همان گونه که قبلاً نیز توضیح دادیم، این نوشتار به نحوی تنظیم شده تا برای عموم مردم قابل استفاده باشد لذا مطالب به صورت ساده بیان گردیده اند.
شما عزیزان در صورتی که به مطالب بیان شده در این موضوع علاقه دارید و دوست دارید اطلاعات کامل تری به دست آورید می توانید علاقه خود را از طریق بخش نظرات در زیر همین صفحه به گوش ما برسانید تا ما نیز مطالب تخصصی تری در این زمینه برای شما فراهم نماییم.
تصور اکثر مردم از استخوان همان جسم خشک و بی جانی است که از بقایای افرادی که زمان های دور مرده اند دیده اند ولی استخوان های یک فرد زنده هیچ شباهتی به این تصویر نداشته و کاملاً مرطوب بوده و حاوی مقادیر زیادی رگ های خونی و عصب می باشند. دارای مقادیر زیادی سلول زنده بوده و می توانند در صورت آسیب دیدن خود را ترمیم نمایند.
بافت استخوان دارای دو جزء اصلی می باشند:
نقطه های موجود روی استخوان سلول های استخوانی باقی مانده بر روی آن را نشان می دهند.
استخوان ها اصولاً دو نوعند: استخوان های فشرده سنگین و استخوان های اسفنجی سبک تر
ترکیب این دو نوع باعث می شود استخون ها محکم و سبک باشند. استخوان ها با مایعی ژله مانند به نام مغز استخوان پر شده است. مغز استخوان زرد حاوی چربی و مغز استخوان قرمز حاوی گلبول های خون می باشد.
داخل استخوان ها
استخوان ها از لایه های مختلفی ساخته شده اند. لایه خارجی آن ها محکم و لایه داخلی آن ها اسفنجی می باشد. در استخوان های بلند مانند استخوان ران نشان داده شده در شکل زیر ضخامت لایه فشرده در نقاط میانی بالا بوده در صورتی که ابتدا و انتهای آن بیشتر از لایه اسفنجی ساخته شده.
در استخوان های زنده بخش میانی با مغز استخوان پر می شود.
دراین تصویر میکروسکوپی مشاهده می شود که استخوان های اسفنجی ساختاری مانند لانه زنبور عسل دارند و لذا وزن کم و استحکام بالایی دارند تصویر سوم نیز نمای میکروسکوپی سلول استخوان می باشد. قسمت سر بدنه استخوان و قسمت سر سلول استخوان را نشان می دهد.
ترمیم استخوان ها
استخوان ها عموماً می توانند خود را ترمیم نمایند ولی در صورتی که به دلیل تصادف و ... بشکنند ممکن است نیاز به ترمیم اضافه داشته باشند. پوسته صدف مروارید می تواند به ترمیم استخوان کمک نماید.
برای این منظور آن را خرد کرده و با خون یا سلول های استخوانی مخلوط می کنند و پس از قالب گیری در محل مورد نظر قرار می دهند.
این عمل ترمیم استخوان را بسیار سرعت می بخشد.
استخوان ها نسبت به وزن پنج برابر از فولاد مستحکم تر می باشند.
استخوان های فشرده بر خلاف استخوان های اسفنجی بسیار مستحکم بوده و از استوانه های ریز استخوانی ساخته می شوند. این استخوان ها پس از مینای دندان، سخت ترین عضو بدن می باشند.
استخوان ها تولید گلبول سفید و قرمز می نمایند. تولید گلبول خون در مغز استخوان قرمز انجام می شود مغز استخوان قرمز هر ثانیه میلیون ها گلبول می سازد. این ماده در ستون فقرات، گردن، جمجمه و ... وجود دارد.
استخوان ها امکان شکستن نیز در مواجه شدن با نیروهای بسیار زیاد را دارند.
عکس x- ray فوق شکستگی استخوان ساق را نشان می دهد.
استخوان ها برای ترمیم شدن باید روی هم قرار بگیرند. دکتر ها به قرار گرفتن استخوان ها در جای خود کمک می کنند. در شکل فوق این کار توسط پین های فلزی زرد رنگ انجام گرفته است.
| اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه ، دست و پا تقسیم میشود. |
توضیح ثقل و عکس العمل و نحوه استقرار :
آن چه که بیشتر به عنوان نیروی کار در طول انجام وظایف روزانه و مهارتهای ورزشی مورد استفاده ی انسان قرار می گیرد تغیرات خط ثقل بدن و میزان جابجایی نیروی وارده مورد لزوم می باشد و از طرفی قسمت اعمی از نیروی مصرفی جهت انجام کار و یا اجرای عملکرد یا هدایت حاکمیت سیستم عصبی عکس العملی است که از زمین وارد بدن انسان می گردد.به همین لحاظ تنظیم سیستم بیو مکانیکی نیروها در محل تلاقی شان یعنی سطح اتکا می تواند در صرفه جویی نیرو و رهایی در خستگی سیستم عصبی فوق العاده موثر باشد.
5-1-3- نحوه استقرار و تماس کف پا ها با زمین هنگام اجرای تکنیک پیش مشت (متو):
ابتدا بدن را به چهار قسمت کلی اندامی تقسیم بندی می کنند
1- سر 2- تنه 3- دستها شامل چپ و راست 4- پاها شامل چپ و راست
سپس با استفاده از میزان درجات آزادی و تعداد مفاصل موجود در هر عضو نیز جهت تنظیم زوایای مهارت تقسیم و برابر اصول هدایت نیرو , خواص آناتومیکی و هماهنگ با میزان فعالیت و منابع سوختی فیزیولوژیکی نیز می باشد.
به استقرار تکنیک متو میگویند راتو (مخفف راه تو)و به دانشجو گفته می شود که کف هر دو پا(پای چپ جلو و پای راست عقب)بایستی در دو انتهای قطر مربعی قرار گیرد که طول هر ضلع ان 5 / 1 برابر عرض شانه فرد باشد پس راتوها در واقع بر معیار طول شانه (فاصله بین دو نقطه استخوان آخری) تنظیم فلذا متفاوت خواهد بود.
پای راست (عقب) کشیده تا بتواند عکس العمل ثقل را در خط مستقیم به بدن و ناف انتقال و از آن طریق به دست عمل هدایت گردد و پای جلو خم که ضمن حفظ ثبات و جلوگیری از کشش به جلو بتواند انتقال نیرو را در هدف تثبیت نموده و قدرت انتقال و پرتاب حریف را چندین برابر افزایش دهد.
پنجه های هر دو پا به سمت مرکز مربع(45) از مفصل مچ چرخش تا نیروی عکس العمل وزن بدن را از سیستم عصبی(با تغییر وضعیت سطح اتکا) خارج و با ر منفی اضافی به بدن وارد نکرده و در تنظیم ثبات بیومکانیکی و کنیتکی استقرار, راتو فوق العاده موثر خواهد بود قسمت ساق پای چپ (جلو) عمود به زمین خواهد بود.
5-1-4-سر کاملا بطرف جلو چانه داخل وچشم ها جهت صرفه جویی در مصرف انرژی به دو نقطه در بی نهایت نگاه کرده و طیف وسیعی ازرؤیت زاویه ای را بدون تمرکز به یک نقطه خاص در نظرخواهد گرفت.
5-1-5- بدن (تنه)متمایل به جلو (20 درجه از خط عمود به زمین) مستقر خواهد شد که به دامنه حرکتی ناشی از زوایای موجود ستون فقرات خواهد بود.و کل سطح بدن فرونتال قرار و سطح ساجیتال عمود به آن خواهد بود.
5-1-6-دست چپ بصورت کشیده (از ارنج 5 درجه آزادی زاویه داشته باشد) بصورت حالت مشت که قبلا تشریح شده وپشت دست در امتداد ساعد که هیچ گونه خمیدگی از مچ نداشته باشد تا نیروی در خط مستقیم بدون ایجاد مؤلفه های جانبی به مانع یا حریف وارد شود قرار می گیرد و کف دست به پایین حالت تهاجمی دارد.
دست راست به همان حالت مشت در منتهای علیه قسمت کمر و عمود به بدن وساعد موازی زمین و خود صفحه ساعد و با زو به موازات دقیق صفحه ساجیتال قرار میگیرد.
5-1-7- شکل اجرای تکنیک به اینصورت است که هر دو دست همزمان حرکت طوری که مفاصل تنه و اعضای بدن حالت سیاله و نرمیت داشته باشند به محض رسیدن به مسیر ناف و تماس دستها با بدن هر دو دست با ایجاد سرش در بدن بصورت 180درجه چرخش دست راست به حالت دست چپ ودست چپ به حالت دست راست قرار و هر دو دست به جلو و عقب دو ضربه کاری وارد می کنند.
5-1-8- نیروها ی مورد استفاده در پیش مشت (متو) که مجموعا با هماهنگی ارگانیکی و بر آیندهای هماهنگ عمل می کنند.
الف : استفاده از سیستم کلی عکس العمل منعکس از ثقل زمین در مسیر بندی بدن که با جابجایی بدون تغییر محل استقرار کف پا صورت و عمدتا از سایر مفاصل در ایجاد موج تابی آن استفاده می شود.
ب : نیروی پیچش و دوران که دستها هماهنگ در لحظه ای آخر قفل شده و از مفصل مچ 180 درجه چرخش ایجاد کرده و دست جلو متو و دست عکس العمل با آرنج تکنیک دیگری به مسیر پشت اجرا می کند که آنرا تکنیک عکس العمل گویند.و دستها حول یک محور فضایی با افزایش شعاع دوران موجب افزایش نیرو می شود.
ج : نیروی عکس العمل :دست عکس العمل با قفل نیروی مؤلفه قفل ایستایی خود را از طریق محور شانه که استخوان چنبر (انحنای استخوان) آنرا چندین برابر تشدید می کند را با فا صله زمانی ( اپسیلون) کوتاه به دست عمل که متو اجرا نموده منتقل می کند.
د : تجمع و جهت دهی نیروی عضلانی که با استفاده از عضلات دو سر بازویی وپشت بازویی عضلات بازویی و اتصال دهنده , پشتی و کتفی , شکمی سینه ای بزرگ و کوچک بصورت جریان عکس نیمی
از استخوان جناق سینه بطرف دست عمل بصورت کوبشی وقت دست عکس العمل بصورت استفاده عکس العملی مورد بهره برداری قرار می گیرد و تعدادی از عضلات بصورت غیر مستقیم در خاتمه ی اجرای تکنیک دخالت نمود ودر کوبشی بودن موثر می باشند مثل عضلات پا و تنه.
ه : نیروی عمل با انتقال دست به عنوان عضو مادی جرم دار از مسیر دورانی و هماهنگی آن با سایر نیروها اعمال شد .
خ : نیروی عمودی به عنوان یک مؤلفه هنگام برخورد با هدف کارایی را افزایش و چون سطح اتکا این برخورد به حداقل(دو نقطه انتهایی کف پشت و ابتدای دو استخوان انگشت اشاره و وسطی است)سطح رسیده فلذا دارای حداکثر تاثیر و کاربری خواهد بود.
س : نیروی فاصله:از آنجایی که سرعت و فاصله رابطه ی مستقیم دارند (در صورت یکنواختی حرکت )با افزایش سرعت , نیرو نیز افزایش و تحت پریودهای مختلف در مسیر انجام و باعث تشدید نیز خواهد بود و سرعت دست در توان 2 دخالت خواهد کردF=MV2 به تفکیک نیروی موجود در بندهای فوق از نظر مؤلفه ای تآ ثیر گذار 27 نوع نیروی مکانیکی در اجرای متو دخالت می کنند.
ش : استفاده از نیروهای روانی و تمرینات آن به مرور صورت خواهد گرفت و در این قسمت هیچ آموزشی به دانشجو داده نمی شود.
ص : استفاده از نیروی نوری و کهکشانی و سایر نیروهای منیتیوی فعلا مطلبی به دانشجو گفته نمی شود.
از رده پرندگان در غالب موارد، کبوتر برای تشریح انتخاب می شود. پرندگان دارای سازگاریهای ویژه ای هستند. تبدیل دستها به بال،وجود پرها،داشتن کیسه های هوادار، داشتن عضلات قوی در روی سینه، داشتن منقار، فقدان دندان،داشتن استخوان برشه(استخوان تیغه مانندی که روی استخوان جناغ سینه به طور عمودی قرار دارد)وپیوسته بودن دو استخوان تر قوه در جلوی سینه از جمله ویژگی هایی است که در غالب پرندگان عمومیت دارند. به علاوه ,در پرندگان مختلف به تناسب نوع زندگی , سازگاری های ویژه ای در شکل دستگاه گوارش ,شکل منقار و وضع انگشتان پا حاصل آمده است.دستگاهای داخلی بدن پرندگان در طرح کلی شبیه دستگاهایی سایر مهرداران است.
ویژگی های ظاهری کبوتر
پرها:بدن جانور غیر از منقار، بند پایینی پا و انگشتان به وسیله ی پر پوشیده می شود. می توان پرها را از لحاظ اندازه به سه قسمت کرد : پرهای بزرگ ,پوش برها و کرک ها . هر پر بزرگ شامل یک محور مرکزی (ساقه ی پر) و رشته ها است. محور پر محکم بوده و در آن دو بخش متمایز دیده می شود.قاعده ی محور پر برهنه و تو خالی بوده و در پوست وترد می شود. در نوکش سوراخی وجود دارد که از تریغ آن تغذیه می شود. بالای محور تو پر است و به آن رشته های پر مربوط می شوند , رشته های پر خود به وسیله الیاف ظریفتری به هم مربوطند.در بدن کبوتر,سر,گردن,تنه,بال ها و پاها قابل تشخیص اند.
سر:یکی از اجزای سر منقار است .منقار شاخی استو در قعاده آن است برآمده ای وجود دارد که از ویژگی های کبوتران به حساب می آید. دهان شکاف عریضی است که بین دو نیمه منقار قرار دارد.دو سوراخ بینی در روی نیمه بالیی منقار دیده می شود.چشم ها در طرفین سر جای دارند و سوراخ های گوش در عقب چشم ها قرار گرفته و به وسیله ای از حلقه هایی از پر احاطه می شوند. چشم ها در حدقه ثابت اند . روی هر چشم سه پلک وجود دارد که عبارت اند از :پلک فوقانی,پلک تحتانی,پلک وسطی که از گوشه چشم خارج می شوند.
گردن:گردن نسبتا بلند و قابل انعطاف است و حرکات چرخشی سر را موجب می شود.
تنه:تنه از طرفین فشرده شده , در جلو به یک بخش نوک تیز و از عقب به دم ختم می شود .
بدن در مجموع دو شکلی بوده و و این یکی از سازگاری های پرنده برای پرواز در هوا است.
بال ها: در حال پرواز گسترده و در حال عادی در ترفین بدن جمع می شوند. هر گاه بال را بگسترانید, خواهید دید که پوست شانه و باز و بر سطح ان می افزایند. پوست روی بال را لمس کنید تا در زیر آن به وجود استخوان های بازو, ساعد, کف دست و انگشتان پی ببرید.
پاها: پاها کوتاه و تنومنداند و به وسسله فلز های شاخی پوشیده شده اند . در نمونه های دست اموز دیگر ممکن است روی پاها پر وجود داشته باشد. در هر پا چهار انگشت وجود دارد که هر کدام به یک چنگال (ناخن) شاخی ختم می شود.
ویژگی های اسکلت: طرح کلی اسکلت مشابه اسکلت انسان و دیگر مهره داران است, اما دارای بعضی ویژگیهای اختصاصی هست.
استخوان پرندگان غالبا تو خالی است و این وضع, سبب سبکی ورن پرنده و تسهیل عمل پرواز می شود. جمجمه با یک کندیل روی اولین مهره گردن استوار می شود.
مهره های گردن زیاد و انعطاف پذیرند و حرکت چرخشی سر ناشی از این وضعیت است. ستون مهره ها مانند انسان شامل مناطق گردن، پشت، خاجی و دنبالچه است.منطقه خاجی طویل و منطقه دنبالچه کوتاه است.منطقه پشتی ستون مهره ها شامل 5 مهره است که تنها چهارم آن آزاد است. مهره های پیشین به هم و به آخرین مهره گردن چسبیده اند، در حالی که مهره پنجم آن به مهره خاجی متصل می شود. منطقه خاجی بین 14 تا 15 مهره به هم پیوسته دارد. برخی دنده ها به مهره های گردن و برخی دیگر به مهره های پشت متصل می شوند. بعضی دنده ها به وسیله ی زواید استخوانی به هم متصلند.
جناغ سینه پهن است و روی آن تیغه عمودی به نام استخوان برشه قرار دارد. عضلات پرواز به طرفین این تیغه عمودی می چسبند.
از استخوانهای کمربند شانه ای، دو استخوان تر قوه ای در جلوی سینه به هم چسبیده و جمعا استخوانی به شکل 7 را پدید می آورند که آن را به غلط استخوان جناغ می گویند و در شرط بندی می شکنند!
استخوان ران در داخل بدن قرار دارد و تقریبا موازی با تنه قرار می گیرد. آن قسمت از پا که ممکن است ران تصور شود، در واقع ساق پا است و بخشی از پا که پوشیده از فلس است استخوان کف پا است که در اصطلاح علمی آ را کانُن می گویند.
تمام ویژگیهای اسکلت پرندگان در روی اسکلت آماده که معمولا در آزما یشگاههای مرکزی وجود دارد، قابل بررسی و مشاهده اند.
دومین سلول خونی گلبولهای سفید خون میباشند که به چند دسته بزرگ چند هسته ای ها وتک هسته ای ها تقسیم میشوند . وهرکدام از این دوگروه نیز به زیر گروه های دیگری تقسیم میشوند ( درمورد این مطلب در مبحث ایدز انگ یابیماری مفصلا بحث خواهد گردید) . این سلولها که معمولا درحالت سلامت بین 4000 تا 11000 عدد در هر میلی لیتر خون وجود دارند ؛ نقش مبارزه برعلیه دشمنان خارجی ( میکروبها و... ) وداخلی (سلولهای سرطانی) نقش بسیار حساس وعمده ای را بازی میکنند . برخی از زیر گروههای این گویچه ها عمر بسیار کوتاهی در حد چند ساعت داشته وبرخی دیگر ممکن است حتی تا 30 سال زنده مانده ( لنفوسیتهای معروف به سلولهای حافظه) ودرزمان مرگ اطلاعات خودرا به نسل بعدی انتقال میدهند .
این گویچه ها به روشهای مختلفی با عوامل خارجی وارد مبارزه میشوند ؛ ممکن است عامل خارجی رابلعیده ودردرون خود هضم ونابود نمایند ( ریزه خواری ) ویا آنکه مواد شیمیائی خاصی را تولید نموده ( آنتی بادی ( پادتن)) باتأثیر بردیواره خارجی ماده خارجی را نابود نمایند . وبالاخره مجموعه این دوراه ویا راه های دیگری ودرنهایت منجر به پیروزی بر مهاجم بیگانه خواهد شد . همچنین در حالتی که عامل خارجی به بدنمان حمله میکنند این سلولها موادی را ترشح میکنند که بر قسمت کنترل کننده دمای بدن تآثیر گذاشته باعث افزایش دمای بدن ( تب ) میشوند . وچون ممکن است گرمای تنها نتواند عامل خارجی (آنتی ژن ) را نابود کند ( چون افزایش دمای بدن تنها درحد چند درجه امکان پذیر میباشد ) بنابراین کاهش دمای پریودیک ( لرز ) یاتب میتواند الگوی پاستوریزاسیون را دربدن بخوبی به مرحله اجرا درآورد . بنابراین دربیماران دچار عفونت درمان تب درصورتیکه به مراحل حاد (خطرناک ) نرسد توصیه نمیگردد .
از طرفی دربرخی موارد مواد مترشحه از این گویچه ها به اشتباه به برخی از بافتهای بدن حمله ور شده باعث بیماریهائی میشوند که اصطلاحا بیماری خود ایمنی (اتوایمیون ) حوانده میشوند ویادر مواردیکه پیوند اعضاء درمورد برخی از بیماران انجام میشود این سلولها عضو پیوندی را به مثابه اجسام خارجی درنظر گرفته به آنها حمله میکنند که درنهایت اگر کنترل نشود باعث رد پیوند میشود ؛ درهرصورت دربیماران مبتلا به بیماریهای اتوایمیون و پیوند اعضاء ازداروهای تضعیف کننده سیستم ایمنی استفاده میشود ؛ وطبیعی است که اینگونه بیماران در معرض ابتلا به اکثر بیماریهای عفونی قرار میگیرند . لازم به ذکر است که مصرف آنتی بیوتیکها در شرایط حاد بیماریهای عفونی میتواند بسیار موثر واقع شود اما این کار به چند دلیل میبایست بسیار آگاهانه انجام پذیرد اول آنکه معمولا آنتی بیوتیکها بربیماریهای عفونی ویروسی تأثیر چندانی ندارند ؛ دوما برای میکروبهای مختلف بایستی آنتی بیوتیکهای خاصی انتخاب گردد وسوم آنکه آنتی بیوتیک انتخاب شده درعفونتهائی که توسط یک میکروب خاص در ارگانهای مختلف ایجاد میگردد نیاز به دانش تجویز این داروها را دارد ؛ بنابراین توصیه میگردد که : هرگز دربیماریهایتان بصورت سرخود از آنتی بیوتیکها استفاده نکنید . بعلاوه آنکه درصورتی که درمان آنتی بیوتیکی انتخاب شده اگر اشتباه باشد ویاناقص به انجام برسد میتواند میکروبهای مقاوم به درمانی تولید کند که میتواند مشکلات بسیار بزرگی را برای جامعه ایجاد کند .
پلاکتها که دارای شکل کامل یک سلول زنده نیستند وکوچکترین سلول خونی میباشند با تعداد بین 150 تا 400 هزار عدد در هر میلی لیتر خون وجود دارند این عوامل حونی نقش بسیار بزرگی را در جلوگیری از خونریزی بعهده داشته اگر تعداد آنها از حد معینی کمتر باشد باعث ادامه خونریزی گردیده ودراکثر موارد پوست این بیماران در نقاط مختلف دچار خونمردگی جلدی ( اکیموس وپورپورا ) مشود ؛ این سلولها بعلاوه در سیستم دفاعی بدن نیز نقشهائی را بعهده دارند .
پلاسما (آب خون) که معمولا ماده ای زردرنگ میباشد حاوی کلیه مواد موجود دربدن انسان میباشد وعلاوه برآنکه محیط مستعدی برای شناورشدن سلولهای خونی وانتقال آنها به تمامی نقاط بدن ایجاد میکند کلیه مواد ضروری بدن از جمله قند ؛ پروتئینها ؛ چربیها ؛ لیپوپروتئینها ؛ هورمونها و آنزیمها وحتی آنتی بیوتیکهای مصرفی ومواد زائد سلولهارا باخود حمل نموده در تعادل آب والکترولیتهای بدن نقش بسیار حساسی را بازی میکند وبعلاوه در خونریزیها درامر لخته گذاری با حمل مواد انعقادی شرکت فعال دارد وهمانگونه که قبلا گفته شد کلیه مواد موجود دربدن درون پلاسما وجود داشته میتوان با اندازه گیری آنها به علت بسیاری از بیماریها پی برد . هرچند که دراکثر موارد این آزمایشات برسرم بیماران انحام میشود اما سرم وپلاسما عملا هردو شخصیتی مشابه داشته ؛ با این تفاوت که جهت تهیه سرم خون را 20 تا 30 دقیقه درحرارت اتاق یا 37 درجه قرارداده تا لخته شود وسپس سرم جدا شده اندازه گیریها انجام میشود ( به عبارت ساده تر سرم پلاسمائی است که مواد ( فاکتورهای ) انعقادی آن جدا گردیده است ) .
درموارد اندازه گیری سیستم انعقادی بدن لازم است که پلاسما مورد آزمون قرار بگیرد ویا درمواردی که شمارش گلبولهای سفید و قرمز وپلاکتها مورد نظر است ( آزمایش CBC ) با افزودن موادی به خون از انعقاد خون جلوگیری به عمل می آید این مواد میتوانند بصورت جامد یا مایع وبانسبتی خاص مورد استفاده قرار گیرند ؛ بنابراین درزمان مراجعه به آزمایشگاه ها درصورتیکه لوله های آزمایشتان را به شما تحویل دادند ( که دربسیاری از آزمایشگاهها اینکار انجام میشود) ازوجود مایع در برخی از لوله ها تعجب نکنید وبعلاوه دقت نمائید که مایع درون این لوله ها کم یا زیاد نشوند ؛ زیرا میتواند باعث خطا در آزمایشتان
گرچه کمک به همنوع در پیشینه تاریخی و فرهنگی کشور ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است اما در عمل و در حال حاضر آمار اهدای عضو در کشور ایران در افراد مبتلا به مرگ مغزی به سطح قابل قبولی نرسیده است.
آمارهای جهانی نشان میدهد که در حال حاضر، میزان اهدای عضو در ایران به ازای هر یک میلیون نفر، ۳/۲ نفر است که با شاخصهای مطلوب جهانی فاصلهای چشمگیر دارد. بر این اساس، اسپانیا با ۳۵ پیوند در هریک میلیون جمعیت، بهترین وضعیت را دارد و در دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا این عدد بین ۱۰ تا ۲۵ در میلیون متغیر است.
البته این رقم تا چند سال پیش در ایران تنها ۷/۱ در میلیون بود که با تلاشهای انجام شده اکنون به عدد ۳/۲ رسیده است که هرچند افزایش ناچیزی داشته است اما حکایت از روند رو به رشد آمار پیوند عضو در ایران دارد .
· چه اعضاء و بافت های قابل اهداء می باشد؟
اعضاء قابل اهداء قلب و ریه ها ، کبد و روده ها ، لوزالمعده و کلیه ها می باشد. علاوه بر این اعضا، برخی از بافتهای بدن نیز قابل پیوند می باشند. بااهداء قرنیه می توان بینایی رابه فردی که دچار صدمه شدید به چشم شده باز گرداند. تاندون و غضروف باعث باز سازی اعضاء آسیب دیدهٔ مربوطه می شوند. پیوند استخوان می تواند مانع قطع عضو در سرطان استخوان شود. دریچه قلب برای کودکان با بیماری مادرزادی دریچه ای و بزرگسالان با دریچه آسیب دیده به کار می رود. پیوند پوست نجاتبخش بیماران با سوختگی شدید می باشد. پیوند مغز استخوان تنها درمان ممکن در بعضی از سرطان های خون می باشد. برخلاف عضو، بافت می تواند تا ۲۴ ساعت بعد از مرگ فرد اهداء شود و حتی می توان آن را برای مدتهای طولانی ذخیره کرد.
· آیا فرد زنده هم می تواند اهداء کننده باشد؟
بله، در بعضی شرایط.
اهداء کلیه یکی از معمولترین اعضاء اهدائی افراد زنده می باشد. زیرا یک فرد سالم با یک کلیه هم قادر است به زندگی طبیعی خود ادامه دهد. در ضمن زمان بقاء کلیه پیوندی از افراد زنده نسبت به فرد فوت شده طولانی تر است. قسمتی از کبد یا ریه و در موارد نادر قسمتی از روده کوچک نیز قابل اهداء می باشد.
·آیا در صورت مرگ طبیعی نیز امکان اهدای عضو وجود دارد یا خیر؟
بله ؛ بعد از مرگ کامل به صورت طبیعی تا ۴۸ ساعت نسوجی مانند قرنیه ، دریچه قلب ، استخوان و تاندون قابل اهدا می باشند.
· آیا اهداء کنندگان عضو از نظر بیماریهای خاص غربالگری خواهند شد؟
همه اهداء کنندگان عضو از نظر ایدز و هپاتیت و یک سری بدخیمی ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
· آیا داشتن ” کارت اهداء عضو ” برای اهداء اعضاء پس از مرگ کفایت می کند ؟
بسیار مهم است که نزدیکان نیز در جریان این امر خداپسندانه قرار گیرند تا در زمان فوت فرد در خصوص اهداء عضو غافلگیر نشوند و آنرا مصیبتی افزون بر از دست دادن عزیز خود ندانند چرا که ، بنا بر قانون جمهوری اسلامی ایران و اکثریت کشورهای جهان برای اهدای عضو رضایت اولیای دم ضروری میباشد و حتی علارغم داشتن کارت اهدای عضو در صورت عدم رضایت اولیای دم اهدای عضو صورت نخواهد گرفت.
* با در نظر گرفتن لزوم رضایت اولیای دم از اهدای عضو دلیل دریافت کارت چیست ؟
کارت اهدای عضو نشان دهنده آرزوی قلبی فرد در مورد اهدای اعضای خویش می باشد و همین امر می تواند با نشان دادن خواسته ء فرد به اولیای دمش تصمیم گیری را برای آن ها در آن زمان حیاتی آسان تر نماید و ضمنا این کارت می تواند جنبه فرهنگ سازی نیز داشته باشد.
*آیا به همراه داشتن کارت اهدای عضو به صورت مدام ضروری می باشد ؟
با در نظر گرفتن لزوم رضایت اولیای دم برای اهدای عضو توصیه می شود فرد دارنده کارت اهدا خانوادهء خود را از رضایت قلبی برای این امر مطلع سازد و در صورت اطلاع خانواده از این امر لزومی به همراه داشتن مداوم کارت نیست.
*آیا باطل کردن کارت اهدای عضو بعد از تکمیل فرم امکان پذیر می باشد ؟
بله ؛ در هر زمان که از داشتن کارت منصرف شوید می توانید با اعلام خواسته خود به مسئولین تقاضای خود را لغو کنید. هر چند با در نظر داشتن رضایت اولیای دم برای اهدا تنها با اعلام خواسته خود به اولیای دم خویش میتوانید از این امر خودداری کنید.
· واحد فراهم آوری اعضای پیوندی چگونه از وجود مرگ مغزی مطلع خواهد شد؟
بنا بر قانون، کلیه بیمارستانها در سطح کشور اعم از دولتی و غیر دولتی موظفند موارد مرگ مغزی را به اطلاع این واحد برسانند. سپس هماهنگ کنندگان عضو پیوندی در محل حاضر شده و با خانواده فرد اهداء کننده در زمینه ابعاد قانونی و اخلاقی اهداء صحبت خواهند کرد.
* در صورت عدم حضور فرد دارنده کارت در ایران آیا انتقال وی به کشور صورت می گیرد؟
خیر؛ متاسفانه در حال حاضر امکان انتقال بیمار مرگ مغزی و یا عضو اهدایی از کشورهای دیگر به ایران وجود ندارد. ولی ممکن است در آن لحظه خاص فرد در ایران باشد !!!
· مراسم خاکسپاری فرد اهداء کننده چقدر به تاخیر خواهد افتاد؟
کل مراحل اهداء و پیوند عضو ( اخذ رضایت از خانوادهٔ فرد اهدا کننده تا پایان برداشت و پیوند عضو ) معمولا ٣۶ ساعت بطول می انجامد.
· آیا خانواده های فرد اهداء کننده و فرد گیرنده عضو پیوندی یکدیگر را ملاقات خواهند کرد ؟
خیر، هویت طرفین محرمانه خواهد ماند، البته تعدادی از خانواده ها تمایل خواهند داشت که از طریق نامه های بی نام و نشان (با همکاری واحد فراهم آوری اعضای پیوندی) با هم مکاتبه داشته باشند و ما نیز هر ساله تحت کنترل واحد پیوند در جشن نفس امکان دیدار آن ها را فراهم می کنیم.
· چه کسی اولویت دریافت اعضاء و بافت های پیوندی را در زمان اهداء خواهند داشت ؟
لیست انتظار بیماران نیازمند در شبکه فراهم آوری اعضای پیوندی تنظیم و به روز میگردد ودر زمان اهداء،تخصیص اعضاء فقط توسط این مرکز صورت خواهد گرفت.
افزون بر سازگاری خونی و بافتی بیمار ، وخامت شرایط بالینی و طول مدت انتظار در لیست پیوند ، فاصله مکانی شخص از واحد فراهم آوری عضو پیوندی نیز در اولویت بندی و انتخاب گیرنده عضو پیوندی نقش دارد.
· آیا برای انتخاب گیرنده عضو پیوندی پارتی بازی صورت می گیرد یا خیر؟
خیر ؛ فردی که مسئول انتخاب گیرنده عضو می باشد فردی ست در وزارت بهداشت و درمان پزشکی که لیست بیماران نیازمند اهدا در اختیار او بوده و ایشان بنا بر اولویت زمان ورود به لیست ،گروه خونی و همخوانی سایز گیرنده و دهنده فردی را انتخاب کرده و اعلام می دارند در نتیجه امکان مداخله افراد در این امر امکان پذیر نمی باشد.
· آیا در قبال عضو اهدا شده پولی به خانوده دهنده داده می شود یا خیر؟
خیر ؛ عضو پیوندی به صورت رایگان و به عنوان هدیه به خانواده گیرنده اهدا می شود و گیرنده نیز پولی بابت عضو پیوندی پرداخت نمی کند و برای تضمین این امر شما می توانید در جشن نفس که هر ساله مصادف با روز مادر برگزار می شود شرکت کرده و با خانواده های دهنده و گیرنده صحبت کرده و سوالات خویش را در این مورد از آن ها بپرسید.
· آیا ممکن است بدن فرد گیرنده ، عضو پیوندی را رد کند ؟
آمار موفقیت پیوند در اکثریت موارد بیش از ٧٠ درصد گزارش شده است. بدن گیرنده عضو پیوندی در صورت عدم مراقبت صحیح فرد از خود و یا در موارد بسیار نادر بطور خود بخودی ، می تواند عضو پیوندی را رد کند.
· اگر عضو پیوندی، توسط بدن فرد گیرنده رد شود چه خواهد شد؟
در اکثریت مواقع در صورت تشخیص بموقع رد پیوند ، امکان درمان آن وجود خواهد داشت. کنترل دقیق بیمار بعد از انجام پیوند عضو ، مصرف مرتب دارو های مربوطه و انجام آزمایشات لازم می تواند از رد کامل پیوند پیشگیری نماید.
· آیا پیوند عضو میان جنس ها و نژادهای مختلف امکان پذیر است ؟
آری، البته اندازه عضو پیوندی در مورد قلب، کبد و ریه حائز اهمیت است و باید مورد توجه قرار گیرد و بویژه انطباق بافتی در خصوص پیوند کلیه حیاتی است.
· چه مدت باید یک بیمار نیازمند دریافت عضو پیوندی در لیست انتظار بماند؟
مدت زمانی که بیمار در لیست انتظار خواهد بود می تواند از چند روز تا چند سال بسته به وخامت شرایط بالینی، موجود بودن عضو پیوندی و سازگاری آن تفاوت کند.
· کدام بیماری های زمینه ای مانع اهداء عضو فرد خواهند شد؟
بیماری های عفونی مانند ایدز و اکثر بد خیمی ها مانع از اهداء عضو خواهند شد. البته همه این شرایط در زمان فوت شخص مجدداً ارزیابی می گردند.
· چه کسی می تواند جزو اهدا کنندگان عضو باشد؟
همه می توانند درامر اهداء عضو پیشقدم شوند و محدودیت سنی منظور نشده است. تنها عاملی که می تواند مانع اهداء عضو شود شرایط بالینی فرد اهداء کننده است که در زمان فوت وی توسط پزشک متخصص تشخیص داده خواهد شد.
مراحل اهداء
فرایند فراهم آوری اعضای پیوندی شامل ۵ مرحله می باشد :
۱٫ شناسایی و ارجاع مرگ مغزی
· بیمار در بیمارستان بستری می شود و کلیه اقدامات در جهت حفظ زندگی بیمار بعمل می آید. پس از ارزیابی های اولیه، بیمار با احتمال مرگ مغزی به واحدهای فراهم آوری اعضای پیوندی اعلام می شود.
بر طبق قانون مصوبه همه بیمارستانها در سطح کشور موظفند تا موارد مرگ مغزی را بلافاصله به واحد های فراهم آوری اعضای پیوندی اطلاع دهند.
· هماهنگ کننده ها و تیم تأیید مرگ مغزی در محل حاضر می شوند و و ارزیابی بیمار از نظر مرگ مغزی شروع می شود.
۲٫ تأیید مرگ مغزی و گرفتن رضایت
· پس از تایید مرگ مغزی، هماهنگ کنندگان پیوند با خانواده بیمار در خصوص اهداﺀ عضو صحبت می کنند و در صورت موافقت، تیم جراحی آگاه می شوند.
۳٫ ارزیابی فرد اهداء کننده
· فرد اهداء کننده از نظر اکثر بیماری های بد خیم و یا عفونت های غیر قابل درمان غربالگیری می شود.
۴٫ مراقبت از عضو پیوندی وشناسایی گیرنده مناسب
۵٫ برداشت و پیوند عضو یا بافت مربوطه
· بیمار به اتاق عمل انتقال داده می شود و پس از برداشت اعضای پپوندی و نسوج، فرد اهداء کننده برای مراسم خاک سپاری آماده می شود.
مرگ مغزی
در مرگ مغزی، خونرسانی به مغز متوقف شده، اکسیژن رسانی به آن انجام نمی گیرد.مغز تمام کارکرد خود را از دست می دهد و دچار تخریب غیر قابل برگشت می گردد. اگرچه پس از مرگ مغزی اعضای دیگر از جمله قلب، کبد و کلیه ها هنوز دارای عملکرد هستند، بتدریج در صی چند روز آینده، از کار خواهند افتاد.
بیمار مرگ مغزی، صحبت نمی کند، نمی بیند، به هیچ یک از تحریکات خارجی پاسخی نمی دهد و بدون استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی قادر به تنفس نخواهد بود.
· علل شایع مرگ مغزی کدامند؟
تصادفات رانندگی، وارد آمدن ضربه شدید به سر، سقوط از ارتفاع، غرق شدن در آب، مسمومیت ها، خونریزی های داخلی مغز و همچنین سکته مغزی.
· مرگ مغزی چگونه رخ میدهد؟
هر گونه آسیب شدید به مغز می تواند منجر به تورم بافتی شود. از آنجاییکه مغز در یک فضای بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جایی برای این افزایش حجم وجود ندارد، بر بخش های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جریان گردش خون به قسمت های بالا یی می گردد و بیش از پیش مانع اکسیژن رسانی میشود.
این فرایند ممکن است در عرض چند دقیقه یا چند روز بدرازا بکشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر اکسیژن می رساند، در حالیکه بافت مغز و ساقه مغز که وظیفه کنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اکسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند.
· چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس می باشد؟
قلب تا زمانی که دارای اکسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه میدهد. در بیمار مرگ مغزی، دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) اکسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و بمحض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از کار خواهد افتاد.
· کما چیست؟ آیا همان مرگ مغزی است؟
کما در واقع یک نوع اختلال در کارکرد مغز است که شخص دچار کاهش شدید سطح هوشیاری میگردد و به هیچ یک از تحریکات پیرامونش، پاسخ نمیدهد.
در کما شانس بهبودی برای برخی بیماران وجود دارد، در صورتیکه در مرگ مغزی بهبودی بیمار غیر ممکن و مرگ وی ظرف چند روز حتمی است.
· زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟
زندگی نباتی، همان مرگ مغزی نیست.
این وضعیت تقریبا همیشه در پی کما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد( چشمانش باز است ) و دارای یک سری حرکات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملکرد ذهنی و شناختی ندارد.
در واقع بیمارانی هستند که بدنبال آسیب شدید مغزی، برای سالهای متمادی زنده می مانند و به نظر هوشیارند، بدون اینکه بتوانند با محیط اطراف خود ارتباطی برقرار کنند.
· آیا از ظاهر فرد بیمار میتوان فهمید که او دچار مرگ مغزی شده است؟
خیر، فردی که دچار مرگ مغزی شده، مانند کسی است که در خوابی عمیقی فرو رفته است. ریه هایش به کمک دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) از هوا پر می شوند، قلبش بسبب اکسیژن رسانی دارای ضربان است و حتی پوست او گرم و برنگ صورتی می باشد.
· آیا بیمار بدنبال مرگ مغزی درد را احساس می کند؟
خیر. پس از وقوع مرگ مغزی، در انسان هیچگونه احساس درد و اندوهی وجود نخواهد داشت.
· آیا مواردی از مرگ مغزی بوده است که بهبود یافته باشند؟
خیر، امکان بهبودی و بازگشت بیمار مرگ مغزی به هیچ عنوان وجود ندارد.
مواردی که شنیده اید فرد دچار مرگ مغزی شده و سپس بهبود یافته است، در واقع مرگ مغزی نبوده است.
این بیماران در کمای عمیق بوده ولی نزدیکان آنها به دلیل آگاهی ناکافی چنین بردشت نادرستی کرده اند.
باورهای رایج
با برخی باورهای رایج ولی نادرست در رابطه با اهداﺀ چه باید کرد؟
عمده ترین علت کمبود عضو پیوندی و عدم دسترسی آسان به آن، وجود باورها و ظهور نگرش های نادرست عمومی در رابطه اهداﺀ عضو است.
انسانها هیچ وقت نتوانستند و یا نخواستند خود را به جای یک بیمار نیازمند عضو پیوندی قرار دهند و دردها و رنجهای جانکاه آنان را حس کنند و فقط موقعی با این دردمندان هم صدا می شوند که کار از کار گذشته و خود خدای نا کرده بصورت بیماری اورژانسی نیازمند درمان عمل جراحی هستند در صورتیکه چنانچه ما در یابیم که هر یک از ما هیچ وقت نمی توانیم خود را از سایرین جدا بشناسیم و چه بسا خود روزی به عضو پیوندی نیازمند شویم همواره خواهیم کوشید که دیگران را با اهدای عضو خویش تشویق و ترغیب کنیم تا اگر خود یا خانواده خویش هم گرفتار آمدیم به آسانی با پیوند عضو حیات دوباره یابیم و تا هنگامی که اهدای عضو به بانک فرآورده های پیوندی کشور به باور عمومی مردم عادی کوچه و بازار نرسد و ضرورت آن از سوی همه هموطنان احساس نگردد اینچنین کم و کاستی های درد آور همچنان باقی خواهد بود.
به امید روزی که همگان برای اهدای اعضای خویش جهت نجات هموطنان از یکدیگر پیشی بجوییم و خود و خدای مهربان خویش را راضی نگاه داریم.
· دین من اهدای عضو را تایید نمی کند.
خیر ، تمامی ادیان بر این باورند که عمل اهداﺀ عضو یک حرکت خداپسندانه و عشق به
همنوع محسوب می شود.
در دین مبین اسلام بر این مهم تأکید شده است، در قرآن کریم سورهٔ مائده آیه ٣٢ آمده
است:
“و هر که نفسی را حیات بخشد مانند آن است که همه مردم را حیات بخشیده است. ”
· چون مبتلا به بیماری زمینه ای هستم، نمی توانم اهداﺀ کننده عضو یا نسج باشم.
خیر، صلاحیت فرد برای اهداﺀ عضو پیوندی تنها در زمان فوت وی توسط پزشکان متخصص تیم پیوند تشخیص داده می شود و بجز تعداد محدودی از بیماریهای عفونی و یا بدخیمی ها، ابتلا به سایر بیماریها منعی برای اهداﺀ نمی باشد.
· سن من برای اهداﺀ کننده بودن بالاست.
خیر، هیچ محدودیت سنی برای اهداﺀ عضو وجود ندارد.
· حتی اگر رضایت به اهداﺀ تنها برخی از اعضای بدن خویش داده باشم، همه اعضاﺀ و بافتهای بدن من برداشت خواهند شد.
خیر، تیم تخصصی برداشت عضو پیوندی ، فقط مجاز به برداشت اعضاﺀ و نسوجی می باشد که اجازه آنها توسط فرد اهداﺀ کننده با خانواده وی داده شده باشد.
· چون مبتلا به بیماری آب مروارید (کاتاراکت) هستم، نمی توان از نسج قرنیه جهت پیوند استفاده کرد.
خیر، ابتلا به بیماری آب مروارید و ضعف بینایی هیچ کدام منعی برای استفاده از نسج قرنیه نمی باشند.
· شخص گیرنده عضو پیوندی، خصوصیات بد و خوب فرد اهدا کننده را کسب می کند.
اگرچه این باور در میان تعدادی از گیرندگان عضو پیوندی وجود دارد، از نظر علمی تا کنون به اثبات نرسیده است. بنابر این بهتر است در چنین مواردی نخست در فکر نجات حیات بیمار پیوندی باشیم و بس. می دانیم که اعضای پیوندی فاقد “حافظه” است بنابراین این دلیل خود می تواند آن باور را تضعیف یا رد نماید و دلایل دیگری که به هر صورت طرح آن در اینجا نمی گنجد.
· پس از مرگ، هزینه های مربوط به انتقال و برداشت اعضای پپوند ی بر خانواده من تحمیل می گردد.
خیر، تأمین کلیه هزینه های مربوط به امر اهداﺀ عضو شامل بستری، برداشت و پپوند بر عهده وزارت بهداشت و درمان می باشد و هیچ هزینه ای توسط فرد اهداﺀ کننده پرداخت نخواهد شد.
·اگر کارت اهداﺀ عضو داشته باشم، کیفیت مراقبتهای پزشکی در زمان حوادث تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
خیر، در زمان حادثه، تمام اقدماتی که برای حفظ جان بیمار لازم است، انجام خواهد شد. امکان اهدای عضو فقط زمانی در نظر گرفته خواهد شد که دیگر هیچ اقدامی نجاتبخشی امکان پذیر نبوده و مرگ مغزی تایید شده باشد.
همچنین باید متذکر شد که تیم پزشکان از تیم پپوند عضو کاملا مجزا می باشند.
· اهداﺀ عضو پس از مرگ، باعث تغییر شکل پیکر من خواهد شد.
خیر، فرایند برداشت عضو هیچ تغییراتی در ظاهر فرد اهداﺀ کننده بوجود نخواهد آورد. این فرایند در اتاق عمل و با بیشترین مراقبت و احترام برای فرد اهداﺀ کننده توسط تیم جراحی متخصص انجام خواهد گرفت. پس از عمل برداشت، محل جراحی شده بخیه زده شده و با پانسمان پوشانده خواهد شد.
نگرش های دینی
دین مبین اسلام ، اهمیت فوق العاده ای برای نجات جان انسانها قائل است. چنانچه در قرآن کریم سوره مبارکه مائده آیه ٣٢ به تصریح اشاره شده است که هرگاه کسی باعث بقای نفسی شود مانند آنست که باعث نجات جان تمام انسانها شده است. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل و تفسیر آیه مذکور میفرمایند: هر که یکی را زنده نگه دارد چنان است که همه مردم را زنده نگه داشته است حضرت امام خمینی (ره) در سال ١٣۶٨ در پاسخ به استفتاء جواز پیوند اعضا از فردی که دچار مرگ مغزی شده است و حیات وی غیر قابل برگشت است فرموده اند :
« بسمه تعالی بر فرض مذکور چنانچه حیات انسان دیگری متوقف بر این باشد با اجازه صاحب قلب یا کبد و امثال آن جایز است »
مراحل پیوند عضو
۱- ثبت نام بیماران کاندید دریافت عضو پیوندی پس از تأیید پزشک مربوطه
۲- معرفی بیماران به آزمایشگاه مرجع واحد فراهم آوری اعضاء پیوندی جهت انجام آزمایشهای بافتی سرولوژیک
۳- ارسال اطلاعات بیمار نیاز به مرکز مدیریت پیوند و بیماری های خاص
۴- قرار گرفتن بیمار در لیست بیماران کاندید پپوند عضو
۵- فرا خوانی بیمار و گروه پزشکی پیوند در صورت فراهم شدن عضو پیوندی مناسب با نیازهای بیمار
۶- آماده سازی بیمار جهت انجام پیوند در صورت فراهم شدن عضو پیوندی
اگر شما همین امروز با مطالعه این متن قصد عضویت در این طرح را پیدا کرده اید لازم است بدانید که عضویت در این طرح، کاری نمادین است و با دریافت این کارت افراد تمایل خود را برای اهدای اعضای بدن خویش نشان میدهند اما خدای ناکرده در صورت ابتلا به مرگ مغزی، خانواده فرد تصمیم گیرنده نهایی خواهد بود ولی با این وجود با ثبتنام و عضویت در بانک اهدای عضو، بحث و بررسی درباره این موضوع در خانه، محل کار و … میشود و ذهنیت و آمادگی را در خانوادهها ایجاد میکند. بنابراین افراد در مواجهه با چنین مسئلهای، تصمیمگیری آسانتری را خواهند داشت.
* بازید کننده محترم :
در صورتی که قصد اهدای عضو بعد از مرگ را دارید به منظور عضویت در سایت ایران اهدا و دریافت کارت اهدای عضو می توانید اینجا را کلیک کنید . ( پر کردن فرم عضویت اینترنتی اهدای عضو )
بیماری هموروئید یا بواسیر چیست و درمان آن چگونه است ؟
شرح بیماری :
بواسیر عبارت است از سیاهرگهای گشادشده ( واریسی) در راست روده یا مقعد. بواسیر ممکن در مجرای مقعدی (بواسیر داخلی) یا در مدخل مقعد (بواسیر خارجی) واقع شده باشد. بواسیر ممکن است سالها وجود داشته باشد اما تنها با وقوع خونریزی بدان پیبرده شود.
علایم شایع :
خونریزی. امکان دارد خون قرمز روش به صورت رگههایی در اجابت مزاج دیده شود یا به دنبال اجابت مزاج، خون به مقدار کم و به مدتکوتاهی چکه کند.
درد، خارش یا ترشح مخاطی پس از اجابت مزاج
وجود یک برجستگی در مقعد
احساس این که پس از اجابت مزاج، راست روده بهطور کامل تخلیه نشده باشد (این حالت تنها در مورد بواسیر بزرگ دیده میشود).
التهاب و تورم
علل :
وارد آمدن فشار مکرر به سیاهرگهای مقعد یا راست روده
عوامل افزایش دهنده خطر
رژیم غذایی بدون فیبر
نشستن یا ایستادن به مدتطولانی
چاقی
یبوست
کمشدن تون عضلانی در سنین بالا
جراحی راست روده یا پارگی مجرای تناسلی به هنگام زایمان و دوختن آن
بیماری کبدی
سرطان روده بزرگ
لواط
بالا بردن فشار خون در سیستم سیاهرگی دستگاه گوارش
پیشگیری :
برای اجابت مزاج عجله نکنید و در عین حال از زور زدن و نشستن طولانیمدت در توآلت خودداری کنید.
اگر اضافه وزن دارید، وزن خود را کاهش دهید.
مقدار فیبر غذایی را در رژیم خود افزایش دهید.
روزانه ۱۰-۸ لیوان آب بنوشید.
بهطور منظم ورزش کنید.
عواقب مورد انتظار :
بواسیر معمولاً با مراقبت مناسب خوب میشود، اما علایم ممکن است افت و خیر داشته باشند (یعنی بواسیر ممکن است پس از یک دوره یبوست دوباره ظاهر شود). در مواردی که به درمان محافظهکارانه خوب پاسخ نمیدهند شاید جراحی مورد نیاز باشد.
عوارض احتمالی
کمخونی فقر آهن اگر خونریزی قابل توجه باشد.
درد شدید در اثر وجود لخته خون در بواسیر
عفونت یا زخم شدن بواسیر
اصول کلی :
برای تشخیص قطعی ممکن است یکی از روشهای زیر انجام شوند: آنوسکپی (دیدن مقعد با کمک یک لوله کوتاه به نام آنوسکپ، وسیلهای لنزدار و دارای یک منبع نورانی در سر آن است)، یا پروکتوسکپی (دیدن راست روده و قسمت پایینی روده بزرگ یا وسیلهای به نام پروکتوسکپ، که وسیلهای اپتیک و دارای یک منبع نورانی در سر آن است).
درمان با هدف تخفیف علایم صورت میگیرد.
هیچگاه برای اجابت مزاج زور نزنید.
پس از اجابت مزاج، ناحیه را با ملایمت پاک کنید.
برای تخفیف درد، روزانه چندین بار هر بار به مدت ۲۰-۱۰ دقیقه در آب گرم بنشینید.
برای تخفیف درد و تورم ناشی از وجود لخته در بواسیر یا بیرون زدگی بواسیر، یک روز در رختخواب استراحت کنید و روی ناحیه کیسه یخ بگذارید.
در مواردی که مقاوم به درمان هستند، امکان دارد نیاز به جراحی وجود داشته باشد. روشهای مختلفی وجود دارند:
بستن یک باند لاستیکی در قاعده بواسیر؛
اسکلروتراپی (تزریق مواد شیمیایی برای بسته شدن سیاهرگها و تشکیل بافت جوشگاهی)؛
جراحی با سرما (یخ زدن بواسیر با نیتروژن مایع)؛
انعقاد بواسیر (با اشعه مادون قرمز یا لیزر)؛
در آوردن بواسیر
داروها :
برای درد خفیف، خارش، یا کاهش تورم، میتوان از داروهایی که اختصاصاً برای تخفیف علایم بواسیر ساخته شدهاند استفاده کرد. اگر علایم بواسیر به هنگام حاملگی رخ دهند، از پزشک خود در مورد داروهای مناسب که در حاملگی مشکلی ایجاد نکند سؤوال کنید.
اگر نیاز به استفاده از مسهل باشد، از نرمکنندههای اجابت مزاج استفاده کنید.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری :
محدودیتی برای آن وجود ندارد. کار روده با آمادگی جسمانی مناسب بهبود مییابد.
رژیم غذایی :
برای پیشگیری از یبوست، یک رژیم متعادل حاوی مواد غذایی دارای فیبر زیاد، مثل میوههای تازه، کلوچه، حبوبات، سبزیجات و غلات سبوسدار داشته باشید.
روزانه ۱۰-۸ لیوان مایعات بنوشید.
اگر اضافه وزن دارید، وزن خود را کم کنید.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر در همان جایی که بواسیر بوده است یک برجستگی سفت تشکیل شود.
اگر بواسیر باعث درد شدید میشود که با درمانهای ذکر شده در بالا تخفیف نیابد.
اگر خونریزی زیاد باشد (بیش از مقداری که در قسمت علایم ذکر شد). البته باید به یادداشت که خونریزی ممکن است یکی از علایم اولیه سرطان باشد.
شیوه های جدید معالجه هموروئید (بواسیر) :
هموروئید یا بواسیر بیماری بسیار شایعی است که افراد را در سنین مختلف چه جوان و چه پیر مبتلا می کند اما بسیاری افراد به علت شرم از بیان آن و مراجعه به پزشک خودداری می کنند.
مقاله زیر به شیوه هاى جدید درمان این بیمارى مى پردازد.شما ممکن است با اسم هموروئید آشنا نباشید ولى حتماً کلمه بواسیر را شنیده اید. بایستى متذکر شد که هموروئید همان بواسیر است و یکى از بیمارى هاى شایع جراحى است و حدود ۷۵ درصد افراد به ویژه افراد بالاى ۳۰ سال در طول زندگى خود به این بیمارى مبتلا مى شوند.
• هموروئید چیست ؟
هموروئیدها بالشتک هاى عروقى طبیعى هستند که در ناحیه کانال مقعدى در قسمت ۴ سانتى مترى انتهاى روده بزرگ (راست روده) قرار دارند و در دو قسمت داخل و خارج کانال مقعد قرار دارند که به آن هموروئیدهاى داخلى و خارجى مى گویند.
هموروئیدها ارگان هاى طبیعى این ناحیه هستند که در اثر زور زدن به دنبال یبوست مزاج و یا اسهال مى توانند پرخون و متورم شده و در صورت تکرار یبوست و زور زدن موقع اجابت مزاج این بالشتک هاى عروقى متورم و دچار پارگى و زخمى شده و به صورت خونریزى و بیرون زدگى و گاهاً درد به هنگام اجابت مزاج خود را نشان دهند.
• انواع هموروئید:
هموروئیدهاى داخلى از نظر شدت علائم به چهار درجه تقسیم مى شوند.
درجه اول: خونریزى بدون بیرون زدگى
درجه دوم: خونریزى همراه بیرون زدگى که خودبه خود جا مى رود
درجه سوم: خونریزى به همراه بیرون زدگى که با دست جا مى رود
درجه چهارم: خونریزى به همراه بیرون زدگى که با دست جا نمى رود
هموروئیدهاى خارجى معمولاً به صورت یک برجستگى خارجى در بیرون ناحیه مقعد قرار داشته و اکثراً با درد و تورم همراه است.
• چه عواملى باعث ایجاد هموروئید مى شود؟
علت واقعى هموروئید مشخص نیست. ولیکن عوامل مهم و موثر در بروز آن عبارتند از:
۱- یبوست مزمن
۲- اسهال مزمن
۳- زور زدن موقع اجابت مزاج
۴- نشستن طولانى مدت در توالت
۵- افزایش سن
۶- عوامل ارثى
۷- حاملگى
۸- تحرک کم
۹- مصرف غذاهاى کم فیبر، عدم استفاده از میوه جات و سبزیجات، مصرف الکل و…
• علایم و نشانه هاى هموروئید چیست؟
خونریزى: اولین و شایع ترین علامت خونریزى است. خونریزى هنگام اجابت مزاج است که پس از دفع مدفوع سفت ایجاد مى شود و به صورت خون روشن و تازه روى کاسه توالت مى چکد. وضعیت آن طورى است که اکثراً پس از مدفوع است و به عبارتى از مدفوع جدا است.
افراد بایستى متوجه باشند که اگر خون مخلوط با مدفوع باشد بایستى به سایر عوامل مثل سرطان ها، پولیپ ها و کولیت ها مشکوک شده و حتماً بررسى کامل کولون توسط جراح متخصص کولورکتال انجام شود.
خروج توده (بیرون زدگى): دومین علامت بیرون زدگى است که گاهاً بالشتک هاى هموروئیدى از مقعد خارج شده که خود به خود جا رفته و یا براى جااندازى نیاز به دستکارى دارند و گاهى آنقدر وسیع هستند که قابل جااندازى نیستند و بایستى سریع تر به جراح مراجعه شود.
درد: سومین علامت درد است که در هموروئیدهاى درجه سوم، چهارم عارضه دار شده و یا هموروئیدهاى خارجى و مخلوط بروز مى کند.
• درمان هموروئید چگونه است ؟
اصولاً براى برطرف کردن علایم هموروئید با توجه به نوع و تشخیص پزشک متخصص در این رشته چندین روش درمانى وجود دارد.
۱- درمان طبى: که معمولاً براى هموروئیدهاى خفیف درجه اول و یا دوم توصیه مى شود که عبارت است از کنترل یبوست به وسیله مصرف رژیم غذایى پر فیبر مثل میوه جات و سبزیجات، کاهو، آلو، انجیر، نان سبوس دار، اصلاح عادت اجابت مزاج، استفاده از پمادهاى ضد هموروئید و استفاده از ملین ها و لگن آب گرم.
۲- درمان هاى سرپایى : امروزه پزشکان و بیماران درجستجوى راه هاى ساده، موثر و بدون عارضه و یا با کمترین عارضه هستند. از آنجا که روش هاى جراحى معمول با بسترى شدن بیمار، نیاز به بیهوشى، درد پس از عمل، احتمال خونریزى، ترشح، عفونت و از کارافتادگى همراه بوده و نیاز به مراقبت هاى طولانى مدت دارند، لذا تلاش هاى زیادى براى مهار بیمارى هموروئید به روش هاى متعدد سرپایى از قبیل کوتر کردن، منجمد کردن، رابر بند لیگاتور و سایر روش ها بوده است. ولیکن هیچکدام درمان قطعى براى تمام هموروئیدها نبوده و اکثر این روش ها محدودیت هایى دارند. از جمله شایع ترین این روش ها تا کنون روش بستن هموروئید با حلقه لاستیکى است.
• بستن با حلقه لاستیکى ( رابر بند):
یکى از روش هاى جدید و شایعى که طرفداران زیادى دارد بستن هموروئید با حلقه لاستیکى (رابر بند) است. این روش در مورد هموروئیدهاى درجه دوم و سوم مناسب بوده و به صورت سرپایى بدون استفاده از بى حسى و بیهوشى در مطب قابل انجام است. محدودیت هاى آن در مورد هموروئیدهاى خارجى و یا مخلوط است.
در این روش با کمک یک وسیله یک بارمصرف حلقه لاستیکى را روى قاعده هموروئید قرار داده تا به تدریج هموروئید سیاه شده و بیفتد. این روش در ایران و در بسیارى از مطب ها و درمانگاه هاى تخصصى کولورکتال انجام مى شود. مزیت این روش به سایر روش ها هزینه کم و نداشتن خطر ابتلا به بیمارى هاى عفونى است.
• روش بستن شریان هموروئید با استفاده از داپلر (DG-HAL ) :
در این روش نوین درمان، با پاکه (بالشتک) هموروئید برخورد غیرمستقیم مى شود. یعنى عروق اصلى تغذیه کننده هموروئید مسدود مى شود که نهایتاً منجر به کاهش و یا قطع جریان خون به بالشتک هموروئیدى شده و تورم آن از بین رفته، هموروئید چروکیده شده و در نتیجه علائم نیز از بین مى رود.
طبق گزارشات متعدد این روش بر انواع هموروئیدها نتایج خوبى داشته است.
این روش براى اولین بار در سال ۱۹۹۵ ابداع و از آن زمان در مراکز معتبر متعدد جهان به طور موفقیت آمیزى به کار رفته و امروزه استفاده از این روش تحول اساسى در درمان آسان و بدون عارضه و بدون بیهوشى هموروئید به وجود آورده و مورد استقبال جراحان قرار گرفته است. از مزایاى آن به کوتاه بودن زمان عمل، عدم نیاز به بیهوشى کامل در حین عمل، نداشتن درد و خونریزى و درصد موفقیت بالا مى توان اشاره کرد. خوشبختانه این روش در ایران نیز قابل انجام است.
• درمان به روش لیزر :
یکى دیگر از روش هاى جدید براى معالجه هموروئید استفاده از لیزر است که در نهایت برش و برداشتن بافت هموروئیدى است که با امواج لیزر صورت مى گیرد که روشى گران است و مزیت چندانى نسبت به جراحى ندارد. به طور کلى امروزه گرایش به اعمال جراحى سرپایى بخصوص رابربندینگ و روش DG – HAL رو به افزایش است و استقبال جراحان از این روش رو به فزونى است، که هر دو روش مذکور در سال هاى اخیر در ایران معرفى گشته و در حال حاضر انجام مى گردد.
هیچ کس، به غیر از یک متخصص روده و مقعد، دوست ندارد در مورد بواسیر صحبت کند. اطلاعات کمی در مورد این بیماری در میان عموم وجود دارد، و از طریق رسانه های گروهی نیز اطلاعات کمی ارائه می شود، از اینرو افراد معمولاً تصور می کنند که این بیماری جزء بیماری های نادر است. درصورتی که برخلاف این تصور، افراد بسیار زیادی به آن مبتلا می شود. برطبق تحقیقاتی که در سال ۱۹۹۱ بر این بیماری انجام گرفت، مشخص شد که حدود ۱۰۰ میلیون امریکایی به آن مبتلا هستند.
مبتلایان بسیاری، احتمالاً از روی خجالت، به دنبال درمان آن برنمی آیند. برای این دسته از افراد، عمل دفع و نشستن بر سطوح سفت و سخت، بسیار دردناک و عذاب آور خواهد بود.
اما برای مبتلایان و همچنین آن دسته از افراد که به این بیماری مبتلا نیستند خبر خوبی داریم: راه های بسیاری برای پیشگیری و درمان این بیماری وجود دارد.
انواع مختلف بواسیر :
همه ی ما در قسمت مقعد، رگ های بواسیری داریم. اگر این رگ ها تحریک شوند، ممکن است ملتهب شده، ورم کرده یا حتی خونریزی کنند. این وضعیت معمولاً بواسیر نامیده می شود. بواسیر دو نوع دارد: بواسیر خارجی و بواسیر داخلی.
بواسیر خارجی :
بواسیر خارجی برآمدگی نرمی در اطراف دهانه ی مقعد است. گاهی اوقات ممکن است حالتی به نام بواسیر ترومبوز رخ دهد. در این وضعیت، یک لخته ی خونی ایجاد شده و آن برآمدگی سفت می شود. از آنجا که بافت های اطراف مقعد پوشیده از پایانه های عصبی است، بواسیر خارجی معمولاً بسیار دردناک است.
بواسیر داخلی :
از آنجا که پایانه های عصبی حساس در مقابل درد زیادی در داخل کانال مقعد وجود ندارد، این نوع بواسیر خیلی دردناک نیست. اما ممکن است که حین عمل دفع، این بواسیرها خونریزی کنند. گاهاً ممکن است این نوع بواسیر تا اندازه ای ملتهب شود که به خارج دهانه ی مقعد کشیده شود. این وضعیت سقوط و پایین آمدن بواسیر نامیده می شود.
به طور کلی، شدت بواسیر داخلی چهار درجه یا مرحله دارد:
در مرحله ی اول، بواسیرهای کوچکی در لایه ی داخلی دهانه ی مقعد ایجاد می شوند. در اکثر این افراد، این مرحله مورد توجه قرار نمی گیرد، مگر اینکه کشیده شدن مدفوع سخت بر روی سطح مقعد ایجاد کمی خونریزی کند.
دردرجه ی دوم، قسمت کوچکی از بواسیر در حین عمل دفع از دهانه ی مقعد بیرون می آید. اما بافت پیوندی کانال مقعد هنوز آنقدر سخت و محکم هست تا این بواسیرها را دوباره به داخل مقعد برگرداند.
در مرحله سوم، بواسیرهای دردناک در حالت پایین افتادگی و بیرون از مقعد باقی می مانند. اما می توان با دقت زیاد آنها را با دست به داخل دهانه ی مقعد بازگرداند.
شدیدترین و جدی ترین مرحله از این بیماری زمانی است که میزان زیادی از این بواسیرها در یک زمان از دهانه ی مقعد بیرون می آیند. این موقعیت دردناک و خطرناک نیاز به جراحی فوری دارد.
علائم :
افرادی که به این بیماری مبتلا گشته اند، معمولاً حین عمل دفع دچار خونریزی، خارش، درد و ناراحتی در ناحیه مقعد می شوند. در موارد شدید، بواسیرهای داخلی ممکن است از دهانه ی مقعد بیرون بیایند، و بواسیرهای خارجی لخته های خونی ایجاد خواهند کرد.
آیا شما نیز در خطر ابتلا هستید؟
همه می توانند به بواسیر مبتلا شوند. در واقع بیش از نیمی از افراد پس از ۵۰ سالگی گرفتار این بیماری می شوند.
در اکثر موارد این بیماری از فشار و درد در هنگان انجام عمل دفع ایجاد می شود. از عوامل دیگر این بیماری می توان به وراثت، بالا رفتن سن، یبوست، اسهال، و عمل جنسی اشاره کرد.
وقتی کسی یکبار به این بیماری مبتلا شود، احتمال تکرار مداوم آن بسیار زیاد است. این به این دلیل است که تورم باعث ضعیف شدن دیواره های رگ ها می شود و در نتیجه آمادگی بیشتری برای تورم دوباره پیدا می کنند.
آیا راه هایی برای پیشگیری وجود دارد؟
اگر تابه حال آنقدر خوش شانس بوده اید که به این بیماری مبتلا نشوید، در اینجا راه هایی برای پیشگیری از آن آورده ایم. حتی اگر مبتلا به آن هستید، با این روش ها می توانید از ابتلا شدن دوباره در آینده جلوگیری کنید.
موادغذایی فیبردار بیشتر بخورید: خوردن بیشتر میوه جات، سبزیجات و حبوبات باعث می شود مدفوع بزرگتر شده و آسان تر دفع شود.
مایعات بیشتر بنوشید: خوردن مایعات زیاد، مدفوع را نرم تر می کند و فشار هنگام عمل دفع کمتر می شود.
عمل دفع را سرموقع انجام دهید: به تاخیر انداختن عمل دفع باعث خشک و سفت شدن مدفوع می گردد و دفع آن بسیار دشوار خواهد شد.
ورزش کنید: فعالیت بدنی باعث کاهش فشار وارد بر رگ ها شده و احتمال یبوست را نیز کاهش می دهد.
به مدت طولانی ننشینید و نایستید: نشستن و ایستادن به مدت طولانی بر رگ ها فشار وارد می آورد. اگر کارتان طوری است که باید برای مدتی طولانی بنشینید، حتماً هر از چند گاهی بلند شده و در اطراف چرخی بزنید.
خود درمانی برای تسکین موقت :
گرچه اکثر بواسیرها به خودی خود درمان می شوند، راه هایی هست که بتوانید این فرایند درمانی را سریعتر کرده و از میزان درد خود بکاهید.
حمام کنید: خوابیدن در وان آب گرم به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه از تورم و درد می کاهد.
یخ بگذارید: با گذاشتن کمپرس یخ بر روی قسمت آسیب دیده می توانید از تورم آن بکاهید.
از کرم استفاده کنید: کرم های موجود در بازار که حاوی عصاره ی فندق، هیدروکورتیزون یا سایر عوامل ضد التهاب هستند، می توانند به کاهش تورم و درد کمک کنند.
درمان های پزشکی و جراحی :
این نوع درمان ها معمولاً برای موارد حاد از بواسیر توصیه می شوند و شامل انواع زیر هستند:
بستن رگ: یک بند لاستیکی به دور بواسیر بسته می شود تا ورود جریان خون به آن را متوقف کند. پس از چند روز، بواسیرها و بند لاستیکی خشک و چروک شده و می افتند، اما ممکن است هفته ها طول بکشد تا ناحیه ی آسیب دیده به طور کامل درمان شود. این مرحله معمولاً بسیار دردناک و همراه با خونریزی است.
تصلب درمانی: یک محلول شیمیایی به داخل رگ تزریق می شود تا بواسیرها را جمع کرده و کوچک کند.
انعقاد: از یک لیزر برای سوزاندن و جمع کردن بافت های بواسیری استفاده می شود.
بواسیر برداری: این روش معمولاً زمان سقوط و پایین افتادن بواسیرها استفاده میشود. این روش به صورت عمل جراحی انجام می شود که نیاز به بستری شدن دارد.
مکمل های گیاهی :
روش دیگر برای درمان بواسیر استفاده از ترکیبات گیاهی است. یک مکمل گیاهی به نام همارون برای درمان بواسیر بسیار مفید شناخته شده و هیچ عوارض جانبی نیز ندارد.
عنصر فعال اصلی در همارون، عصاره ی تصفیه شده ی سوفورا ژاپونیکا یا درخت پاگودای ژاپنی است، که باعث نرمال کردن خاصیت نفوذپذیری رگ ها و مویرگ ها شده، دیواره های رگی را مستحکم می کند و مودغذایی لازم برای سلامت رگ ها را فراهم می کند. همارون باعث تسکین درد، خارش، حساسیت و ناراحتی بواسیر می شود.
تحقیقات انجام شده بر روی عصاره های سوفورا نشان داده است که %۹۴ از افرادی که از این ترکیب گیاهی استفاده کرده اند، فارغ از هرگونه خونریزی، خارش، تورم و التهاب بوده اندن
دستگاه گردش خون و لنف شامل ، خون ، قلب و رگهاست. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن میباشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع میگردند.
شریانها پس از انشعاب به شاخههای باریک ، شریانچهها را بوجود میآورند و شریانچهها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم میشوند. مبادله مواد بین خون و سلولهای اندامهای مختلف در سطح مویرگها انجام میگیرد. پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچهها منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمیگردد.
خون
خون بافت همبند تخصص یافتهای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینهای مایعی به نام پلاسمای خون شناورند.
خون ۷ الی ۸ درصد وزن بدن را تشکیل میدهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط ۵ لیتر میباشد. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی عامل اصلی توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دیاکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است.
خون همچنین هورمونهای مترشحه از غدد داخلی را به ارگانهای مورد نظر حمل میکند.
خون در خارج از بدن منعقد شده و سلولها و مواد غیر محلول آن به صورت تودهای نسبتا سفت به نام لخته خون درمیآید. و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام سرم از آن جدا میگردد. برای جلوگیری از انعقاد خون ، به منظور مطالعات خونی ، مقداری هپارین (یک ماده ضد انعقاد) یا سیترات به آن افزوده میشود.
در این حالت اگر اجازه داده شود سلولهای خونی ته نشین شوند ، ملاحظه خواهد شد از نظر حجمی حدود ۵۵ درصد خون از پلاسما و ۴۵ درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است. سلولهای خونی شامل گویچه های قرمز ، گویچه های سفید و پلاکتها هستند
قلب
قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان می کند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه ای عضلانی تقریبا در وسط فضای سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) قرار گرفته و بوسیله ریه ها پنهان شده و توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است.
ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۱۲*۹*۶ سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانم ها حدود ۲۵۰ گرم(یعنی حدود ۴/۰ درصد وزن کل بدن) می باشد.
قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازک تر به دو حفره فرعی تقسیم می شوند.
حفره های بالایی که کوچکتر و نازک تر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می باشند. حفره های پایینی که بزرگتر و ضخیم ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می کنند.
پس قلب متشکل از چهار حفره است : دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین(بطن های راست و چپ).
ب) گلبولهای سفید
این گلبولها در مغز استخوان ، تیموس ، گرههای لنفاوی و طحال تولید میشوند گلبولهای سفید کلیه اجزای یک سلول جانوری را دارند و همه نوع فعالیتهای حیاتی را انجام میدهند. تعداد گلبولهای سفید در هر میلیمتر مکعب خون انسان در حدود هفت هزار است که در مقایسه با تعداد گلبولهای قرمز این مقدار بسیار کم است. گلبولهای سفید به دو گروه گرانولوسیت و آگرانولوسیت تقسیم میکنند.
۱- گرانولوسیتها
هسته چند قسمتی و سیتوپلاسم آنها دانهدار است و ۷۰ درصد از گلبولهای سفید خون را تشکیل میدهند. این گلبولها خاصیت بیگانه خواری دارند و به هنگام گردش در خون ، باکتریها و سایر مواد خارجی را با ایجاد پاهای کاذب و عمل فاگوسیتوز به درون خود میکشند و آنها را هضم میکنند و از بین میبرند. این گلبولها همچنین میتوانند از میان سلولهای پوششی جدار مویرگها عبور کرده و وارد فضای بین سلولی شوند و این عمل سلولهای سفید را دیاپدز میگویند. گرانولوسیتها به سه گروه تقسیم میشوند.
· نوتروفیلها
سلولهای کروی ، هسته دارای دو یا چهار لب پیوسته به هم توسط رشتههای باریک است. ۱۵ – ۱۲ میکرومتر قطر دارند. و کار فاگوسیتوز (ریزه خواری) جانداران میکروسکوپی را انجام میدهند.
· بازوفیلها
سلولهای کروی ، هسته با دو لب نامشخص و ۱۲ – ۱۰ میکرومتر قطر دارند. و هیستامین که باعث التهاب بافتها میشود و هپارین که جلوگیری از تشکیل لخته میکند را آزاد میسازند.
· ائوزینوفیلها
سلولهای کروی ، هستهها اغلب دو لب دارند، ۱۲ – ۱۰ میکرومتر قطر دارند و مواد شیمیایی که باعث کاهش التهاب میشود ترشح میکنند و به کرمهای انگلی معینی حمله میکنند.
۲-آگرانولوسیتها
هسته نسبتا درشت و سیتوپلاسم یکنواخت دارند و شامل لنفوسیتها و مونوسیتها هستند.
· لنفوسیتها
سلولهای کروی با هسته گرد ، سیتوپلاسم تشکیل حلقه باریک را در اطاف هسته می دهد ۸ – ۶ میکرومتر قطر دارند. لنفوسیتها در افراد بالغ حدود ۲۵ درصد از گلبولهای سفید را تشکیل میدهند. و بیشتر در دستگاه لنفاوی یافت میشوند.
لنفوسیتها دو نوعند :
نوع B که در مغز استخوان تولید و بالغ میشوند. اما در گرههای لنفاوی جای میگیرند و نوع T که پس از ساخته شدن در مغز استخوان در تیموس مراحل رشد و نمو خود را طی میکنند.
ظاهر لنفوسیتها T , B در زیر میکروسکوپ بهم شبیه است اما فاصلههای آنها متفاوت است. سلولهای B آنتی کور(پادتن) ترشح میکنند. آنتی کورها ملکولهای پروتئینی و از نوع گلوبولینها هستند. سلولهای T بر خلاف سلولهای B در سطح فرد گیرندههای آنتی کور مانندی دارد که به کمک آنها به آنتی ژن میکروبها میچسبند. بدین ترتیب سلولهای T متحرک هستند و خود به محل عفونت یافته میروند.
· مونوسیتها
سلولهای کروی یا نامنظم میباشند. هستهها گرد یا کلیدی شکل و یا نعل اسبی شکلند. نسبت به لنفوسیتها ، سیتوپلاسم بیشتری دارند. ۱۵ – ۱۰ میکرومتر دارند. در خون به عنوان سلولهای فاگوسیت کننده عمل میکنند دستگاه گردش خون را ترک کرده و تبدیل به ماکروفاژها میشوند که باکتریها ، سلولهای مرده ، اجزای سلولی و بقایای درون بافتی را فاگوسیتوز میکنند در بدن بخصوص در کبد ، طحال و گرههای لنفاوی یافت میشود
ج) پلاکتها (Plackets)
اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر ۴ – ۲ میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت در مغز استخوان حاصل میشود، فاقد هستهاند. با وجود این در مهره داران پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت می باشد.
پلاکتها را ترومبوسیت نیز می نامند. تعداد پلاکتها ۴۰۰ – ۲۰۰ هزار در هر میکرولیتر خون می باشد. و عمر آنها ۱۱ – ۸ روز می باشد. هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیلو پروتئین محصور شده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی ABO در غشای پلاکتها می باشد
.
کار اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام میگیرد. تحریک پلاکتها در محل آسیب عروقی باعث ترشح ADP میگردد که ADP چسبیده به سطح پلاکت موجب چسبیدن پلاکتها بهم و تشکیل توده پلاکتی را میکند که به صورت درزگیر عمل کرده و از ادامه خونریزی جلوگیری میکند.
همزمان با ترشح ADP ، سروتونین و ترومبوبلاستین پلاکتی نیز ترشح میگردد. که اولی باعث انقباض عروق و دومی باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین میشود. ترومبین ، فیبرینوژن محلول پلاسما را به فیبرین غیر محلول تبدیل مینماید که سلولهای خونی در لابهلای توری ظریف حاصل از فیبرین گرفتار شده و لخته تشکیل میگردد.
هموگلوبین چیست و چگونه بوجود می آیند؟
گویچههای قرمز حاوی مولکول پیچیدهای به نام هموگلوبین میباشد که هموگلوبین از یک قسمت پروتئینی به نام گلوبین و یک رنگدانه آهن دار به نام هِم تشکیل شده است. گلوبین مرکب از ۴ زنجیره پلی پپتیدی است که به هر زنجیره یک پورفیرین آهن دار (هِم) متصل شده است.
بر اساس نوع زنجیرههای پلی پپتیدی سه نوع هموگلوبین (Hb) در انسان قابل تشخیص میباشد که شامل HbA12 که ۲% هموگلوبین افراد بالغ را تشکیل میدهد و گلوبین آن مرکب از دو زنجیره آلفا و دو زنجیره دلتا میباشد و HbF که حدو ۱% هموگلوبین بالغین را تشکیل میدهد و در ساختمان گلوبین آن دو زنجیره آلفا و دو زنجیره گاما شرکت دارند، است.
HbF در دوره جنین ، هموگلوبین غالب میباشد و پس از تولد بوسیله HbA1 جایگزین میگردد. یکی از راههای تخمین میزان گویچههای قرمز خون ، اندازه گیری مقدار هموگلوبین با استفاده از دستگاه اسپکترو فتومتر میباشد. در این روش که مقدار هموگلوبین برحسب گرم در دسی لیتر بیان میگردد. در مردان ۱۸-۱۴ گرم بر دسی لیتر و در زنان ۱۶-۱۲ گرم بر دسی لیتر میباشد.
سنتز مولکول هموگلوبین در گلبولهای قرمز اولیه شروع میشود و تا زمانی که گلبول قرمز ، مغز استخوان را ترک میکند و وارد خون میشود، برای حدود یک روز به تشکیل مقادیر ناچیزی هموگلوبین ادامه میدهند. هر مولکول هم پس از تشکیل شدن با یک زنجیره پلی پپتیدی بسیار دراز موسوم به گلوبین که در ریبوزومها ساخته میشود، ترکیب شده و یکی از اجزا هموگلوبین موسوم به یک زنجیره هموگلوبین را تشکیل میدهد.
هر یک از این زنجیرهها دارای وزن مولکولی ۱۶۰۰۰ بوده و چهار عدد از آنها به نوبه خود بطور سست به یکدیگر متصل شده و مولکول کامل را میسازند. چون هر زنجیره یک گروه هم دارد، چهار اتم آهن در هر مولکول هموگلوبین وجود دارد که هر یک از آنها میتواند یک مولکول اکسیژن را حمل کند. هموگلوبین دارای وزن مولکولی ۶۴۴۵۸ است.
نقش هموگلوبین ها چیست؟
هموگلوبین به علت داشتن آهن که درحالت احیا شده میباشد، میتواند با اکسیژن و دی اکسید کربن ترکیب شده و به ترتیب اکسی هموگلوبین و کربو آمینو هموگلوبین تشکیل دهد. با توجه به بالابودن فشار اکسیژن در ریهها ، اکسی هموگلوبین در ریهها تشکیل شده و پس از رسیدن به بافتها ، اکسیژن جدا شده و دی اکسید کربن CO2 به آن متصل میگردد.
به این ترتیب امکان حمل اکسیژن از ریهها به بافتها و دی اکسیدکربن از بافتها به ریهها امکانپذیر میگردد. از طرف دیگر سطح بسیار زیاد گویچههای قرمز نسبت به حجم آنها (به علت داشتن شکل مقعرالطرفین) سبب تسریع و تسهیل اشباع هموگلوبین با اکسیژن در ریهها میشود. علاوه بر انتقال اکسیژن توسط هموگلوبین ، این مولکول عمل دیگری نیز انجام میدهد و آن عبارت از تثبیت فشار اکسیژن در بافتها است.
الف)گلبولهای قرمز (Erthrocytes)
به سلولهای قرمز خون مشهورند و بیشترین سلولهای خونی را تشکیل میدهند. سلولهایی بدون هسته و مقعرالطرفین هستند. در شرایط طبیعی قطر آنها بطور متوسط ۷٫۵ میکرون میباشد. اگر اندازه سلول کوچکتر از ۶ میکرون باشد میکروسیت و اگر بزرگتر از ۹ میکرون باشد، ماکروسیت نامیده میشوند. حضور گویچههای قرمز با اندازههای مختلف در خون را آنیزوسیتوزیس و حضور گویچههای قرمز با اشکال متفاوت در خون را پویکیلوسیتوزیس مینامند. که در حالات مرضی دیده میشوند
.
تعداد گویچههای قرمز در حالت طبیعی در خون زنان ۳٫۶ تا ۵٫۵ میلیون در هر میکرولیتر و در خون مردان ۴٫۱ تا ۶ میلیون در هر میکرولیتر میباشد. نسبت حجم سلولهای خون به کل خون برحسب درصد را هماتوکریت مینامیم. هماتوکریت در زنان سالم و بالغ ۴۵ – ۳۵ درصد و در مردان سالم و بالغ ۵۰ – ۴۰ درصد میباشد.
ساختمان و کار گلبولهای قرمز
گلبولهای قرمز سلولهایی مقعرالطرفین و قابل انعطاف هستند که ضمن عبور از مویرگها بهم چسبیده و به صورت میلهای استوانهای درمیآیند که رولکس نامیده میشود. شکل ویژه و انعطاف پذیری زیاد گویچههای قرمز را به پروتئینهای محیطی ویژهای نسبت میدهند که به سطح داخلی غشای اریترویسیتها چسبیدهاند. برخی از بیماریهای ارثی خون مانند کروی یا بیضی شکل بودن گویچههای قرمز از نقص پروتئینهای فوق ناشی میگردد.
غشای این سلولها همچنین حاوی رسپتورهای مربوط به گروههای خونی میباشد. گویچههای قرمز خون حاوی مولکول پیچیدهای به نام هموگلوبین میباشد. عمر گلبولهای قرمز ۱۲۰ روز میباشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته میشوند. کاهش تعداد گویچههای قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچههای قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia مینامند.
رگها
رگها اندامهایی هستند که بوسیله آنها خون به تمام نقاط مختلف بدن می رود
دیواره رگهای خونی به جز دیواره مویرگها از نظر ساختمانی از سه لایه داخلی ، میانی و خارجی تشکیل شده است.
الف) لایه داخلی:
این لایه از یک ردیف سلول سنگفرشی ساده مشتق از مزودرم به نام آندوتلیوم و بافت همبند شل زیرین آن به نام طبقه زیراندوتلیال تشکیل شده است. آندوتلیوم بر روی تیغه پایه قرار گرفته و طبقه زیر آندوتلیال حاوی الیاف الاستیک و رتیکولر و بطور نادر در شریانهای الاستیک سلولهای عضلانی است.
ب) لایه میانی:
این لایه معمولا از عضلات صاف تشکیل شده که در بین آنها الیاف الاستیک ، کلاژن ، رتیکولر و پروتئوگلیکانها قرار گرفتهاند. مواد بین سلولی در دیواره رگها توسط سلولهای عضله صاف سنتز میشود.
ج) لایه خارجی یا ادونتیس :
خارجی ترین لایه عروق و مرکب از الیاف کلاژن نوع I و الیاف ارتجاعی است که بطور طولی قرار گرفتهاند . این لایه معمولا در امتداد با بافت همبند اطراف رگها قرار دارد و تشخیص آنها از یکدیگر مشکل میباشد. در عروق بزرگ این لایه حاوی رگهای تغذیه کننده خود عروق موسوم به رگها میباشد. انواع رگها در بدن عبارتند از : شریانها ، وریدها و مویرگها در رگهای لنفی میباشد.
رگهای بدن ما عبارت اند از :
۱- شریان ها (سرخرگ) ۲- وریدها (سیاهرگ) ۳- مویرگ ها ۴- رگهای لنفی
شریانهای کرونری:
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می آیند. آئورت، شریان اصلی بدن می باشد که از بطن چپ، خون را خارج می سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند.
این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می شوند و تقریبا یک مسیر دایره ای را ایجاد می کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد, آنها فکر کردند که این شبیه تاج می باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می شود.
از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه ها و تغییراتی که می تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می باشد که به آنها اصطلاحاً نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه های دیگری تقسیم می شوند.
این شریانها, باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می باشد زیرا وظیفه آن، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه ها می باشد.
شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربان های قلب که قلب در حالت ریلکس قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می یابد. وقتی عضله قلب منقبض می شود، فشار آن به قدری زیاد می شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی دهد،
به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که باعث می شود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد. در بیماران کرونری قلب، شریانهای کرونری تنگ و باریک می شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می گردند (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).
در حالت استراحت, ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله ها دچار درد سینه یا آنژین می گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت.
اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون، به طور کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی رسد، خواهد مرد.

مغز استخوان ماده ای نرم و اسفنجی شکل است که داخل استخوانها یافت می شود. این ماده حاوی یاخته هایی است که یاخته های مادر یا سلول پایه (Stem cell) نامیده می شود و وظیفه آنها تولید یاخته های خونی است.
سه نوع یاخته خونی وجود دارد :
گویچه های سفید خون (گلبولهای سفید) که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند
گویچههای قرمز خون (گلبولهای قرمز خون) که اکسیژن را به بافتها حمل کرده و فرآورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند
پلاکتها که وظیفه انعقاد خون و جلوگیری از خونریزی را بر عهده دارند
سرطان خون (لوسمی) نوعی بیماری پیشرونده و بدخیم اعضای خون ساز بدن است که با تکثیر و تکامل ناقص گویچههای سفید خون و پیش سازهای آن در خون و مغز استخوان ایجاد می شود.
لوسمی یا لوکمی leukemia ریشه در زبان لاتین به معنای “خون سفید” دارد و فرآیند تکثیر، خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می کند. اجتماع این یاخته های سرطانی در خارج از مغز استخوان، موجب تشکیل توده هایی در اندامهای حیاتی بدن نظیر مغز و یا بزرگ شدن غده های لنفاوی، طحال، کبد و ناهنجاری عملکرد اندامهای حیاتی بدن می شوند.
لوسمی شایع ترین سرطان اطفال در جهان است.
لوسمی براساس طیف، شدت و سرعت پیشرفت روند بیماری به دو دسته حاد (acute) و مزمن (chronic) تعریف می شود.
۱- لوسمی حاد، رشد سریع همراه با تعداد زیادی گویچه های سفید نارس است و مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است.
۲- لوسمی مزمن، رشد آهسته همراه با تعداد بیشتری یاخته های سرطانی بالغ تر است و مدت زمان طولانی تا بروز علائم بالینی آن دارد.
لوسمی نیز با توجه به نوع یاخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تراریختی و سرطان شده است تعریف می شود و اشکال مختلفی از این نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند.
لوسمی بر اساس نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به دو دسته تقسیم می شود:
i) لنفوئیدی (lymphocytic) یا لنفوبلاستی ( lymphoblastic)
ii) میلوئیدی ( myelogenous )
با توجه به طبقه بندی فوق، شایع ترین اشکال لوسمی بر اساس سرعت پیشرفت روند بیماری و نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به چهار گروه تقسیم می شود که عبارتند از:
۱- لوسمی لنفوئیدی یا لنفو بلاستی حاد: لوسمی لنفو بلاستی حاد بیماریی است که در آن تعداد بسیار زیادی از گویچه های سفید خون که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند و “لنفوسیت” نامیده می شوند و هنوز به طور کامل تکامل نیافته اند دچار اختلال شده و بطور فزاینده ای در خون محیطی (blood peripheral) و مغز استخوان یافت می شوند. علاوه بر این، تجمع این یاخته ها در بافتهای لنفاوی باعث بزرگ شدن این اندامها می شود. ازدیاد لنفوسیتها نیر منجر به کاهش تعداد سایر یاختههای خونی مانند گویچههای قرمز و پلاکت ها شده و این عدم تعادل یاختههای خونی منجر به کم خونی، خونریزی و عدم انعقاد خون می شود. مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار سریع و کوتاه است. لوسمی لنفوبلاستی حاد، شایع ترین نوع لوسمی در اطفال است که اغلب در کودکان بین سنین ۲ تا ۶ سال تظاهر می کند. گروه سنی دیگری که در مقابل این بیماری بیش از بقیه آسیب پذیر هستند، افراد بالای ۷۵ سال را تشکیل می دهند.
۲- لوسمی میلوئیدی حاد: تراریختگی یاخته های “میلوئید” گویچه های سفید خون است که فرآیند تکثیر و خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می کند. این نوع سرطان دارای چندین زیرگونه و میانگین سن ابتلا به آن ۶۴ سال است. این نوع لوسمی در مقایسه با لوسمی لنفوسیتی حاد کمتر در کودکان دیده می شود اما کودکان مبتلا به سندرم دان (Down Syndrome) در سه سال ابتدایی زندگی استعداد بیشتری برای ابتلا به آن دارند.
۳- لوسمی لنفوئیدی مزمن: شایع ترین نوع لوسمی بزرگسالان است. طیف رشد و پیشرفت این نوع لوسمی بسیار کند و آهسته است و اغلب در افراد سالمند تظاهر می کند. میانگین سن بروز لوسمی لنفوئیدی مزمن ۶۰ سال است و ابتلا به آن در سنین پایین تر از ۳۰ سال بسیار غیر طبیعی و در کودکان بسیار نادر است. این نوع لوسمی در مردان بالای ۵۰ سال شایع تر است و اغلب به طور تصادفی و هنگام معاینات و آزمایش معمولی خون که افراد برای تشخیص بیماری های دیگر انجام می دهند، تشخیص داده می شود.
۴- لوسمی میلوئیدی مزمن: این نوع لوسمی یک بیماری اکتسابی ناشی از یک نوع ناهنجاری در کروموزوم ۲۲ یاخته های مغز استخوان است. لوسمی میلوئیدی مزمن در مردان بین سنین ۴۰ تا ۶۰ سال شایع تر است و افرادی که تحت تشعشعات یونیزه و یا تماس با بنزین و مشتقات آن قرار داشته اند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به آن هستند.
علائم هشدار دهنده سرطان خون (لوسمی):
احساس ناخوشی عمومی
تظاهر لکههای دانه اناری زیرجلدی پوست (petechiae)
لخته یا منعقد نشدن خون در پی ایجاد زخم یا بریدگی
ضعف و خستگی مفرط
عفونتهای مکرر و عود آنها
دردهای استخوان و مفاصل
تنگی نفس در اثر فعالیت
تب و لرز و نشانه های شبه سرماخوردگی
رنگ پریدگی پیشرونده
تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی، طحال و کبد
احساس سیری و بیاشتهائی
کم خونی
خوابآلودگی
خونریزی مکرر بینی
تورم و خونریزی لثه ها
ضعف و لاغری ممتد
علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بیمار ظاهر شود که به اجتماع یاخته ها و سرایت سرطان به اندامهای دیگر بدن مربوط باشد. در چنین مواردی بیمار از سردرد، حالت تهوع و استفراغ، کاهش سطح هوشیاری، تشنج، دید مضاعف، فلج اعصاب مغز، عدم حفظ تعادل، تورم در ناحیه گردن و صورت شکایت می کند.
سبب شناسی: سرطان زایی لوسمی
بیماری لوسمی یک فرآیند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی یاخته شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر یاخته های مغز استخوان میشود. عامل مستعد و پیشتاز در تظاهر لوسمی مانند هر سرطان دیگری به هم خوردن نظم تقسیم یاخته ای است.
تحقیقات آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری لوسمی را به این عوامل ارتباط می دهند:
جنس- لوسمی در مردان بیشتر تظاهر می کند
سابقه قبلی ابتلا به برخی از بیماری های خونی و یا سابقه قبلی به سرطان
عوامل ژنتیکی و استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزومها و انتقال ژن معیوب
تشعشع- افرادی که در معرض تابش اشعه های یونیزه و یا هسته ای و سرطانزا قرار گرفته اند
اعتیاد به دخانیات
آلاینده های موجود در هوای محیط زیست و محل کار- ( مواد یونیزه ، مواد صنعتی و شیمیایی سمی مانند بنزین ومشتقات آن)
نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن
سن- در میان بزرگسالان، استعداد ابتلا به لوسمی با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد. افراد بالای ۵۵ سال باید بیشتر مراقب علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.
الگوهای غربالگری لوسمی
با توجه به وضیعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخیص لوسمی ممکن است شامل:
۱- آزمایش خون: در شرایط طبیعی گویچه های سفید بالغ در خون محیطی (peripheral) یافت میشوند ولی زمانی که گویچههای سفید نارس که باید در مغز استخوان باشند به مقدار زیادی وارد خون محیطی می شوند عمدتا می تواند نشانه سرطانهای خون (لوسمی) باشد. آزمایش خون و شمارش و بررسی یاخته های شناور خون اولین گام جهت تشخیص لوسمی است.
۲- نمونه برداری یا بیوپسی (biopsy) مغز استخوان: بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت سرطان بسیار مهم است زیرا مطمئن ترین روش برای تشخیص لوسمی و نوع آن به حساب می آید. نمونه برداری از مایع مغز نخاع و نمونه برداری از غدد لنفاوی نیز از روش های تشخیصی سرطان خون است.
۳- سازگاری بافتی (Tissue matching) : یاخته ها دارای انواع پروتئین های مختلف بر روی سطح خود هستند که از این پروتئین ها در آزمایش های ویژه خون برای تشخیص سازگاری بافتی استفاده می شود. موفقیت در پیوند مغز استخوان به تشابه و سازگاری مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گیرنده بستگی دارد که از طریق این آزمایش سنجیده می شود.
۴- بررسی کروموزومی (cytogenic analysis): از دیگر اقدامات تشخیص ژنتیکی در افتراق انواع لوسمی است.
۵- عکسبرداری از قفسه سینه با تابش اشعه X – تشخیص طیف پراکندگی یاخته های مهاجم و غده های لنفاوی متورم در ناحیه قفسه سینه است.
۶- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در این روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ایکس، تصویری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از این طریق پراکندگی سرطان به بخش های دیگر بدن مشخص می شود.
۷- پرتونگاری با استفاده از تشدید میدان مغناطیسی (MRI Scan) – این آزمایش مشابه سی تی اسکن است با این تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطیس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در این آزمایش بیمار به مدت ۳۰ دقیقه به طور ساکن درون اتاقک این دستگاه می ماند و تصاویر مقطعی از بدن او تهیه می شود.
۸- سونوگرافی (Ultrasound) در این شیوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار اندامها استفاده می شود.
۹- معاینات بالینی: بررسی وضعیت غدد لنفاوی، طحال، کبد و دیگر اعضای بدن است.
الگوهای درمان لوسمی
فرآیند درمان لوسمی برای هر شخص معین با شرایط بیماری وی مرتبط است و الگوهای درمان لوسمی بستگی به نوع لوسمی، وضعیت بیماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بیمار به نوع درمان دارد. علاوه بر الگوهای رایج برای درمان انواع سرطان همچون شیمی درمانی و اشعه درمانی، از جمله می توان به روش های درمانی زیر اشاره کرد:
- درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک - که مشتمل بر بازسازی، تحریک، هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با استفاده از آنتی بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گیرد.
- جراحی – راهیابی یاخته های مهاجم لوسمی به سایر اندامهای بدن اغلب موجب تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی و طحال و کبد می شود. الگوی درمانی محل ضایعه طحال، برداشتن آن از طریق جراحی “اسپلینکتومی” (splenectomy) است.
- پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه ( Stem cell ) – جایگزینی مغز استخوان فرد بیمار با مغز استخوان سالم است تا بیمار بتواند مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی و یا پرتودرمانی را دریافت کند. شایع ترین اشکال پیوند مغز استخوان عبارتند از:
پیوند “اتولوگ” (autologous) طی این نوع پیوند بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) خود را دریافت می کند. در این روش مغز استخوان بیمار را خارج و آن را در معرض داروهای ضد سرطان قرار می دهند تا یاخته های بدخیم کشته شوند. سپس محصول بدست آمده را منجمد و نگهداری می کنند.
پیوند “سینژنئیک” Syngeneic - بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) را از عضو دیگر دو قلوی مشابه خود دریافت می کند. در این روش ابتدا بوسیله مقادیر زیادی از داروهای ضد سرطان همراه یا بدون پرتو درمانی، تمام مغز استخوان موجود در بدن بیمار را از بین می برند.سپس از عضو دیگر دو قلوی مشابه که شباهت بافتی زیادی با بدن بیمار دارد، مغز استخوان سالمی را تهیه می کنند .
پیوند “آلوژنئیک” allogeneic : بیمار بافت پیوندی را از فردی غیر از خود یا دو قلوی مشابه خود (مثل برادر، خواهر، و یا هر یک از والدین و یا فردی که هیچگونه نسبتی با بیمار ندارد) دریافت می کند. این فرد باید سازگاری بافتی نزدیک با بدن بیمار داشته باشد .
پس از تهیه بافت پیوندی از روش های فوق، به بیمار مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی همراه یا بدون پرتو درمانی می دهند تا باقیمانده مغز استخوان وی تخریب شود. در مرحله آخر مغز استخوان سالم را گرم کرده و بوسیله یک سوزن و از طریق سیاهرگ به بیمار تزریق می کنند تا جانشین مغز استخوان تخریب شده شود. پس از ورود بافت پیوندی به جریان خون، یاخته های پیوند زده شده به مغز استخوان هدایت شده و به تولید گویچه های سفید خون، گویچه های قرمز خون و پلاکتهای جدید می پردازند. ابتلاء به عفونت و خونریزی، تهوع، استفراغ، خستگی، بی اشتهایی، زخمهای دهانی، ریزش مو و واکنشهای پوستی از جمله عوارض جانبی پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه (Stem cell) است.
امروزه با کاربردهای جدید الگوهای درمان پیوند مغز استخوان و درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک و داروهای جدید ضد سرطان و پیشرفت های علم ژنتیک و ساختار های ژن های انسانی امیدهای تازه ای برای غلبه بر این بیماری بوجود آمده است
کلسترول چیست؟
کلسترول چیست؟
کلسترول ماده ای است از جنس چربی که در تمام سلول های بدن وجود دارد و در ساخت دیواره ی سلولی و برخی هورمون ها نقش مهمی را ایفا می کند. مولکول های چربی پس از جذب از روده در سیستم گردش خون توسط کلسترول حمل می شوند. قسمت اعظم کلسترول در داخل بدن و توسط کبد ساخته می شود و بقیه آن با مصرف غذاهای پر کلسترول و پر چرب وارد بدن می شود.انواع کلسترول
1- کلسترولLDL: این نوع کلسترول خاصیت چسبندگی دارد و به راحتی به جدار داخلی دیواره ی رگ ها می چسبد و باعث باریک شدن و در نهایت انسداد مجرای داخلی رگ ها می گردد. از این رو به کلسترول بد معروف است.2- کلسترولVLDL: این نوع کلسترول مولکول های چربی را از کبد به دیگر قسمت های بدن حمل می کند و بعد از انتقال چربی به بافت ها تبدیل به کلسترولLDLمی گردد.
3- کلسترولHDL: این نوع کسترول، کلسترول هایLDL موجود در طول دیواره ی رگ ها را پیدا کرده و به آن ها می چسبد و آن ها را از جدار رگ ها پاک می کند و از باریک شدن و انسداد رگ ها جلوگیری می نماید. به همین جهت به کلسترول خوب معروف است.
میزان مناسب کلسترول خون چقدر است؟
اگر کلسترول خون شخص کمتر از 200 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد نشانه ی بسیار خوبی برای سلامت یک قلب سالم است. اما اگر کلسترول خون بین 200 تا 239 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد شخص در مرز خطر بالا رفتن کلسترول و خطر ابتلا به حمله ی قلبی قرار دارد و زمانی که کلسترول خون بالاتر از 240 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد خطر حمله ی قلبی را باید جدی گرفته و حتماً میزان آن را به وسیله ی دارو و رژیم غذایی و یا هر دو کاهش داد.اگر فردی همراه با کلسترول بالا مبتلا به فشار خون بالا نیز باشد احتمال خطر حمله ی قلبی به 6 برابر می رسد و اگر این فرد سیگاری هم باشد احتمال خطر به 20 برابر یا بیشتر خواهد رسید.

گیاهان ضد کلسترول هستند
به طور کلی تمام گیاهان مانند سبزیجات، حبوبات و غلات فاقد کلسترول اند. اما در بین آن ها موادی مانند جو، کدو، شوید و سیر اثر ضد کلسترول بسیار قوی تری را بروز می دهند که دلایل آن مربوط به وجود اسید چرب امگا- 3، پکتین، فیبر و بتاکاروتن وغیره می باشد.سویا نیز باعث کاهش کلسترول خون می شود. سویا به سه دلیل باعث کاهش کلسترول خون می گردد:
1- فاقد کلسترول است.
2- حاوی پروتئین است، چرا که پروتئین کلسترول خون را کاهش می دهد.
3- اکثر چربی های موجود در سویا از نوع چربی های غیر اشباعPUFA است.
بنابراین در افراد مبتلا به کلسترول بالا سویا می تواند به عنوان یک منبع پروتئین غذا باشد و تا حد زیادی جایگزین گوشت گردد.
مواد غذایی غیر مجاز برای افراد دارای کلسترول بالا
غذاهای سرخ شده- لبنیات پر چرب- غذاهای آماده مانند سوسیس، کالباس و پیتزا- چربی های اشباع شده مانند روغن های حیوانی و گیاهی جامد و کره- امعاء و احشاء حیوانی مانند دل، جگر، قلوه، سیرابی و مغز- میگو و گوشت های پر چرب (حتی الامکان باید چربی های قابل رویت جدا شوند)- دسرهای چرب - انواع کلوچه، کیک، شیرینی ها مخصوصاً شیرینی تر- روغن نارگیل - سس های سالاد - انواع شکلات ، چیپس و پفک- زرده تخم مرغ هم محدود به 3-2 عدد در هفته می شود.تاثیر رژیم غذایی در کاهش کلسترول خون
با ایجاد تغییر در نوع غذاها می توان میزان کلسترول خون را کاهش داد. مقدار کلسترول خون تحت تاثیر مواد غذایی مصرفی و نیز ارث می باشد اما با کاهش چربی های غذایی می توان زمینه ارثی را تا حدودی کنترل نمود. کاهش کلسترول خون با کاهش دریافت کلسترول و چربی رژیم و افزایش مصرف فیبرهای غذایی محلول و ثابت نگه داشتن وزن در حد مناسب امکان پذیر است. همراه با کاهش مصرف چربی های جامد باید غذاهای غنی از نشاسته مانند نان و سیب زمینی آب پز یا کبابی، غلات و حبوبات، میوه و سبزیجات، شیر و لبنیات کم چرب و همچنین روغن زیتون مصرف شود.در افراد دچار اضافه وزن و کلسترول خون بالا، کاهش وزن کمک شایانی می کند.

کاهش کلسترول خون با ورزش
انجام فعالیت های ورزشی باعث کاهش کلسترول خون می گردند، اما این فعالیت ها شامل نظافت منزل، باغبانی کردن ، طراحی برنامه یا فکر کردن نمی باشد.تمرینات ورزشی به چند روش به کاهش کلسترول خون کمک می کند:
- ورزش باعث افزایش مقدارHDL خون توام با کاهشLDL می گردد.
- ورزش موجب کاهش وزن و کنترل آن می شود.
- ورزش منجر به بهبود گردش خون و پاک شدن خون از مواد زائد می گردد و عضله ی قلب را قوی تر کرده و اثر مثبتی بر روی عمل پمپ قلب دارد.
یک نمونه رژیم غذایی مناسب برای افراد مبتلا به کلسترول بالا
صبحانه: نان سنگک+ گردو+ پنیر کم چربمیان وعده: سبزیجات خام مانند هویج+ میوه
نهار: سبزیجات خام یا پخته + سینه ی مرغ به صورت آب پز+ برنج کم چرب+ ماست کم چرب یا دوغ
میان وعده: میوه
شام: سبریجات خام یا پخته+ سوپ جو همراه روغن زیتون+ نان سنگک+ ماست کم چرب
ديــابت
ديابت يا مرض قند ناتواني بدن در متابوليسم( سوخت و ساز) مناسب ، كربوهيدرات ( قند ) در طي اين بيماري پانكراس (لوزالمعده) در توليد كافي يك هورمون كه انسولين خوانده مي شود ناكارآمد است.
وظيفه انسولين كاهش قند خون و تحويل آن به سلولها مي باشد تا مورد استفاده قرار گيرد. وقتي قند اضافي در خون مي ماند و انسولين نيز كافي نباشد، سلولهاي بدن بايد روي چربي بعنوان منبع سوخت اصلي تكيه كنند.
از آنجايي كه قند خون سوخت عمده بدن به شمار مي آيد زمانيكه نتواند مورد استفاده قرار گيرد، ديابت رخ مي دهد. و با افزايش قند خون بعلت ميزان بسيار كم انسولين ، اغماي ديابتي ايجاد مي شود.
ضمن اينكه سلولهاي محروم از قند شروع به استفاده از چربي ها بعنوان سوخت مي كنند . استفاده از چربي توسط سلولها باعث توليد اسيدها و كتونها بعنوان پس مانده در خون مي شود.
افزايش كتونهاي خون موجب استنشاق بوي ميوه از تنفس مي گردد.
هنگامي كه يك فرد ديابتي انسولين بسيار زيادي مصرف كرده باشد، شوك انسولين روي داده وسطح قند خون به طور خطرناكي پايين مي افتد ، در اين حالت بيمار دچار ضعف ، اختلال حواس يا بيهوشي مي شود. هردوي اين حالتها مي توانند كشنده باشند، مگر اينكه اقداماتي سريع در جهت تصحيح آنها بعمل آيد.
نكته بسيار مهم:
از آنجايي كه علائم و نشانه هاي افزايش و كاهش قند خون بسيار به هم نزديك و شبيه هستند ، لذا توصيه مي شود كه براي رسيدگي به اين نوع بيماران ،قند خون آنها افزايش يابد زيرا افزايش قند خون براي بيماران دچار كمي قند ، درمان محسوب شده و براي افرادي كه ديابت يا قند بالا دارند ، چندان تفاوت نمي كند.
1- شروع تدريجي 5- ادرار فراوان
2- سرگيجه 6- استفراغ و بوي ميوه از دهان
3- تشنگي مفرط 7- اغما و بيهوشي
4- پوست برافروخته 8- تنفس مشكل
درمان:
1- اگر مشكوك به افت با افزايش قند خون هستيد به بيمار شربت قند بدهيد.
2- رساندن بيمار به مركز درماني
1- شروع ناگهاني 5- گرسنگي ناگهاني
2- عدم همكاري 6- تعريق
3- بداخلاقي و عصبانيت 7- گيجي و منگي
4- رنگ پريدگي 8- اغما و بيهوشي
درمان:
1- سريعاً شربت قند بدهيد.
2- اصلاً به بيمار انسولين ندهيد.
3- اگر بيمار پس از 15 دقيقه همچنان بيهوش بود، او را به مركز درماني برسانيد.
اغماي ديابتي
علائم و نشانه ها: تب – سرگيجه – مردمكهاي در حال غروب – تشنگي شديد – بوي ميوه يا شيريني از دهان – شكم درد شديد – تنفس تند و عميق – فشار خون كم يا طبيعي – تهوع – پوست قرمزو خشك و گرم – نبض تند و ضعيف – تكرر ادرار – سيركند شروع بيماري.
اقدامات و كمكهاي اوليه:
1- ارزيابي وضعيت بيمار و علائم حياتي او
2- بازكردن راه هوايي و دادن اكسيژن
3- طاق باز خوابانيدن بيمار و بالا نگه داشتن جزئي سر
4- كنترل استفراغ
5- انتقال سريع بيمار
شوك انسولين
علائم و نشانه ها:
سردرد – تشنج – سرگيجه – غش – عدم واكنش به محركها – آبريزش از دهان – گرسنگي – لرزش دست – نبض تند يا طبيعي – گزگز و مورمور در انگشتان – ضعف عمومي عضلاني – پوست مرطوب و رنگ پريده- دو بيني – سير سريع و ناگهاني بيماري.
اقدامات و كمكهاي اوليه:
در هر صورت اساس كمكهاي اوليه به اين بيمار بر پايه بالابردن قند خون است لذا كمي شكر بر روي زبان بيمار بماليد.
بلع شكر در افراد هوشيار قابل انجام است . بيمار را سريعاً به مركز درماني منتقل كنيد.
حمله قلبي Heart Attack
يك حمله قلبي زماني اتفاق مي افتد كه خونرساني به قسمتي از عضله قلب به
علت انسداد يكي از عروق كرونري به شدت
كاهش يافته يا متوقف گردد. رگ هاي كرونر، اولين رگهايي هستند
كه از آئورت نشات مي گيرند و خونرساني به خود قلب را در تمامي سطوح به انجام مي
رسانند. رسوب چربي در امتداد لايه داخلي شريان كرونري يكي از دلائل اصلي انسداد
جريان خون قلب است. خونرساني زماني كه شريان دچار اسپاسم ( انقباض ناگهاني ) مي
شوند، نيز كاهش مي يابد. اسپاسم كرونر در افراد عصباني و جوان شايعتر
است.
علائم و نشانه ها:
تشخيص حمله قلبي مشكل است زيرا اكثر علائم و نشانه هاي اين حملات
اختصاصي نبوده و با علائم و نشانه هاي ساير دستگاهها خود را نشان مي دهند. علائم و
نشانه هاي احتمالي يك حمله قلبي به صورت زير بيان مي شود:
فشار ناراحت كننده، احساس پري ، فشردگي يا درد در مركز قفسه سينه كه دو دقيقه يا بيشتر طول بكشد ( اين نشانه ممكن است ناگهان ظاهرشده و سريع هم از بين برود.) ممكن است درد به شانه ، گردن ، فك پاييني يا بازو انتشار پيدا كند.
يك يا چند مورد از علائم زير ممكن است وجود داشته باشد: ضعف ، گيجي ، تعريق، تهوع، تنگي نفس. ( تمامي اين علائم خطر در هر حمله قلبي رخ نمي دهند و ممكن است تعدادي از آن ها وجود داشته باشد)
اقدامات و كمك هاي اوليه:
بيمارستان هايي كه مراقبت هاي اورژانسي قلبي 24 ساعته دارند را بيابيد و اگر درد قلبي بيش از 2 دقيقه طول كشيد با مركز درماني تماس بگيريد.
اگر خودتان مي توانيد سريعتر بيمار را به مراكز درماني برسانيد، منتظر آمبولانس نشويد و بيمار را انتقال دهيد.
اگر لازم بود و به درستي نيز آموزش ديده باشيد، CPR را آغاز كنيد.
به بيمار كمك كنيد تا در وضعيتي كه كمترين درد را دارد، قرار گيرد. به طور معمول اينكه شامل نشاندن بيمار و بالا نگه داشتن پاها بالاتر از سطح قلب مي باشد. لباس هاي اطراف گردن و قفسه سينه را شل كنيد.
مشخص كنيد كه آيا بيمار از بيمار شناخته شده عروق كرونر قلب در رنج بوده يا خير و آيا نيترو گليسيرين مصرف مي كند. نيترو گليسيرين ، شريان كرونري را گشاد مي كند و باعث افزايش جريان خون به عضله قلب مي شود، ضمن اينكه فشار خون را كاهش داده و وريدها را گشاد مي كند. ( از آنجاييكه نيتروگليسيرين فشار خون را كاهش مي دهد در هنگام مصرف بيمار در حالت نشسته يا دراز كش باشد.)
اگر مصدوم بيهوش بود ABC را بررسي و در صورت نياز CPR را آغاز كنيد.
امدادگران در حمله قلبي مي توانند تا سه قرص زير زباني به فاصله ده دقيقه بدون نياز به تجويز پزشك تجويز كنند.
**********************************************
عوامل خطر ساز سكته هاي قلبي :
1- عواملي كه قابل تغيير نيستند
ارثي : بيشتر بيماريهاي قلبي و عروقي داراي سابقه خانوادگي مي باشند.
مردان : شانس بيشتري براي ابتلا دارند.
سن : اكثر حملات قلبي در افراد بالاي 65 سال سن ، رخ مي دهد.
2- عوامل خطري كه قابل تغيير هستند
سيگار كشيدن: سيگاريها دو برابر بيشتر در معرض خطر قرار دارند.
فشار خون بالا: چون سبب افزايش كار قلب مي شود.
كلسترول بالاي خون: سبب رسوب در ديواره شريان مي شود.
3- عواملي كه قابل اصلاح هستند
ديابت: سبب افزايش كلسترول و تري گليسريد خون مي شود.
چاقي : روي فشار خون و كلسترول اثر دارد و باعث ديابت و فشار روي قلب مي شود.
كم تحركي: افراد غير فعال دو برابر افراد فعال در معرض خطر سكته قلبي مي باشد.
درمان ايدز : Treatment :
تا كنون درمان قطعي بيماري شناخته نشده است و در حال حاضر داروهاي ضد ويروسي در دسترس مي باشد كه ورود به فاز بيماري را به تاخير مي اندازد .
راههاي پيشگيري از بيماري ايدز : AIDS Prevention Activies :
براي مبارزه با اين معظل بهداشتي ،فرهنگي واجتماعي شناخت راههاي انتقال بيماري و به كار گيري اصول پيشگيري و مراقبتي مناسب و اتخاذ رفتارهاي بهداشتي و سالم اساسي ترين روشها محسوب مي گردد . همچنين مشاوره اصولي و موثر جزء راههاي علمي و كاربرئي در كنترل اين مشكل و قطع زنجيره انتقال آلودگي و ايدز مي باشد .
در امر مبارزه با ايدز اصولا مي توان جامعه را به سه گروه عمده تقسيم نمود:
1- Pubhic عموم مردم جامعه :
ايستي راه هاي انتقال بيماري را بشناسد و با پرهيزاز رفتارهايي كه منجر به انتقال بيماري شود ، سلامت خود را تضمين نمايد .
2- ا The Groups at Riskفراد در معرض خطر :
اينها افرادي هستند كه بواسطه داشتن يك رفتار پر خطر مثل اعتياد ،ارتباط جنسي مشكوك ،تزريق مكرر خون ،انجام اقدامات جراحي غير استريل و … بيش از ساير افراد جامعه در معرض خطر ابتلا هستند اين افراد علاوه بر آنكه بايستي آگاهي كافي در خصوص راههاي انتقال بيماري را كسب كنند بايستي توسط افراد و پزشكان دوره ديده مورد مشاوره قرار گرفته و در صورت صلاح ديد پزشك ، تحت آزمايش تشخيصي قرار گيرند .
3- افراد آلوده به ويروس : HIV Infected Individuual
در پيشگيري از انتقال بيماري به جامعه توجه به اين افراد از حساسيت ويژه اي بر خوردار است ،چرا كه اينان علاوه بر آنكه به عنوان يك انسان بيمار نيازمند به توجه هستند ،به عنوان مخازن آلودگي در جامعه هم محسوب مي شوند لذا نياز مند مراقبت بيشتري نيز هستند . همانطور كه قبلا هم ذكر شد اين افراد مي توانند ساليان طولاني (حتي تا 20 سال) بدون آنكه دچار عارضه خاصي گردند به زندگي عادي خود ادامه دهند و همانگونه كه اشاره شد چون ويروس از راه معاشرتهاي معمولي منتقل نمي گردد پس افراد آلوده بدون آنكه براي ديگران خطري محسوب شوندمي توانند داراي يك زندگي اجتماعي فعال باشند و در كنار ساير افراد جامعه و خانواده به سر ببرند . بديهي است كه دادن آگاهي به اين افراد در مورد ايم كه راههاي انتقال بيماري به ديگران كدام است و تشويق و ترغييب آنان و داشتن رفتارهايي كه باعث آلودگي ديگران نشود از اهميت زيادي برخوردار است ،اين افراد و خانواده آنان بايستي تحت مشاوره ويژه قرار بگيرند و ضمن انجام آزمايشهاي تشخيصي ازنظر ابتلا به عفونتها دائما تحت نظر پزشكان باشند . بديهي است برقراري رابطه انساني درست با اين افرادو فراهم نمودن تسهيلاتي براي انجام مراقبتهاي پزشكي جهت ايشان ،از راه كارهاي مناسبي است كه با جلب اطمينان اين افراد ، مي تواند متضمن پيشگيري ار انتقال بيماري گردد .
گروههاي در معرض خطر بيشتر ( High
Rissk ) براي ايدز چه افرادي هستند ؟
which
Groups are at Risk of HIV Infection ?
بيماريهاي ايدز كليه جوامع و ابناء بشر را تهديد مي كند و هر انساني مي تواند در معرض خطر آلودگي و يا بيماري ايدزقرار گيرد ولي عده اي ازافراد ازاحتمال آلودگي يا بيماري بيشتري برخوردارند كه عبارتند از:
- دريافت كنندگان خون ،فرآورده اي خوني و فاكتورهاي انعقادي آلوده (مثل بيماران هموفيلي ، بيماران تالاسميك ،دياليزي ها و در يافت كنندگان پيوند اعضاء و بافتها )
- فواحش و افراد ولگرد و جوانان منحرف كه شركاءجنسي متعدد دارند
- افراد مبتلا به بيماريهاي آميزشي و مقاربتي
- همسران و كودكان افراد آلوده به HIV و بيماران مبتلا به ايدز ،همچنين نوزادان مادران آلوده به HIV
- معتادين و كسانيكه مواد مخدر تزريقي را با سرنگ وسر سوزن هاي مشترك مورد استفاده قرار مي دهند .
- استفاده كنندگان ازسرنگ ،تيغ و يا مسواك و خلال دندان مشترك با افراد آلوده و يا بيمار
- كليه مشاغل مرتبط با پزشكي و پيراپزشكي (مامايي ،دندانپزشكي ، جراحي ،پرسنل آزمايشگاهي و …)
- اشخاص و يامشاغلي كه ممكن است با وسايل آلوده سرو كار داشته باشند مثل آ‹آيشگران (مردانه و زنانه)
- افرادي كه با روشهاي غير استريل اقدام به سوراخ كردن گوش ، خالكوبي ،ختنه و حجامت ميكنند و كليه كساني كه به نوعي چنين خدماتي را ازافراد فوق دريافت مي كنند .
- رانندگان بين المللي ،مسافرين خارجي بي هدف ،خارجيان مقيم كشور ،پناهندگان مقيم اردوگاهها
- افراد دخيل در امر گرد آوري ،انهدام و دفع زباله هاي بيمارستاني
- افراد مسؤول در امرشستشو و تدفين اجساد موارد آلوده و يا بيمار
كليه افراد مذكور به واسطه ريسك رفتار شغلي ازاحتمال آلودگي بيشتري بر خوردارند .
ساير اقدامات انجام شده جهت كنترل ايدز در جامعه :
Additional Measures to control AIDS in society :
ازطرف ديگر سازمانهاي دولتي نيزجهت مبارزه با ايدز در جامعه علاوه بر اقدامات آموزشي موارد ذيل را به اجرا در آورده اند:
1- كنترل خون و فرآوردههاي خوني و فاكتور هاي انعقادي و اطمينان ازسلامت خون در اهدا كنندگان ،مشاوره با اهداكنندگان خون و مشاوره داوطلبانه با افرادي كه پس ازآگاهي ازراههاي انتقال بيماري و رفتارهاي پرخطر تمايل به آزمابيش دارند .
2- بررسي هاي سالانه در اماكن و گروههاي پر خطر (ندامتگاهها ومراكز اعتياد) و بيماران خاص (هموفيلي ،بيما ران مبتلا به تالاسمي ، بيماران آميزشي ،دياليزيها و در يافت كنندگان پيوند اعضاء و اندام و بافتها ) كه مطالعات پايگاه ديده ور ناميده مي شود .
3- مراقبت و مشاوره افراد آلوده و يا بيمار (همسرو فرزندان) در مراكز مشاوره ويژه اين امر
4- نظارت دقيق بر استريل بودن وسائل و ابزارهايي كه گروههاي پزشكي ،دندانپزشكي، آزمايشگاهي و … استفاده مي كنند .
چه كنيم كه به ويروس مولد بيماري ايدز آلوده نشويم :
what to do to prevent infection :
با توجه به مطالب عنوان شده درمباحث قبلي ،جهت پيشگيري ازآلودگي و يا ابتلاء به بيماري ايدز ضروري است كه موارد ذيل مورد توجه قرار گيرد :
1- رعايت شئونات اخلاقي،مذهبي ،اهميت به ازدواج ،پايبندي و وفا داري به خانواده .
2- استفاده از وسايل شخصي جهت رعايت بهداشت فردي و عدم مصرف تيغ و مسواكو خلال دندان ديگران كه ممكن است در قسمتي ازبدن بوسيله آنها خراش يا بريدگي ايجاد شود .(قبل از استفاده هر گونه وسيله سوراخ كننده پوست بايد از استريل بودن آن اطمينان حاصل نمود .)
3- استفاده ازسوزن و سرنگهاي يكبار مصرف فقط جهت يكبار تزريق
4-دريافت خدمات بهداشتي و درماني فقط ازافراد و مراكزقانوني و ذيصلاح بهداشتي و درماني كه ازاصول احتياط همه جانبه پيروي مي كنند .
5- عدم اعتياد به هر گونه ماده مخدر بعه عنوان يك اصل شرعي و بهداشتي خصوصا پرهيز از مصرف مواد مخدر تزريقي زيرا مصرف نوع ماده مخدر چه تزريقي و چه خوراكي و يا استنشاقي (تدخيني)و حتي الكل باعث كاهش هوشياري و خويشتن داري مي گردد و مي تواند انسان را در برابر رفتارهاي پر خطر بيشتري قرار دهد .
6- استفاده از كاندوم تا حدودي مي تواند از انتقال آلودگي (HIV) پيشگيري نمايد خصوصا در موارد عدم اطمينان كامل از سلامت شريك جنسي .
7- ايجاد آگاهي درباره ايدز در نوجوانان و جوانان كه بدانند كه جلو گيري ازايدز به سهولت امكان پذير است . لذا رفتارهايي كه مي توانند منجر به انتقال اين بيماري گردد ، مانند اعتياد ، روابط جنسي نامشروع و … خودداري كنند .
زيرا ويروس مولد بيماري ايدز مي تواند توسط افرادي كه در ظاهر كاملا سالم و توانمند هستند نيزمنتشر شود ضمنا توجه به اين نكته ضروري است كه :
چون اين بيماري تنها از راههاي خاص و رفتارهاي پر خطر به انسان سرايت مي كند و تماسهاي معمولي در جامعه باعث انتقال اين بيماري نمي گردد لذا لزومي ندارد افراد آلوده كه مي توانند ساليان طولاني بدون علامت به زندگي عادي خود ادامه دهندازجامعه طرد گردند .
پايگاه اينترنتي امدادگران ايران اميدوار است با بهره گيري از انگيزه و توان جواناني كه با علاقه و ايمان به سلامت انسانها و خدمات بشر دوستانه عشق مي ورزند و در جهت تامين آن مي كوشند در مقابله و كنترل اين اين عامل خطرناك و تهديد كننده سلامت جوامع انساني ، اقدامي مؤثري بر دارد .
1- تماس جنسي
2- از طريق دريافت خون و فراورده هاي خوني ، فاكتورهاي انعقادي و يا دريافت اندام و بافت پيوندي از افراد آلوده .
3- از طريق ابزار برنده و نافذ پوست كه آلوده به ويروس باشند .مثل :سوزن وسرنگ مشترك خصوصا در معتادان تزريقي.
4- از راه مادر به كودك
1- Sex تماس جنسي :
حدود 80%موارد آلوده شده به ويروس HIV در دنيا از طريق برقراري روابط جنسي با افراد آلوده مبتلا شده اند ولي در كشور ايران كمتر از15% درصد موارد آلودگي شناخته شده ناشي ار تماس جنسي بوده است . خطر انتقال بيماري از راه تماسهاي جنسي بوده است . خطر انتقال بيماري از راه تماسهاي جنسي غير عادي (مثلا در همجنس بازان ) بيشتر است .
2-دريافت خون و فرآورده هاي خوني آلوده :
nfected Blood Transfusion
بيماري ايدز از
طريق دريافت خون و فرآورده هاي خوني و فاكتورهاي انعقادي آلوده به ويروس
HIV
قابل انتقال است . با آنكه در اكثر كشورهاي جهان اين فراورده ها از نظر نوع آلودگي
به ويروس ايدز و هپاتيت و مورد بررسي قرارمي گيرند ولي حدود 3 الي 5 درصد ازآلوده
شدگان با ويروس HIV
در دنيا ازاين طريق آلوده شده اند .
3-ابزار برنده و نافذ پوست آلوده : Cutting and Piercing Instrument
ابزار و لوازم حجامت ،سوراخ كردن گوش ،خالكوبي ،ختنه سنتي ، طب سوزني ابزار دندانپزشكي ،پزشكي ،جراحي و ،وسائل به كار گرفته شده در طب زنان و زايمان و مامايي در صورت آلوده بودن مي توانند سبب انتقال آلودگي از بيماران به افراد سالم مي گردند .
تيغ سلماني،مسواك ، خلال دندان ، سرنگ و سر سوزن نيزدر صورتيكه به طور مشترك مورد مصرف قرار گيرند .انتقال آلودگي از بيماران به افراد سالم را موجب ميگردند .
اين وسائل يا بايد يك بار مصرف باشند يا آنكه حداقل بطور مشترك استفاده نشود . در مورد آن دسته از وسائل پزشكي ،دندانپزشكي ،جراحي وپيراپزشكي نيزكه امكان استفاده به صورت يك بار مصرف وجود ندارد بايد ابزار به خوبي توسط دستگاههاي مخصوص ويا محلول هاي شيميايي ويژه اي استريل وسترون نشده باشد .
نكته : روشهاي استريل نمودن شامل استفاده ازدستگاههاياستريل حرارتي مثل اتوكلاو، فور ،محلول شيميايي مخصوص وياجوشانيدن و استفاده ازالكل 70% ميباشد .
(استفاده ار الكل 96 درجه براي استريل كردن ابزارمناسب نيست )
مهمترين راه انتقال ويروسHIV در ايران و برخي كشورهاي جهان استفاده افراد معتاد ازسرنگ مشترك جهت تزريق موادبوده است . به طوريكه درايران راه آلودگي 65% موارد آلوده شده با ويروس مولد بيماري ايدز مصرف سرنگ و يا سوزن مشترك جهت تزريق مواد مخدر بوده است .
4- از راه مادر به كودك :
راه ديگر انتقال ازطريق مادر الوده به جنين طي دوران مقابله با ان و حاملگي وزايمان است .همچنين شير مادر آلوده نيز ميتواند سبب انتقال آلودگي به كودك گردد.
- راههايي كه ويروس ايدز ازراه آنها منتقل نمي شود :
: The ways in which AIDS is not Transmitted
ويروسHIV ازطريق تماسهاي عادي مثل كاركردن با يكديگر ،زندگي دسته جمعي ،هم صحبت شدن و معاشرت هاي اجتماعي در محيط هاي عمومي ومكانهاي پر تراكم مثل محيط منزل يا كار يا تماس روزمره با افراد آلوده ،هم سفر بودن ،همكلاسي بودن و نشستن در كنار يكديگر و يا همكار بودن و يا از راه روابط عادي اجتماعي مثل سوار شدن در اتوبوس و تاكسي از شخص آلوده به ساير افراد سرايت نمي كندهمچنين ازراههاي زير نيز قابل انتقال نمي باشد :
خوردن ،آشاميدن و يا استفاده از كارد وچنگال ،ليوان وسايل وظروف غذا خوري ويا در رستوران هاي عمومي و غذا خوردن با يكديگر .
اشك وبزاق
از راه هوا (عطسه وسرفه)
استفاده ازسرويس هاي بهداشتي مشترك مثل حمام ،توالت واستخر هاي مشترك
توسط حيوانات ،حشرات و يا نيش آنها استفاده از تلفن هاي عمومي
با توجه به موارد فوق نيازي به جدا سازي افراد آلوده يابيمار ازافراد سالم ويا خانوده آنها وجود ندارد
مقدمه :
در سال 1981 ميلادي نوعي بيماري ناشناخته در آمريكا گزارش گرديد . عامل اين بيماري نوپديد كه در سال 1983 توسط محققين انستيتو پاستور فرانسه مشخص گرديد ويروس HIV و بيماري مذكور را ايدز ناميدند .
موج گسترش نگران كننده اين بيماري به سرعت مرزهاي جغرافيايي را در نورديده و تمامي كشورهاي جهان را آلوده كرده است اين بيماري لاعلاج و خانمانسوز كه ايدز يا بلاي قرن ناميده مي شود ، با سرعت غير قابل تصور به تهديد سلامت كليه جوامع پرداخته به گونه اي كه تلفات ناشي ازاين بيماري تا آخر قرن حاضر بيش از تلفات وبا و طاعون در قرن نوزدهم بوده است .
طبق برآوردهاي سازمان جهاني بهداشت تا دسامبر 2001 ميلادي حدود 63ميليون نفر در جهان به ويروس H IV مبتلا شده اندتعداد فوت شدگان بر اثر اين عفونت بالغ بر 22 ميليون نفر بوده است . تنها در سال 2001 غريب به پنج ميليون نفر به جمعيت افراد آلوده به اين ويروس افزوده شد و نزديك به 3 ميليون نفر نيز طي اين سال جان خود را به دليل ابتلاءبه ايدز از دست داده اند . بيش از 90% از افراد آلوده جديد ،متعلق به كشورهاي در حال توسعه مي باشند . چهارمين موج همه گيري كه از حدود سال 1995 در خاور ميانه و آسياي مركزي ظاهر گرديده در اوايل قرن به حد اكثر رسيده است . در حال حاضر در آسيا بخصوص آسياي جنوبي و جنوب شرقي متجاوز از6 ميليون نفر آلوده وجود دارد .
سرعت رشد آلودگي در آسيا چند برابر ساير قاره ها است و در هر دقيقه پنج نفر جوان به اين ويروس آلوده مي شوند . انتظار مي رود كه در6 سال آينده اين رقم به12-10 ميليون نفر برسد و ايدز تا سال 2020 ميلادي همچنان اولين علت مرگ خواهد بود .
سازمانهاي بين المللي كه متولي سياست گذاري بهداشتي در دنيا اعلام مي نمايد كه موارد گزارش شده متاسفانه فقط مقدار اندكي ازكميت واقعي آلودگي و بيماري ايدز را در دنيا مشخص نموده است .
تنها در سال 1999 ميلادي 6/5 ميليون نفر مورد جديد به موارد آلودگي با HIV اضافه شده كه حدود نيمي از آنها بين 24-15 سال سن دارند . لذا شناخت بيماري براي كليه خانواده ها و خصوصيات جوانان امروزي ضروري است .
پيشگفتار :
سلامتي با ارزش ترين نعمات خداوندي است كه وسيله و لازمه هر حركت ، ابزار و همچنين هدف توسعه و تكامل مي باشد . سلامتي حق انسانها و تامين آن وظيفه اي فردي و عمومي است . تامين ، حفظ و ارتقاء سلامت جامعه ، رسالت همه حكومتها و شرط اوليه آن مشاهده همه افراد جامعه است . شناخت عواملي ( بيماريها ، حوادث ، بلاياو …) كه سلامت فرد و جامعه را تهديد مي كنند اولين قدم درجهت حفاظت ازسلامت انسانهاست .
اما بعد از قرنها كه علم خود را در اوج قدرت مي بيند و به واسطه اكتشافات پيا پي بيماريها را يكي پس از ديگري ريشه كن مي نمايد و به بشريت اين مژده را مي دهد كه ديگر انسانها به واسطه بيماريهاي عفوني و واگير دار جان خود را ازدست نخواهند داد ، يكباره بروز و گسترش بيماري نوپديد و مرگ آفريني به نام ايدز كه آنرا طاعون قرن ناميدند محاسبات جامعه پزشكي جهاني را مختل مي كند.
ويژگيهاي اين بيماري از جمله سرعت انتقال و گسترش ، جهانگيري ، ميزان كشندگي و معلوليت بالا ، غير قابل درمان بودن و همچنين نهفتگي آلودگي آن و اين مطلب كه تاثيرات اين بيماري جنبه جهاني پيدا نموده و به معضلي بهداشتي ، اجتماعي ، اقتصادي مبدل گرديده جوامع بين المللي و سازمانهاي رسمي و غير رسمي را وادار نمود كه در مقابله با آن تلاش نمايد .
ايدز به صورت يك بيماري همه گير در حال گسترش است . اخيرا در سال 2000 بيش از پنج ميليون نفر به اين بيماري آلوده شده اند . جنبش صليب سرخ و هلا ل احمر از اين واقعيت آگاه است كه بايد در باره گسترش اين معضل تفاهم وجود داشته است و همه به طور هماهنگ پاسخ دهند . مردمي كه به H IV/AIDS آلوده هستند مستحق پاسخ بهتري از طرف جنبش مي باشند. آنها از حق سلامت بر خوردارند و ارائه كمكهاي اوليه چه در زندگي روزمره و چه به هنگام بحران ، حق مسلم آنها مي باشد .
در نوامبر 2000 هيئت رئيسه فدراسيون بين المللي صليب سرخ و هلال احمر ، به منظور گسترش مداخلات خاص و بازنگري سياستها و دستورالعملهاي مربوط
به HIV/AIDS تصميماتي اتخاذ كرد .دبير فدراسيون معتقد است كه كاركنان صليب سرخ و هلال احمر و داوطلبان بايد در مورد ايدز كاملا توانايي داشته باشند ، از شيوه هاي انتقال و تاثير اپيدمي HIV/AIDS كاملا آگاه باشند و بدانند كه چگونه ازانتقال آن جلوگيري كرده و به چه صورت تاثيرات آنرا كاهش دهند .
هيات حكام فدراسيون بين اللملي جمعيتهاي هلال احمر و صليب سرخ در سيزدهمين مجمع عمومي و در بيانيه خود شيوع بيماري ايدز را به عنوان يك بحران مخرب بهداشتي ،اجتماعي و اقتصادي به رسميت شناختند ،واعلام نمودند طبق اصول اساسي خود يعني بشر دوستي ،بيطرفي و بي غرضي متعهد به كارو خدمت به آسيب پذيرترين افراداز جامعه مبتلا به بيماري ايدز مي شوند .
در اين بيانيه مصمم مي گردد از سه طريق پيشگيري ،درمان ، مراقبت و حمايت و احترام به شخص آسيب پذيران با شيوع اين بيماري مبارزه كنند .
در اين ميان جمعيتهاي صليب سرخ و هلال احمر با توجه به اهداف تعريف شده خود با محور انتامين سلامت و زندگي انسانها بر آنند كه در اين مسير تلاش نموده و نقش مؤثري در مقابله با اين بيماري ايفا نمايند .
در همين راستا به دستور و هدايت شخص رياست محترم جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران كميته پيش گيري و مبارزه با بيماري ايدز در جمعيت هلا احمر تشكيل گرديد .
و از آنجا كه پيشگيري از بيماريها ، بهترين ، سهل الوصول ترين موفق ترين و موثر ترين راه مبارزه با بيماريها و اعاده سلامت جامعه است و در عصر كنوني آموزش بهداشت و رفتار سالم به عنوان بهترين ركن پيشگيري از بيماريها در كليه جوامع محسوب ميگردد ،اين كميته استراتژي آموزشي را به عنوان يكي ازاستراتژيهاي برگزيده خود جهت پيش گيري از شيوع بيماري انتخاب كرد .
كميته پيشگيري و مبارزه با ايدز جمعيت هلال احمر در برنامه اجرايي اين استراتژي ،با آموزش اعضاء جواني كه در غالب گروههاي بشر دوستانه در مدارس ،دانشگاهها ، و مراكز جوانان سازماندهي شده اند و همچنين امدادگران ،داوطلبان ، كاركنان و سازماندهي شده اند و همچنين امدادگران ،داوطلبان ،كاركنان و مربيان جمعيت بر آن است تا بوسيله اين راهكار ،ضمن ارتقاء آگاهيها و كوشش در تضمين سلامتي و ايجاد رفتار بهداشتي در آنان ،به انتقال آموخته هاي فرد به ديگر اعضاي خانواده و جامعه بپردازد ،و اميدوار است با اقدامي مستمر گامي در جهت كاهش آسيب پذيري ،خطر انتقال و شيوع بيماري در جامعه بر دارد . جزوه حاضر بخشي از اين تلاش در اين راستا مي باشد .