیمی ـ فسفری باشد.
خودداری از شرایطی که با تعریق بیش از حد همراه است .

عواقب مورد انتظار
سنگ های بزرگ معمولاً در کلیه مانده و بدون علامتند، هرچند که می توانند به کلیه آسیب بزنند. سنگ های کوچک به آسانی همراه ادرار از طریق حالب دفع می گردند. سنگ های بین این دو اندازه که از طرفی قابلیت ورود به حالب را داشته و از طرف دیگر به اندازه کافی کوچک نیستند تا عبور آنها از حالب به آسانی صورت گیرد باعث ایجاد درد شدید می گردند. این سنگ ها معمولاً در طی چند روز دفع می گردند. چنانچه حرکت سنگ متوقف شده و باعث انسداد ادراری گردد، برای پیشگیری از آسیب بیشتر کلیه باید خارج گردد.

عوارض احتمالی
عفونت دستگاه ادراری آسیب به کلیه به طوری که عمل جراحی را ضروری سازد. عود سنگ

درمان
اصول کلی
- هنگام ادرار کردن از کاغذ صافی یا گاز استفاده کنید تا دفع سنگ مشخص شود؛ یا داخل یک ظرف شیشه ای ادرار کرده ، وجود سنگ را بررسی کرده و در صورت وجود آن را جدا کرده ، ادرار را دور بریزید. برای مشخص شدن ترکیب سنگ ، آن را نزد پزشک ببرید.
- بررس های تشخیصی ممکن است شامل آزمایش کامل ادرار و کشت ادرا، عکس شکم ، سونوگرافی کلیه ، سی تی اسکن ، و اُروگرافی وریدی (روشی برای بررسی کلیه ها و مجاری ادرار با تزریق یک داروی قابل شناسایی توسط اشعه ایکس به داخل جریان خون )
- در صورت وجود سنگ کوچک منفرد بدون عارضه انسداد و عفونت ممکن است به درمان خاصی نیاز نباشد.
- در مورد سنگ های بزرگتری که خودبه خود دفع نشده و باعث ایجاد عوراض ، عفونت یا درد شدید شده اند اقدامات درمانی به منظور حذف آنها لازم است . روش های مختلف درمانی در این زمینه عبارتند از: حل کردن سنگ به طریق شیمیایی ، در آوردن سنگ با آندوسکوپ ، خارج کردن سنگ از طریق پوست ، سنگ شکنی با کمک امواج ماوراء صورت از خارج بدن [ESWL] ، و به ندرت جراحی باز. سایر رویکردهای درمانی جدید نیز در دست بررسی است .
- سنگ های ناشی از بالا بودن میزان کلسیم بدن ممکن است نیازمند برداشت جراحی بافت پاراتیرویید غیرطبیعی باشند.
داروها
مسکن ها
داروهای ضداسپاسم برای شل کردن عضلات حالب و کمک به دفع سنگ
بسته به نوع سنگ (سنگ های حاوی کلسیم ، استروایت ، سیستینی ، اسیداوریکی یا سایر ترکیبات ) داروهایی به منظور متوقف کردن رشد سنگ های موجود یا تشکیل سنگ های جدید ممکن است تجویز شود. این نوع درمان مستلزم برنامه طولانی مدت بوده و پایبندی بیمار به اجرای آن در موفقیت آن مهم است .

فعالیت

اگر شما از ابتلای خود به سنگ کلیه مطلع هستید از موقعیت هایی که در آنها بروز درد شدید ممکن است خطر آفرین باشد، نظیر بالارفتن از نردبان و کار برروی پشت بام یا داربست دوری کنید.
طی حمله سنگ کلیه تا حد امکان به فعالیت های طبیعی خود ادامه دهید.
در بستر نمانید چرا که فعالیت به دفع سنگ کمک می کند.

رژیم غذایی
اگر نوع سنگ کلسیمی یا فسفری باشد، از مصرف فرآورده های لبنی ، شکلات و نارگیل خودداری کنید.
اگر نوع سنگ فسفاته باشد، رژیم غذایی حاوی اسیدها به اسیدی نگه داشتن مختصر ادرار کمک می کند.
اگر نوع سنگ ، اسیداوریکی یا سیستینی باشد، رژیم غذایی حاوی مواد قلیایی به قلیایی نگه داشتن مختصر ادرار کمک می کند.
در مورد همه انواع سنگ ، نوشیدن روزانه حداقل ۱۳ لیوان مایعات (و بیشتر از همه آب خالص ) ضروری است
رژیم غذایی کم چربی و پرفیر نیز توصیه می گردد.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم سنگ کلیه باشید.
- اگر افزایش درجه حرارت تا ۳/۳۸ درجه سانتیگراد
- اگر بروز علایم عفونت کلیه (سوزش و ناراحتی هنگام ادرار کردن یا احساس مکرر نیاز فوری به ادرار کردن )
- اگر دچارعلایم جدید و غیرقابل توجیه شده اید. داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.

انواع سنگ کلیه

سنگ کلیه دراثرکریستال حاصل از نمک و مواد موجود درا د را ربه وجود می آید، که به تدریج اندازه ی آن بزرگ می شود. سنگ های کلیه علایم و جنبه های بالینی مشابهی دارند، ولی نوع بیماری ودرمان آنها متفاوت است. براساس مطالعات درازمدت، در بسیاری ازموارد احتمال عود مجدد وجود دارد، لذا سنگ دفع شده باید تجزیه شده و ارزیابی های لازم روی بیمار صورت گیرد.
 افزایش فیبر غذایی، سبب کاهش عوامل خطر تشکیل سنگ به خصوص سنگ های کلسیمی می شود.
عوامل زمینه ساز بروز سنگ های کلیه:
۱- کم تحرکی:

کم تحرکی که مثلاً در هنگام بیماری یا ناتوانی رخ می دهد، می تواند سبب برداشت کلسیم بیشتری از استخوان شده ، لذا غلظت کلسیم در ادرار افزایش می یابد.

۲- پرکاری تیروئید:
پرکاری تیروئید اولیه، سبب افزایش دفع کلسیم می شود. حدود دوسوم افرادی که بیماری غد د درون ریز دارند، مبتلا به سنگ کلیه می شوند. در عین حال این اختلال تنها ۵% موارد سنگ های کلسیمی را در بر می گیرد.

۳- اسیدوز توبولی کلیه:
در اثر نقص در تولید آمونیاک به وسیله ی کلیه، افزایش دفع کلسیم (توسط کلیه) ایجاد می شود.

۴- مصرف زیاد نمک :
براساس مطالعات، مصرف زیاد نمک سبب افزایش دفع کلسیم درادرار می شود.

۵- افزایش کلسیم ادرار با علت ناشناخته :
برخی افراد حتی با مصرف رژیم غذایی کم کلسیم، به دلایل ناشناخته روزانه تا ۵۰۰ میلی گرم کلسیم دفع می کنند.

۶- افزایش اگزالات ادرار:
حدود نیمی از سنگ های کلسیمی به این ترکیب متصل می شوند. اگزالات به طور طبیعی تنها در چند ماده ی غذایی وجود دارد و دسترسی بدن به اگزالات به میزان جذب و دفع آن بستگی دارد، که در همه ی افراد این نسبت یکسان نیست. مطالعات انجام شده بر روی افراد سالم داوطلب، نشان داده است که در مورد تمام غذاها همچنان که اگزالات غذا افزایش می یابد، دفع اگزالات ادراری به همان نسبت بالا نمی رود. تنها هشت ماده ی غذایی سبب افزایش دفع ادراری اگزالات می شوند. این مواد غذایی شامل: اسفناج، ریواس ، چغندر ، آجیل، شکلات ، چای ، سبوس  گندم و توت فرنگی  هستند. به طور طبیعی مقدار اسید اگزالیک دفع شده در ادرار، نباید بیشتر از ۴۰-۱۰ میلی گرم در روز باشد تنها ۱۰% این میزان از رژیم غذایی حاصل می شود، بقیه ی آن، حاصل سوخت و ساز داخلی است.
اختلالات گوارشی توام با سوء جذب، معمول ترین علت افزایش دفع ادراری اگزالات می باشند که در بیماری ها یی مانند کرون و سلیاک دیده می شود. زیرا چربی جذب نشده، کلسیم را در روده باند می کند و در نتیجه جذب اگزالات افزایش می یابد.
یک اختلال ژنتیکی نادر نیز باعث افزایش اگزالات در ادرار می شود که در نتیجه سنگ های اگزالات کلسیم عود کننده، ایجاد می شوند که نهایتاً نارسایی کلیه ایجاد می شود. این افراد معمولاً قبل از رسیدن به دهه ی سوم زندگی تلف می شوند.

۷- پروتئین حیوانی:

رژیم غذایی پر پروتئین  همراه با افزایش دفع کلسیم، اگزالات و اورات است. در واقع مصرف زیاد پروتئین حیوانی با بار اسیدی آن (۱ میلی اکی والان هیدرژن در هر گرم پروتئین ) سبب افزایش دفع کلسیم می شود. لذا برخی محققان، رژیم های غذایی گیاهی را به افراد مستعد ابتلا به سنگ های کلیه توصیه می کنند.

۸- فیبر غذایی:
افزایش فیبر غذایی، سبب کاهش عوامل خطر تشکیل سنگ به خصوص سنگ های کلسیمی می شود.

انواع سنگ های کلیه:
۱- سنگ های اگزالات و فسفات کلسیم:
حدود ۸۰% سنگ های کلیه، از جنس اگزالات کلسیم هستند و بروز این نوع سنگ کلیه بیشتر در سنین میانسالی است. از جمله علل دیگر، پرکاری تیروئید، افزایش اسید اوریک ادرار، اسیدوز توبولی کلیه، افزایش اگزالات ادرار و افزایش کلسیم ادرار می باشد. درمان اولیه شامل برطرف کردن عامل اصلی است. برای مثال در درمان پرکاری تیروئید، غده ی تیروئید برداشته می شود. در اسیدوز توبولی کلیه، درمان بیکربناتی و  پتاسیمی  است.

۲- سنگ های STRUVITE:
این سنگ ها از نظر شیوع، بعد از سنگ های کلسیمی هستند که حاوی آمونیوم، فسفات و منیزیم می باشند. در واقع این سنگ ها حدود ۱۵-۵% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. این سنگ ها با عفونت های سیستم ادراری ارتباط دارند، به این علت به آنها سنگ های عفونی گفته می شود. عامل بیماری زایی که عفونت ایجاد می کند، PROTEUS MIRABILIS است. این عامل بیماری زا، یک باکتری حاوی اوره آز است که اوره را می شکند. این آنزیم، اوره را به آمونیاک تبدیل می کند. در نتیجه PH ادرار را قلیایی می نماید. در این محیط قلیایی، STRUVITE رسوب می کند و بزرگ می گردد. معمولاً این سنگ ها با جراحی برداشته می شوند.

۳- سنگ های اسید اوریکی:
این سنگ ها حدود ۴% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. افزایش دفع اسید اوریک، در اثر اختلال در سوخت و ساز واسطه ای پورین ها رخ می دهد، که در بیماری نقرس دیده می شود. البته ممکن است در اثر بیماری های تحلیل برنده ی دیگر نیز، که سبب شکسته شدن سریع عضلات می شوند، هم به وجود آید.
۴- سنگ های سیستئینی:
این سنگ ها حدود ۱% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. این بیماری ژنتیکی نسبتاً نادر، در اثر اختلال ژنتیکی در بازجذب کلیوی اسید آمینه ی سیستئین رخ می دهد. لذا این ترکیب در ادرار تجمع می یابد. به این وضعیت، سیستینئوری ( وجود سیستئین در ادرار) گفته می شود. علت این اختلال ژنتیکی است. لذا در سنین کودکی بروز می کند و معمولاً سابقه ی خانوادگی نیز دارد. این بیماری یکی از معمول ترین علت های سنگ کلیه در دوران کودکی و قبل از بلوغ است.

علل بروز سنگ کلیه
بررسی‌ها نشان می‌دهد، زمانیکه میزان نمک و مواد معدنی موجود در بدن افزایش یابد شرایط برای ابتلا به سنگ کلیه مساعد می‌شود.
از مهمترین عواملی که امکان ابتلای فرد را به سنگ کلیه افزایش می‌دهد، عبارتند از:
- قرار گرفتن فرد در رده سنی ۲۰ الی ۴۰سال
- مصرف داروهایی از قبیل داروهای ادرارآور، داروهای مربوط به ضدترشی معده و ….
- داشتن یک کلیه
- مصرف رژیم‌های غذایی غنی شده در پروتئین ولی ضعیف از لحاظ تامین میزان فیبر مورد نیاز بدن
- کم شدن میزان آب موجود در بدن به دنبال عدم مصرف مایعات و سکونت در محیط‌های گرم
- و در نهایت، عدم تحرک و فعالیت
در بسیاری از موارد سنگ‌های کلیوی قادر به حرکت نمی‌باشند و به این ترتیب نمی‌توانند نشانه‌ای مبنی بر وجود این بیماری در فرد ایجاد کنند. ولی اگر این سنگ‌ها قادر به حرکت باشند، باعث بروز نشانه‌های زیادی در فرد می‌شوند، نشانه‌هایی از قبیل،
- احساس در دور عضلات کمر
- وجود خون و تیرگی در ادوار
- حالت تهوع و استفراغ
- احساس سوزش به هنگام خارج شدن ادرار از بدن
- تب و ….
راه‌های درمان سنگ کلیه، بسته به نوع سنگ و چگونگی متفاوت می‌باشد.
بیشتر سنگ‌های کلیه، بدون نیاز به جراحی قابل درمانند، یعنی در چنین مواردی نو شدن میزان زیادی مایعات و داشتن تحرک و فعالیت کافی است که بتوان به دفع سنگ از بدن کمک کرد. ولی زمانی هم هست که اگر سنگ کلیه به مدت طولانی در بدن باقی بماند، می‌تواند باعث بروز ایجاد عفونت‌ها و یا ناراحتی‌های حاد کلیوی شود، در چنین مواردی عمل جراحی توصیه می‌شود.

اثر رژیم‌های غذایی بر سنگ کلیه
سنگ‌های کلیوی بسیار شایعند و قابلیت بازگشت و تولید درد زیادی دارند. بیشتر این سنگ‌ها از کلسیم اگزالات تشکیل شده‌اند و هنگامی که سطح کلسیم ادرار از سطح طبیعی بالاتر می‌رود تشکیل می‌شوند.
تحقیقات جدید نشان می‌دهند که برای جلوگیری از برگشت سنگ کلیه محدودیت در مصرف پروتئین‌های حیوانی و نمک نمک در رژیم غذایی موثرتر از کاهش مصرف کلسیم است. در یک بررسی مقایسه‌ای نشان داده شد که تنها ۲۰ درصد کسانی که در رژیم غذای خود از پروتئین‌های حیوانی و نمک کمتر استفاده می‌کردند دو بار مبتلا به سنگ کلیوی شدند. این در صورتی است که ۳۸ درصد از کسانی که محدودیت استفاده از کلسیم را داشتند دچار بازگشت سنگ کلیه شدند. نتایج به دست آمده از تحقیقات دانشمندان ایتالیایی نشان می‌دهد کاهش استفاده از کلسیم نه تنها موجب کم شدن درصد ابتلای دوباره به سنگ کلیه نمی‌شود بلکه باعث افت شدید کلسیم بدن و در نتیجه بیماری‌های استخوانی به خصوص در بانوان می‌شود.
یک رژیم غذایی با مقدار کاهش یافته از پروتئین‌های حیوانی و نمک می‌تواند از ترشح کلسیم در ادرار و منجر به ترشح مقادیر افزایش یافته‌ای از اگزالات در ادرار می‌شود. مصرف پتاسیم نیز در کاهش دفع کلسیم بسیار مؤثر است.

چرا موهایمان سفید می شوند؟

 

شاید این سؤال همواره مطرح باشد که چرا موهایمان سفید می شوند؟ رنگ مو و مطالب مربوط به آن موضوع جالب و پیچیده ای است و جدا از آن که عامل زیبایی است، محافظ و نگهبان ِ سر درمقابل اشعه ماوراء بنفش هم هست. در پایین ترین لایه پوست و درمحل پایه و تکیه تار مو، سلول هایی به نام ملانوسیت قراردارند که دائما ترکیبی به نام ملانین را تولید می کنند، که همین ملانین عامل رنگ داشتن تار موی رشد کرده است.

 سفید شدن مو، هیچ ربطی به نوع ملانین موجود در بدن ما یا به عبارتی تیره و روشن بودن موهایمان ندارد.

سلول های رنگدانه ای مو برای ساخت ملانین به آنزیم های خاصی نیاز دارند و براساس تفاوت آنزیم های شرکت کننده، نوع خاصی از ملانین را تولید می کنند، از طیف قهوه ای تا سیاه و از طیف زرد تا قرمز. اما واقعیت این است که سفید شدن مو، هیچ ربطی به نوع ملانین موجود در بدن ما یا به عبارتی تیره یا روشن بودن موهایمان ندارد. این اتفاق برای همه می افتد. سفید شدن مو در مردان در حدود 30سالگی و در زنان در 35 سالگی رخ می دهد. ملانوسیت ها هر10 سال، 10 تا 20 درصد از ظرفیت تولید رنگ خود را از دست می دهند. اگرچه چگونگی از دست دادن این رنگدانه ها دقیقا مشخص نیست، اما می دانیم در نخستین مراحل خاکستری شدن مو، ملانوسیت ها هنوز به صورت غیرفعال وجود دارند. وقتی ملانوسیت کاملاً فاقد رنگدانه شود، مو سفید و اگر تعداد ملانین یک تار مو کمتر از حالت عادی شود آن مو خاکستری و نقره ای می شود.

غذاهای مو سیاه کن

تجربیات نشان می دهد کمبود فلزاتی همچون« منگنز»، « روی »، « تیتانیوم»، «  آهن » و«مس» ازعوامل اصلی در سفید شدن و شکنندگی موها به حساب می آیند. طبق نظرمتخصصان تغذیه، افرادی که دچار سفیدی مو هستند باید میوه هایی همچون سیب ، گلابی  ، هلو  و همه میوه هایی که سرشار ازفلزات گوناگون خصوصا فلز منگنز هستند و نیز مصرف سبزیجاتی همچون سیر ، پیاز ، موسیر و تره که دارای منگنز هستند را دربرنامه غذایی خود بگنجانند.

مصرف مواد غذایی حاوی مس و منگنز در جلوگیری از سفیدی مو بسیار م?ثر است.

یافته های موجود نشان می دهد در میان داروهای گیاهی، جوشانده سبوس  گندم، مصرف سنبل الطیب، خوردن روزانه یک قاشق مربا خوری از مخلوط پودر سبوس برنج و شکر یا نبات ساییده شده و قراردادن نان جو در دستور رژیم غذایی نیز در حفظ رنگ مو و کاهش موهای سفید موثر است.

«مس» نیز ازجمله عناصری است که می تواند بر پوست و مو تاثیر بگذارد و حتی از سفید شدن مو هم جلوگیری کند. خوراکی هایی همچون نخود فرنگی، قارچ  ، آجیل  ، لوبیا، عدس  ، گوجه فرنگی  ، موز  ، آلو ، سویا  و سیب زمینی  از جمله غذاهایی هستند که مقدار قابل توجهی مس را در خود جای داده اند.

فقط پیری مو را سفید نمی کند

باید گفت که سفید شدن موها یکی از آشکارترین نشانه های بالا رفتن سن است، اما همیشه سفید شدن مو به علت بالا رفتن روزهای زندگی نیست و عواملی همچون کمبود  ویتامین B12 ، بیماری تیروئید  ، نوعی بیماری سیستم ایمنی، سیگار کشیدن  (سرعت سفید شدن مو درسیگاری ها، چهار برابر افراد غیر سیگاری است)، کم خونی ، رژیم های سخت و طولانی مدت، عوامل ارثی، بیماری ها و افزایش گلبول های سفید خون نیز باعث سفیدی زود هنگام و بیش ازحد موها می شود.

در تعریف، سفیدشدن موی انسان سفید پوست زودتر از بیست سالگی و سفید شدن موی افراد سیاه پوست زودتراز سی سالگی را، سفید شدن زودرس مو می گویند. البته نسبت به عوامل تغذیه ای و ژنتیکی، حدود سنی ذکر شده تغییرمی کند. ازطرفی در برخی افراد موها بسیار زود شروع به سفید شدن می کند که باید گفت شروع این اتفاق بستگی به ژنی دارد که از والدین خود به ارث می بریم. برخی افراد تصورمی کنند یک فشارعصبی شدید یا هول و هراس ناگهانی باعث می شود موها یک شبه سفید شود، اما دیدگاه های علمی با این ادعا سازگار نیستند.

دانستنی های باریک تر از مو

 کندن موی سفید باعث سفید شدن موهای سیاه نمی شود، بلکه فقط همان یک تار موی سفید مجدداً رشد می کند و بقیه موها شرایط خاص خود را دارند.

1- موی بدن و صورت هم مثل موی سر خاکستری می شود، اما معمولاً این اتفاق بعد از تغییر رنگ موی سر به وجود می آید.

2- اولین موی سفید روی سر در شقیقه ها ظاهر می شود و بعد از آن نوبت به تاج سر و بقیه نقاط پشتی سر می رسد.

3- برخلاف اعتقاد خیلی ها، کندن موی سفید باعث سفید شدن موهای سیاه نمی شود، بلکه فقط همان یک تار موی سفید مجدداً رشد می کند و بقیه موها شرایط خاص خود را دارند.

4- ساختار کلی مو با تغییر رنگ آن تفاوت نمی کند، البته موی سفید به علت چربی کمتر، کمی خشک تر به نظر می رسد.

5- زنانی که پیش از 35 سالگی موهای سفید بسیار زیادی دارند ، تراکم استخوانی کمتری نسبت به افرادی که موهایشان با سرعت معمول سفید می شود، دارند.

6- هیچ رابطه ای بین طاسی سر  و سفید شدن آن نیست و تضمینی وجود ندارد که چون بسیاری از موهای شما ریخته است، موهای باقیمانده سفید نشود یا بالعکس. مهم تر ازهمه این که دانشمندان به دنبال یافتن روشی هستند تا قدرت و توان تولید ملانین را مجدداً به ملانوسیت ها باز گردانند و موها به رنگ اولیه خود دیده شوند.

نکته: برخی از موهای سفید، به ویژه موهای زبر و کلفت و خاکستری رنگ که در اطراف شقیقه ها می رویند، در برابر رنگ مو مقاوم هستند یا در مقایسه با سایر موهای سفید به سرعت رنگ خود را از دست می دهند.

دکتر هانیه زایر رضایی

هدف از این نوشتار آشنا نمودن شما با استخوان های بدن انسان و ساختار آن ها می باشد.

همان گونه که قبلاً نیز توضیح دادیم، این نوشتار به نحوی تنظیم شده تا برای عموم مردم قابل استفاده باشد لذا مطالب به صورت ساده بیان گردیده اند.

شما عزیزان در صورتی که به مطالب بیان شده در این موضوع علاقه دارید و دوست دارید اطلاعات کامل تری به دست آورید می توانید علاقه خود را از طریق بخش نظرات در زیر همین صفحه به گوش ما برسانید تا ما نیز مطالب تخصصی تری در این زمینه برای شما فراهم نماییم.

 

تصور اکثر مردم از استخوان همان جسم خشک و بی جانی است که از بقایای افرادی که زمان های دور مرده اند دیده اند ولی استخوان های یک فرد زنده هیچ شباهتی به این تصویر نداشته و کاملاً مرطوب بوده و حاوی مقادیر زیادی رگ های خونی و عصب می باشند. دارای مقادیر زیادی سلول زنده بوده و می توانند در صورت آسیب دیدن خود را ترمیم نمایند.

بافت استخوان دارای دو جزء اصلی می باشند:

  1. 1- نمک های معدنی که عموماً از فسفات کلسیم تشکیل شده و باعث سختی استخوان می شوند.
  2. 2- پروتئینی به نام کلاژن که به استخوان انعطاف پذیری و مقاومت بالا می دهد.

نقطه های موجود  روی استخوان سلول های استخوانی باقی مانده بر روی آن را نشان می دهند.

استخوان ها اصولاً دو نوعند:  استخوان های فشرده سنگین و استخوان های اسفنجی سبک تر

ترکیب این دو نوع باعث می شود استخون ها محکم و سبک باشند. استخوان ها با مایعی ژله مانند به نام مغز استخوان پر شده است. مغز استخوان زرد حاوی چربی و مغز استخوان قرمز حاوی گلبول های خون می باشد.

 

داخل استخوان ها

استخوان ها از لایه های مختلفی ساخته شده اند. لایه خارجی آن ها محکم و لایه داخلی آن ها اسفنجی می باشد. در استخوان های بلند مانند استخوان ران نشان داده شده در شکل زیر ضخامت لایه فشرده در نقاط میانی بالا بوده در صورتی که ابتدا و انتهای آن بیشتر از لایه اسفنجی ساخته شده.

در استخوان های زنده بخش میانی با مغز استخوان پر می شود.

استخوان ها

دراین تصویر میکروسکوپی مشاهده می شود که استخوان های اسفنجی ساختاری مانند لانه زنبور عسل دارند و لذا وزن کم و استحکام بالایی دارند تصویر سوم نیز نمای میکروسکوپی سلول استخوان می باشد. قسمت سر بدنه استخوان و قسمت سر سلول استخوان را نشان می دهد.

 

ترمیم استخوان ها

استخوان ها عموماً می توانند خود را ترمیم نمایند ولی در صورتی که به دلیل تصادف و ... بشکنند ممکن است نیاز به ترمیم اضافه داشته باشند. پوسته صدف مروارید می تواند به ترمیم استخوان کمک نماید.

برای این منظور آن را خرد کرده و با خون یا سلول های استخوانی مخلوط می کنند و پس از قالب گیری در محل مورد نظر قرار می دهند.

استخوان ها

این عمل ترمیم استخوان را بسیار سرعت می بخشد.

استخوان ها نسبت به وزن پنج برابر از فولاد مستحکم تر می باشند.

استخوان های فشرده بر خلاف استخوان های اسفنجی بسیار مستحکم بوده و از استوانه های ریز استخوانی ساخته می شوند. این استخوان ها پس از مینای دندان، سخت ترین عضو بدن می باشند.

استخوان ها

 

 

 

استخوان ها تولید گلبول سفید و قرمز می نمایند. تولید گلبول خون در مغز استخوان قرمز انجام می شود مغز استخوان قرمز هر ثانیه میلیون ها گلبول می سازد. این ماده در ستون فقرات، گردن، جمجمه و ... وجود دارد.

 

 

استخوان ها امکان شکستن نیز در مواجه شدن با نیروهای بسیار زیاد را دارند.

استخوان ها

عکس x- ray فوق شکستگی استخوان ساق را نشان می دهد.

 استخوان ها برای ترمیم شدن باید روی هم قرار بگیرند. دکتر ها به قرار گرفتن استخوان ها در جای خود کمک می کنند. در شکل فوق این کار  توسط پین های فلزی زرد رنگ انجام گرفته است.

 

مقدمه

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند. جانوران دارای اسکلت خارجی معمولا جثه‌های کوچکی دارند. در عوض امروزه بزرگترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.


تصویر

نقش اسکلت آدمی

در انسان هم مانند جانوران دیگر ، وظیفه اسکلت عبارتست از: حفاظت اندامهایی مانند مغز ، قلب ، ششها و حرکت. چون اسکلت تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد. در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.
اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه ، دست و پا تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموما از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه 8 تا است و عبارتند از: یک پیشانی در جلو ، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه ، مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه ، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه ، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره 14 قطعه است. 13 قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت است و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.

استخوانهای تنه

ستون فقرات

ستون فقرات از 29 قطعه استخوان ساخته شده است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها 7 تا است. مهر‌های پشت که تعداد آنها 12 تا است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل است. مهره‌های کمر که تعداد آن 5 تا است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال که از اتصال 4 یا 5 مهره جنینی بوجود آمده است.

قفسه سینه

دنده‌ها ، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ ، استخوان پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از 12 جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم ، آن را از پاینی مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.


تصویر

استخوانهای دست و پا

دست و پا هر یک بوسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه ، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه ، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

دو استخوان است. یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو ، در گودی استخوان کتف فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی ، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها است. استخوان بازو استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد که شامل زند زبرین و زند زیرین است زند زیرین ، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست ، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست ، پنج استخوان نسبتا دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا

استخوان ران که درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار ، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق ، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا ، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین ، قوزک خاجی پا را می‌سازد.

مچ پا ، 7 استخوان دارد که بزرگترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا ، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملا به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچکتر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان

توضیح ثقل و عکس العمل و نحوه استقرار

توضیح  ثقل  و عکس العمل و نحوه استقرار :

 

آن چه که بیشتر به عنوان نیروی کار در  طول  انجام وظایف روزانه و مهارتهای ورزشی مورد استفاده ی انسان قرار می گیرد تغیرات خط ثقل بدن و میزان جابجایی نیروی وارده مورد لزوم  می باشد و از طرفی قسمت اعمی از نیروی مصرفی جهت انجام کار و یا اجرای عملکرد یا هدایت حاکمیت سیستم عصبی عکس العملی است که از زمین وارد بدن انسان می گردد.به همین لحاظ تنظیم سیستم بیو مکانیکی نیروها در محل تلاقی شان یعنی سطح اتکا می تواند در صرفه جویی نیرو و رهایی در خستگی سیستم عصبی فوق العاده موثر باشد.

5-1-3- نحوه استقرار و تماس کف پا ها با زمین هنگام اجرای تکنیک پیش مشت (متو):

ابتدا بدن را به چهار قسمت کلی اندامی تقسیم بندی می کنند

1- سر        2- تنه      3- دستها شامل چپ و راست     4- پاها شامل چپ و راست

 

 

 

 

 

سپس با استفاده از میزان درجات آزادی و تعداد  مفاصل موجود در هر عضو نیز جهت تنظیم زوایای مهارت تقسیم و برابر اصول هدایت نیرو  , خواص آناتومیکی   و هماهنگ با میزان فعالیت و منابع سوختی فیزیولوژیکی نیز می باشد.    

به استقرار تکنیک متو میگویند راتو (مخفف راه تو)و به دانشجو گفته می شود که کف هر دو پا(پای چپ جلو و پای راست عقب)بایستی در دو انتهای قطر مربعی قرار گیرد که طول هر ضلع ان   5  /  1   برابر عرض شانه فرد باشد پس راتوها در واقع بر معیار طول شانه (فاصله بین دو نقطه استخوان آخری) تنظیم فلذا متفاوت خواهد بود.

پای راست (عقب) کشیده تا بتواند عکس العمل ثقل را در خط مستقیم به بدن و ناف انتقال و از آن طریق به دست عمل هدایت گردد و پای جلو خم که ضمن حفظ ثبات و جلوگیری از کشش به جلو بتواند انتقال نیرو را در هدف تثبیت نموده و قدرت انتقال و پرتاب حریف را چندین برابر افزایش دهد.

پنجه های هر دو پا به سمت مرکز مربع(45) از مفصل مچ چرخش تا نیروی عکس العمل وزن بدن را از سیستم عصبی(با تغییر وضعیت سطح اتکا) خارج و با ر منفی  اضافی به بدن وارد نکرده و در تنظیم ثبات بیومکانیکی و کنیتکی استقرار, راتو فوق العاده موثر خواهد بود قسمت ساق پای چپ (جلو) عمود به زمین خواهد بود.

5-1-4-سر کاملا بطرف جلو چانه داخل وچشم ها جهت صرفه جویی در مصرف انرژی به دو نقطه در بی نهایت نگاه کرده و طیف وسیعی ازرؤیت زاویه ای را بدون تمرکز به یک نقطه خاص در نظرخواهد گرفت.

5-1-5- بدن (تنه)متمایل به جلو (20 درجه از خط عمود به زمین) مستقر خواهد شد که به دامنه حرکتی ناشی از زوایای موجود  ستون فقرات خواهد بود.و کل سطح بدن فرونتال قرار و سطح ساجیتال عمود به آن خواهد بود.

5-1-6-دست چپ بصورت کشیده (از ارنج  5 درجه  آزادی زاویه داشته باشد) بصورت حالت مشت  که قبلا تشریح شده وپشت دست در امتداد ساعد که هیچ گونه خمیدگی از مچ نداشته باشد تا نیروی در خط مستقیم بدون ایجاد مؤلفه های جانبی به مانع یا حریف وارد شود قرار می گیرد و کف دست به پایین حالت تهاجمی دارد.

 

دست راست به همان حالت مشت در منتهای علیه قسمت کمر و عمود به بدن وساعد موازی زمین و خود صفحه ساعد و با زو به موازات دقیق صفحه ساجیتال قرار میگیرد.

5-1-7- شکل اجرای تکنیک به اینصورت است که هر دو دست همزمان حرکت طوری که مفاصل تنه و اعضای بدن حالت سیاله و نرمیت داشته باشند به محض رسیدن به مسیر ناف و تماس دستها با بدن هر دو دست با ایجاد سرش در بدن بصورت 180درجه چرخش دست راست به حالت دست چپ ودست چپ به حالت دست راست قرار و هر دو دست به جلو و عقب دو ضربه کاری وارد می کنند.

5-1-8- نیروها ی مورد استفاده در پیش مشت (متو) که مجموعا با هماهنگی ارگانیکی و بر آیندهای هماهنگ عمل می کنند.

الف : استفاده از سیستم کلی عکس العمل منعکس از ثقل زمین در مسیر بندی بدن که با جابجایی بدون تغییر محل استقرار کف پا صورت و عمدتا از سایر مفاصل در ایجاد موج تابی آن استفاده می شود.

ب : نیروی پیچش و دوران که دستها هماهنگ در لحظه ای آخر قفل شده و از مفصل مچ 180 درجه چرخش ایجاد کرده و دست جلو متو و دست عکس العمل با آرنج تکنیک دیگری به مسیر پشت اجرا می کند که آنرا تکنیک عکس العمل گویند.و دستها حول یک محور فضایی با افزایش شعاع دوران موجب افزایش نیرو می شود.

ج : نیروی عکس العمل :دست عکس العمل با قفل نیروی مؤلفه قفل ایستایی خود را از طریق محور شانه که استخوان چنبر (انحنای استخوان) آنرا چندین برابر تشدید می کند را با فا صله زمانی ( اپسیلون) کوتاه به دست عمل که متو اجرا نموده منتقل می کند.

د : تجمع و جهت دهی نیروی عضلانی که با استفاده از عضلات دو سر بازویی وپشت بازویی عضلات بازویی و اتصال دهنده , پشتی و کتفی , شکمی  سینه ای بزرگ و کوچک بصورت  جریان عکس نیمی

از استخوان جناق سینه بطرف دست عمل بصورت کوبشی وقت  دست عکس العمل بصورت استفاده عکس العملی مورد بهره برداری قرار می گیرد و تعدادی از عضلات بصورت غیر مستقیم در خاتمه ی اجرای تکنیک دخالت نمود ودر کوبشی بودن موثر می باشند مثل عضلات پا و تنه.

ه : نیروی عمل با انتقال دست به عنوان عضو مادی جرم دار از مسیر دورانی و هماهنگی آن با سایر نیروها اعمال شد .

خ : نیروی عمودی  به عنوان یک مؤلفه هنگام برخورد با هدف کارایی را افزایش و چون سطح اتکا این برخورد به حداقل(دو نقطه انتهایی کف پشت و ابتدای دو استخوان انگشت اشاره و وسطی است)سطح رسیده فلذا دارای حداکثر تاثیر و کاربری خواهد بود.

س : نیروی فاصله:از آنجایی که سرعت و فاصله رابطه ی مستقیم دارند (در صورت یکنواختی حرکت )با افزایش سرعت , نیرو نیز افزایش و تحت  پریودهای مختلف در مسیر انجام و باعث تشدید  نیز خواهد بود و سرعت دست در توان 2 دخالت خواهد کردF=MV2    به تفکیک نیروی موجود در بندهای فوق از نظر مؤلفه ای  تآ ثیر گذار 27 نوع نیروی مکانیکی در اجرای متو دخالت می کنند.

ش : استفاده از نیروهای روانی و تمرینات آن به مرور صورت خواهد گرفت و در این قسمت هیچ آموزشی به دانشجو داده نمی شود.

ص : استفاده از نیروی نوری و کهکشانی و سایر نیروهای منیتیوی فعلا مطلبی به دانشجو گفته نمی شود.